کتاب «من یک آرمان دارم» به قلم فرانک انصاری، روایت مستند–داستانی از زندگی شهید آرمان علیوردی است که اخیراً ازسوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است جوان آنلاین: کتاب «من یک آرمان دارم» به قلم فرانک انصاری، روایت مستند–داستانی از زندگی شهید آرمان علیوردی است که اخیراً ازسوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. انصاری با ترکیب واقعیت و عناصر داستانی تلاش کرده زندگی و منش شهید را به گونهای روایت کند که هم برای نسل امروز جذاب باشد و هم حقیقت وقایع حفظ شود. در این گفتوگو، نویسنده از چرایی انتخاب شهید علیوردی، دشواری نگارش صحنه شهادت، تلاش برای بیطرفی در روایت و امیدش برای تأثیرگذاری کتاب بر مخاطب سخن گفته است.
چرا آرمان علیوردی را به عنوان شهید شاخص کتاب انتخاب کردید و قالب ناداستان چه کمکی به روایت کتاب کرد؟
نوشتن کتاب درباره شهید علیوردی پیشنهاد حوزه هنری بود. من سعی کردم اثری مستند–داستانی بنویسم که خط داستان آن موازی با زندگی شهید باشد و برای خواننده جذابیت داشته باشد. ترکیبی از واقعیت و تخیل که زندگی و منش شهید را نمایش میدهد. هدفم این بود که کتاب علاوه بر ثبت مستندات تاریخی، تجربهای انسانی و نزدیک به خواننده ارائه دهد تا مخاطب با شخصیت شهید ارتباط برقرار کند و انگیزه پیدا کند و درباره ارزشها و آرمانهای او فکر کند.
چند درصد از کتاب مبتنی بر حقیقت است؟
قسمتهایی که درباره شهید است، کاملاً واقعی هستند. کتاب از جنس خاطره نیست، هرچند برای نوشتن آن از مادر، پدر، دوستان و اقوام شهید مصاحبه گرفته شد. این کار گروهی انجام شد؛ همکاران من، آقای محمد مرادی و خانم لیلا نظری، مصاحبهها را انجام دادند و من نگارش کتاب را برعهده گرفتم. زندگی دختری که در داستان موازی پیش میرود، تخیلی است؛ البته باید اشاره کنم که شخصیت سارا وام گرفته از زندگی دختری است که در یکی از کشورهای خارجی از طریق خواب با شهید ارتباط برقرار کرد و بر اساس یکسری رویدادها متحول شد. این بخش از داستان به نوعی پلی بین واقعیت تاریخی و تجربه خواننده ایجاد میکند تا هم بعد انسانی شهید و هم اثرگذاری آرمانهای او در زندگی افراد ملموس شود.
به نظر شما کدام قسمت داستان نقطه عطف است؟
شهادت آرمان یکی از تأثیرگذارترین بخشهای کتاب بود و نوشتن آن برای من بسیار دشوار بود. نوشتن لحظهای که در آن ۷۰ نفر به شهید حمله میکنند و آسیب میرسانند، سختترین قسمت کتاب بود. مجبور شدم فیلم شهادت او را ببینم و شرح آن صحنه ماهها طول کشید. لذتبخشترین بخش کتاب نیز آن جاست که سارا پس از تحول، سر خاک شهید میرود و با او شروع به حرف زدن میکند. این بخش، فرصتی برای نشان دادن اثرگذاری آرمانهای شهید بر زندگی انسانها و احساسات خواننده است و نشان میدهد که زندگی او فراتر از زمان و مکان خود شهید ادامه پیدا میکند.
مخاطب کتاب چه گروهی است؟
سعی کردم داستان را به زبانی ساده روایت کنم. از همین رو، فکر میکنم همه بتوانند آن را مطالعه کنند، بهویژه نسل دهه ۷۰ و ۸۰ و همه کسانی که به خواندن درباره شهدای امنیت علاقهمند هستند. هدفم این بود که کتاب به هر قشری امکان دهد با شهید آشنا شود، فارغ از پیشزمینه مذهبی یا سیاسی، و بتواند از آرمانها و شخصیت او درس بگیرد.
زبان روایت تا چه حد به فرهنگ عام نزدیک است؟
سعی کردم نزدیک به فرهنگ عام باشد، مخصوصاً به زبان نسل امروز که اعتقادات و باورهای خاص خود را دارند. حتی نظرات قشر مخالف شهید نیز در کتاب منعکس شده و هیچ پیشداوری وجود ندارد. کتاب «من یک آرمان دارم» روایتی کاملاً حقیقی و بدون پیشداوری است. سعی کردم قضاوت و نتیجهگیری را بر عهده خواننده بگذارم، هرچند برای خودم دشوار بود، زیرا در طول نگارش با شهید علیوردی زندگی و آرمانهای او را لمس کردم. اما تمام تلاش خود را کردم که قضاوتهای شخصی در داستان منعکس نشود و خواننده بتواند با ذهنی باز به داستان نزدیک شود.
پس از مطالعه کتاب، دوست دارید مخاطب چه احساسی پیدا کند؟
امیدوارم هر کسی که کتاب را میخواند، آرمان علیوردی را به عنوان الگو انتخاب کند. آرمانهای او را آرمانهای خود بداند و تفکرش را قبول داشته باشد که برای تبیین و حفظ حریم ولایت فقیه در صحنه حضور پیدا کرد و نقش مهمی در حفاظت از کشور داشت. معرفی این الگو به خواننده، به نظر من اهمیت بالایی دارد و میتواند پلی باشد برای آشناییهای بیشتر تا مخاطب بتواند با تفکرات شهید ارتباط برقرار کند. در نهایت، امیدوارم قدر آرمانها را بدانیم و به آنها احترام بگذاریم. این کتاب فرصتی است برای تأمل در ارزشها و درک بهتر این حقیقت که آرمانهای یک فرد میتوانند تأثیری فراتر از زندگی او داشته باشند و الهامبخش نسلهای بعدی شوند.
انتشارات سوره مهر، کتاب «من یک آرمان دارم» به قلم فرانک انصاری را بهتازگی منتشر و در بازار کتاب عرضه کرده است.