در عصري كه متأثر از سلطه حاد واقعيت يا فراواقعيت شكلگرفته است در راستاي منافع قدرتهاي استكباري در ايران، تصور میشود كه جامعه ايران در حال گذار از همبستگي مكانيكي به همبستگي سايبرنتيكي است در عصري كه متأثر از سلطه حاد واقعيت يا فراواقعيت شكلگرفته است در راستاي منافع قدرتهاي استكباري در ايران، تصور میشود كه جامعه ايران در حال گذار از همبستگي مكانيكي به همبستگي سايبرنتيكي است كه در خلال آن ديگر ارزشهاي سنتي و بومي نمیتواند همبستگي ايجاد كند و حتي برخي پژوهشگران در اثر شدت وقوع تغييرات اجتماعي در ايران معتقد به وقوع فروپاشي اجتماعي در ايران هستند، اما در خلال جنگ رمضان و با مبعوث شدن ملت ايران، جامعه ايران در حال تجربه موج جديدي از بازگشت به خويشتن است؛ بازگشتي كه همپاي رزمندگان ميدان، به يكي از عوامل قدرت ايران در برابر تهاجم دشمن تبديل شد و عمق استحكام هويتي جامعه ايران را به تصوير كشيد.
به بيان دقيقتر، در حالي كه دشمن تصور میكرد متأثر از خصومتهاي برساخته خود در حوزه سياسي و اقتصادي و همچنين، شكل دادن به حادواقعيتي در بستر رسانه كه به مدد آن توانسته است ادراك لايههايي از جامعه ايران را در مسير موردنظر خود كاناليزه كند، توانسته است آنگونه محاسبات ملت ايران را تغيير دهد كه حتي منجر به دگرديسي هويتي آنها شده است، بهگونهای كه هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان دشمن گرفتار اين تصور غلط شد كه با حملات خارجي، مردم ايران در داخل نيز با دگرگونسازي رابطه با غير سلطهگر و متجاوز و خودپنداري آن، عليه نظام عرصه خيابان را به نفع او تسخير میكنند. با اين حال، در هر دو برهه، آنچه اتفاق افتاد نه حركت مردم در مسير مطلوب دشمن بود كه اتفاقاً برخي واقعيتها همانند رشد پتانسيلهاي اعتراضي در داخل جامعه ايران اين امكان را تقويت میكرد، بلكه وقوع بعثتي در ملت ايران بود كه در خلال آن، بازگشت به خويشتني تجربه شد كه در آن، جامعه ايران با ديدي نافذ، دگر سلطه گر و آپستيني را نه در مقام خود كه در مقام خصمي ديد كه بايد آن را طرد كند و رابطه غيريتسازي با آن به آنتاگونيستيترين وجه ممكن بروز يابد و در نقطه مقابل، خود را ايراني مسلماني تعريف كرد كه در برابر دگر شيطاني همبسته و منسجم شده و با اتحاد و انسجام خود اجازه نداد كه ايران ويران شود و كنام پلنگان و شيران شود.
در سايه اين بازگشت به خويشتن و انسجام ملي متعاقب آن بود كه با وجود شهادت رهبري و فرماندهان و تداوم حملات خارجي، استحكام ساختار سياسي و دفاعي كشور حفظ شد و با حدود ۴۰ روز مقاومت موفق، در نهايت دشمن مجبور به تقاضاي آتشبس و پذيرش شكست در برابر ايرانياني شد كه خويشتن خويش را بازيافته و مقتدرانه در برابر تجاوز خصم شيطاني، به هويت اسلامي ايراني خود تكيه كرد و آن را راه نجات خود يافت.
به عنوان نكته پاياني بايد گفت كه استحكام هويتي جامعه ايران میتواند در ابعاد و حوزههاي مختلف حيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي ايران اثرگذار باشد. بنابراين، يكي از مهمترين اولويتهاي سياستگذاري و اقدام در برهه كنوني، تلاش براي تحقق اين مهم است. بهويژه در برهه كنوني كه به نظر میرسد خصومتهاي شياطين استكباري عليه ايران ادامه دارد. درواقع، تداوم اين بازگشت به خويشتن ملي و بهرهمندي از دستاوردهاي آن منوط به روايتسازي متقن از آن است تا با رسيدن به منزلت هژمونيك، جهتدهنده سياستها و اقدامات باشد.