کد خبر: 1367926
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰
یک فیلم کم‌هزینه چگونه با روایت درست به پدیده گیشه جهان تبدیل شد؟
درس بزرگ «وسواس» برای سینمای ایران موفقیت «وسواس» این پیام را می‌رساند که جلوه‌های ویژه، بودجه و ستاره‌ها، هیچ‌کدام جای داستان خوب را نمی‌گیرند. تماشاگر امروز برای آنکه حاضر شود بلیت سینما بخرد، تنها یک دلیل کافی نیاز دارد و آن هم این است که از دقیقه اول تا آخر، درگیر قصه فیلم شود
 احمد محمدتبریزی

جوان آنلاین: اگر قرار باشد از یک اتفاق غیرمنتظره در گیشه سال ۲۰۲۶ نام برد، بدون تردید فیلم «وسواس» (Obsession) یکی از مهم‌ترین آنهاست. فیلمی در ژانر ترسناک که تنها با بودجه‌ای حدود ۷۵۰ هزار دلار ساخته شد، اما توانسته از مرز ۴۰۰ میلیون دلار فروش جهانی عبور کند و به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما در میان آثاری با بودجه کمتر از یک میلیون دلار تبدیل شود. این موفقیت با حضور ستاره‌های هالیوودی یا جلوه‌های ویژه عظیم و کمپین‌های تبلیغاتی چند صد میلیون دلاری به دست نیامده و موفقیتش مدیون فیلمنامه دقیق، روایت حساب شده و شناخت درست سازندگان از مخاطب امروز است. 
موفقیت «وسواس» در نگاه اول شاید شبیه یک استثنا به نظر برسد، اما مرور نقد‌های منتقدان خارجی و تحلیل کارشناسان سینما نشان می‌دهد این فیلم بیش از آنکه یک معجزه اقتصادی باشد، نمونه‌ای از بازگشت سینما به مهم‌ترین سرمایه خود یعنی داستان است. 
هسته مرکزی داستان «وسواس» بسیار ساده است؛ جوانی منزوی برای رسیدن به عشق زندگی‌اش از جادو استفاده می‌کند، اما آرزویش به شکلی اشتباه تعبیر می‌شود و همه چیز به کابوسی خونین تبدیل می‌شود. این ایده نه پیچیدگی فلسفی دارد و نه جهان‌سازی عظیم، اما نکته‌ای که بسیاری از منتقدان روی آن تأکید کرده‌اند، نحوه گسترش همین ایده ساده است. 

 منطق داستانی، مهم‌تر از غافلگیری
فیلم «وسواس» برخلاف بسیاری از آثار ترسناک جدید، زمان خود را صرف مقدمه‌های طولانی یا شخصیت‌های اضافی نمی‌کند. هر صحنه یا اطلاعات تازه‌ای به مخاطب می‌دهد یا تنش را افزایش می‌دهد. به بیان دیگر، فیلم هیچ پلان اضافه‌ای ندارد. همچنین فیلم به سراغ ارائه صحنه‌های اغراق شده خون و خونریزی نمی‌رود و همه چیز را در حدی از تعادل و منطق نگه می‌دارد. 
مایکل استاسکو، استاد دانشگاه ویندزور، معتقد است یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت فیلم، اقتصاد روایی آن است. روایتی که همزمان شخصیت‌پردازی، جهان داستان، تعلیق و پیشبرد قصه را انجام می‌دهد و هیچ‌گاه از ریتم نمی‌افتد. این همان ویژگی‌ای است که بسیاری از فیلم‌های کم‌هزینه از آن غفلت می‌کنند. آنها تصور می‌کنند محدودیت بودجه را باید با دیالوگ‌های طولانی یا کش دادن روایت جبران کرد، در حالی که «وسواس» دقیقاً مسیر معکوس را انتخاب می‌کند. 
یکی از نکاتی که در اغلب نقد‌های مثبت درباره «وسواس» دیده می‌شود، وفاداری فیلم به منطق درونی جهان خودش است. تماشاگر حتی اگر با جادو، نفرین یا عناصر فراطبیعی مواجه باشد، تا زمانی که قواعد آن جهان مشخص باشد، داستان را می‌پذیرد. فیلم از همان ابتدا قوانین آرزو کردن را تعریف می‌کند و تا پایان نیز از همان قواعد تخطی نمی‌کند. به همین دلیل، پیچش‌های داستانی اگرچه غافلگیرکننده‌اند، اما تصنعی به نظر نمی‌رسند. 

