نقشه جدید دشمن، زاییده استیصال و درماندگی است. آنها که در جنگ تحمیلی سوم سیلی خورده و از تسلیم ایران ناامید شدهاند، اینک پس از درخواست عاجزانه آتشبس، سلاح قدیمی و کهنه، اما خطرناک «تفرقه» را از غلاف بیرون کشیدهاند. سلاحی نه از جنس تجزیه خاک، که از جنس «تجزیه اجتماعی». رهبر معظم انقلاب در نخستین پیام خود به مجلس، پرده از «طرح و نقشه کور دشمن» برداشتند؛ طرحی که به جای موشک، شکافهای سیاسی را نشانه رفته و به جای بمب، اختلافات جناحی را در دل ملت منفجر میکند. در چنین میدانی، مجلس شورای اسلامی نه صرفاً یک نهاد قانونگذار، که «سنگر خط مقدم» صیانت از بعثت ملی و خنثیسازی این فتنه نوین است. پیام رهبری در چنین میدانی، فراتر از یک تبریک سالانه، یک فرمان عملیاتی برای عبور از مهلکه پساجنگ است.
دشمن پس از شکست در میدانهای نبرد سخت، اتاق فکر خود را بر مدار «ناامیدی، بیاعتمادی و واگرایی» بازتعریف کردهاست. تحلیل پیام رهبری نشان میدهد سناریوی جدید، حمله به «وحدت» به مثابه ستون فقرات قدرت ملی است. آنها به خوبی دریافتهاند که ایران مبعوثشده، با موشک و پهپاد تسلیم نمیشود؛ پس باید ایمانش به آینده و انسجام درونیاش را هدف گرفت. اینجاست که طرح «تجزیه اجتماعی» مبتنی بر «تبدیل کردن اختلافات حزبی به تنازع هویتی»، «برجستهسازی شکافهای اقتصادی بهعنوان بحران سیاسی» و «آلوده کردن فضای رسانهای به دوقطبیهای کاذب» متولد میشود. در این جنگ نرم، دشمن به دنبال آن است که نمایندگان ملت، بهجای پرداختن به «مسائل اصلی کشور»، در گرداب حاشیههای فرسایشی غرق شوند و مجلس، از «عصاره ملت» به تریبون دوقطبیسازی بدل گردد.
اما رهبر معظم انقلاب در این پیام، همزمان با هشدار، یک نسخه شفابخش نیز پیچیدهاند: «مجلس در تراز ملت مبعوث شده». این تعبیر بدیع، به معنای عبور از سیاستورزی محافظهکارانه و عافیت طلبانه و ورود به عرصه نمایندگی جهادی است. «صندلی نمایندگی» در این نگاه، فراتر از کرسی قانونگذاری، «سنگر خط مقدم تحول» است. سنگری که در آن، تقوای فردی نماینده، نخستین سپر در برابر فساد و انحراف میشود و شجاعت او در اعلام مواضع مقتدرانه، تیری بر پیکره زیادهخواهی دشمن. وقتی مقام معظم رهبری از نمایندگان میخواهند «اختلافات حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند»، در واقع نسخه عملیاتی خنثیسازی طرح تجزیه را ارائه میدهند: میتوان منتقد بود، میتوان مخالف بود، اما نمیتوان آب به آسیاب دشمن ریخت. مرز باریک میان نقد سازنده و تفرقه ویرانگر، همان خط قرمزی است که سنگر وحدت را از میدان مین دشمن جدا میکند.
ایفای این نقش در تراز ملت مبعوث، یک سند عملیاتی میخواهد و حضرت آیتالله خامنهای آن را در قالب تمرکز بر شعار سال ۱۴۰۵ ترسیم کردهاند: «اقتصاد مقاومتی، در سایه وحدت ملی و امنیت ملی». این شعار، سکوی پرش از بحران به پیشرفت است. مجلس باید «ریلگذاری دوران پساجنگ» را با اصلاح برنامه هفتم و بازسازی خسارات جنگهای تحمیلی دوم و سوم به دست گیرد. تأکید بر «حکمرانی همافزا با دولت در عین استقلال قوه مقننه»، الگویی عملی از وحدت در عین تقسیم کار است. به این معنا که مجلس و دولت میتوانند بدون گروکشی سیاسی، بر سر منافع ملی همافزا شوند و بزرگترین ضربه را به سناریوی «تفرقه» بزنند. این همصدایی در میدان جهاد، خود بزرگترین عملیات روانی علیه دشمنی است که برای شکست ما روی تقابل قوا و یأس عمومی حساب باز کردهاست.
نقشه دشمن برای «تجزیه اجتماعی» زمانی خنثی میشود که مجلس، آگاهانه و برنامهریزی شده، به «مظهر انسجام ملی» بدل شود، اما چگونه؟ نخست، با اولویت دادن به طرحها و لوایح معطوف به معیشت مردم، زیرا سفره خالی، بهترین بستر برای تفرقه است و ثبات اقتصادی، پایه وحدت. دوم، با تغییر ادبیات از نطقهای جناحی به گفتوگوی انتقادی سازنده؛ نماینده باید بلد باشد چگونه «مخالفت کند» بدون آنکه «خصومت بیافریند». سوم، با نظارت میدانی و انتشار عمومی گزارشهای فسادستیزی؛ شفافیت، اعتماد عمومی را که پادزهر تفرقه است، تقویت میکند. چهارم، با تعامل همافزا با دولت بر سر مسائل ملی، نه گروکشی سیاسی بر سر سهم جناحی و پنجم، با حضور مستمر در میان مردم و روایت صادقانه محدودیتها و پیشرفتها، زیرا ملتی که احساس کند نمایندهاش «از جنس خودش» است و صدایش را میشنود، در برابر هر موج تفرقه افکنی واکسینه میشود. این پنج گام عملیاتی، ترجمه میدانی پیام رهبری برای خنثیسازی «طرح کور» دشمن و صیانت از بعثت ملی است.