 دانستن نبض مخاطب
برخلاف بسیاری از آثار ترسناک سال‌های اخیر که فقط با شوک‌های ناگهانی یا جامپ‌اسکر مخاطب را غافلگیر می‌کنند، «وسواس» ترس را از دل شخصیت‌ها بیرون می‌آورد. مخاطب ابتدا به قهرمان نزدیک می‌شود، خواسته او را می‌فهمد و سپس آرام‌آرام شاهد تبدیل شدن همان آرزو به بزرگ‌ترین کابوسش می‌شود. 
نکته مهم دیگر، شخصیت‌پردازی فیلم است. قهرمان «وسواس» یک ابرقهرمان یا نابغه نیست، اتفاقاً جوانی خجالتی، آسیب‌پذیر و پر از ضعف است. همین ضعف‌ها باعث می‌شود مخاطب تصمیم اشتباه او را باور کند. 
این فیلم پیش از آنکه درباره هیولا‌ها باشد، درباره تنهایی، وابستگی عاطفی و میل افراطی به مالکیت در روابط انسانی است. مفاهیمی که برای نسل جوان کاملاً آشنا هستند. همین موضوع باعث شده فیلم علاوه بر علاقه‌مندان ژانر وحشت، مخاطبان عمومی را نیز جذب کند. 
یکی دیگر از دلایل موفقیت «وسواس» را باید خارج از خود فیلم جست‌و‌جو کرد. کری بارکر پیش از ورود به سینما، سال‌ها در یوتیوب فیلم کوتاه تولید کرده‌بود و بیش از ۵/۱ میلیون دنبال‌کننده داشت. این تجربه باعث شد او برخلاف بسیاری از فیلمسازان سنتی، شناخت دقیقی از ریتم مورد علاقه مخاطبان جوان پیدا کند. ارنست ماتیس، استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا، معتقد است فیلمسازان نسل جدید به دلیل ارتباط مستقیم با مخاطبان در فضای مجازی، بسیار سریع‌تر از نسل‌های گذشته یاد می‌گیرند که چه چیزی توجه مخاطب را حفظ می‌کند و چه چیزی او را خسته می‌کند. 
این تجربه در «وسواس» کاملاً دیده می‌شود. فیلم تقریباً در هیچ نقطه‌ای افت ریتم ندارد و هر چند دقیقه یک اتفاق تازه رخ می‌دهد. بارکر محدودیت بودجه را به یک مزیت تبدیل کرده‌است. داستان در تعداد محدودی لوکیشن روایت می‌شود، شخصیت‌ها اندک هستند و جلوه‌های ویژه تنها زمانی استفاده می‌شوند که واقعاً لازم باشند. در نتیجه، توجه مخاطب از ابتدا تا پایان روی قصه باقی می‌ماند. 

 درسی برای سینمای ایران
شاید مهم‌ترین اهمیت موفقیت «وسواس» برای سینمای ایران همین باشد. سال‌هاست بخش مهمی از سینمای ایران یا گرفتار تولید آثار پرهزینه‌ای شده که قدرت جذب مخاطب را ندارند، یا به سمت کمدی‌های سطحی رفته که موفقیت‌شان بیش از آنکه محصول کیفیت فیلمنامه باشد، نتیجه حضور بازیگران مشهور است. این فیلم‌ها، سینمای ایران را هر روز ضعیف‌تر از قبل می‌کنند و کار را به جایی رسانده‌اند که دیگر نمی‌توان از فیلمی شاخص که قدرت مانور و جذب مخاطبان جهانی را داشته باشد، یاد کرد. 
«وسواس» برای سینمای ایران نیز نکته‌ای مهم دارد که نشان می‌دهد در صورت داشتن ایده‌های نو و داستان‌های درست، می‌توان به سراغ ژانر‌های مختلف رفت. سینمای ژانر در ایران، به‌ویژه ژانر وحشت، هنوز بسیار کم‌رمق است و کمتر فیلمسازی به سراغ آن می‌رود. معمولاً کارگردانان ایرانی از هزینه‌های بالای این ژانر یاد می‌کنند در حالی‌که «وسواس» نشان می‌دهد می‌توان با هزینه‌ای محدود، اثری ساخت که اگر از منطق روایی، ریتم مناسب و شخصیت‌های قابل همذات‌پنداری برخوردار باشد و مخاطب جهانی پیدا کند. 
موفقیت «وسواس» این پیام را می‌رساند که جلوه‌های ویژه، بودجه و ستاره‌ها، هیچ‌کدام جای داستان خوب را نمی‌گیرند. تماشاگر امروز برای آنکه حاضر شود بلیت سینما بخرد، تنها یک دلیل کافی نیاز دارد و آن هم این است که از دقیقه اول تا آخر، درگیر قصه فیلم شود. 
«وسواس» دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد و موفقیتش حاصل فیلمنامه‌ای است که می‌داند هر صحنه چه وظیفه‌ای دارد، شخصیت‌هایی که انتخاب‌هایشان قابل‌باور است و کارگردانی که محدودیت مالی را به فرصتی برای تمرکز بیشتر بر روایت تبدیل کرده‌است. چیزی که سینمای ایران بیش از هر چیزی به آن نیاز دارد و باید از طریق کارگردانان با ایده و با دانش به آن دست پیدا کند.

برچسب ها: فیلم ، گیشه ، سینما
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار