کد خبر: 1367787
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
«مسئولیت تشییع» با پایان مراسم خاتمه نمی‌یابد میراث بسیاری از رهبران جهان پس از مرگ در وصیتنامه، سخنرانی‌ها یا آثار مکتوب جست‌و‌جو می‌شود، اما شاید کلیدی‌ترین میراث رهبری که به عاملیت مردم باور قلبی داشت، خود مردمند؛ مردمانی که اندیشه او را نه فقط در یاد، بلکه در کنش روایت و تاریخ اجتماعی زنده نگه می‌دارند
 ریحانه تقوی‌نیک

جوان آنلاین: با پایان گرفتن مراسم وداع و بدرقه با رهبر شهید انقلاب، «مسئولیت تشییع» خاتمه پیدا نمی‌کند. همه اشخاص از طریق بیان تجارب، انتقال خاطرات به نسل‌های بعد و بازخوانی ارزش‌ها و اصول مورد تأکید رهبر شهید انقلاب، در استمرار حافظه جمعی مشارکت می‌کنند، چه اینکه تشییع صحنه بازیابی پیوند‌های مشترک است و هر کنش یا روایتی که این پیوند را تضعیف کند از منطق ارتباطی این رخداد فاصله می‌گیرد. 

تشییع یک رهبر سیاسی تنها بدرقه یک شخصیت نیست؛ لحظه‌ای است که جامعه نسبت خود را با ارزش‌های مشترک، گذشته و آینده‌اش بازتعریف می‌کند. اهمیت چنین رخدادی فراتر از شکوه ظاهری مراسم است و در فرایند‌های ارتباطی و اجتماعی نهفته که از خلال آنها فعال می‌شوند. 
این برداشت بر نظریه ارتباطات آیینی استوار است که ارتباط را صرفاً انتقال پیام نمی‌داند، بلکه فرایندی برای خلق و استمرار یک جهان معنایی مشترک از طریق مشارکت جمعی معرفی می‌کند. در این نگاه، تشییع تنها رسانه انتقال پیام نیست، بلکه بستری برای بازتولید حیات اجتماعی یک اندیشه است. این بازتولید، نه صرفاً از طریق سخنرانی‌ها یا نماد‌های رسمی، بلکه در اجرا تحقق می‌یابد. در مطالعات اجرا، کنش‌های آیینی صرفاً بازنمای معنا نیستند، آنها همان معنا را در عمل اجتماعی می‌آفرینند. اگر اجرا محل شکل‌گیری معناست، جسم انسان ابزار مهمی در این فرایند است؛ ایستادن، حرکت جمعی، اشک ریختن، حمل پرچم یا قاب عکس و دیگر کنش‌های بدنی، شیوه‌هایی هستند که از طریق آنها معنا در عرصه عمومی مرئی می‌شود. 
از سوی دیگر، یافته‌های حافظه فرهنگی نشان می‌دهد که حافظه تنها در آرشیو‌ها و اسناد حفظ نمی‌شود، بلکه از طریق اجرا‌ها و کنش‌های بدنی نیز استمرار می‌یابد. از این منظر، تشییع صرفاً یادآوری گذشته یا رخداد گذشته نیست؛ حافظه جمعی در خود این تجربه مشترک ساخته و به نسل‌های بعد منتقل می‌شود. 

 شرط امکان
بازتولید اجتماع، آفرینش معنا، استمرار حافظه و تداوم ارزش‌ها هر یک گویی کارکردی مستقل دارند، اما همگی بر یک بنیان مشترک استوارند؛ حضور معناساز مردم. از این منظر، مردم نه یکی از عناصر تشییع، بلکه شرط تحقق آن به مثابه یک رخداد اجتماعی و ارتباطی هستند. 
رهبر شهید در طول عمر مبارزات و رهبری خود بار‌ها بر نقش تعیین‌کننده و اثرگذار مردم تأکید کرده بود؛ با آنها تاریخ معاصر ایران رقم خورده، با آنها تداوم یافته و به باور او، آنها کار را تمام خواهند کرد. بنابراین حضور مردم در این مراسم صرفاً وداع نیست؛ بازنمایی عملی اندیشه‌ای است که نقش مردم را در تداوم مسیر جامعه، نقش اساسی می‌دانست. 

 باری که رسانه حمل می‌کند
این نگاه پیامد‌های مستقیمی برای پوشش رسانه‌ای این روز‌های منحصر‌به‌فرد دارد، رویکرد‌هایی که اکنون در پیوند تشییع و رسانه قابل اتخاذ‌ند را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد: مردم نباید صرفاً به مثابه جمعیتی شلوغ و چشم‌گیر بازنمایی شوند، بلکه باید به عنوان کنشگران فعال نشان داده شوند. کنش‌های آگاهانه مردم- حضور داوطلبانه با وجود دشواری‌ها، خدمت‌رسانی، همکاری و انجام مسئولیت‌های سنگین یا همزیستی‌های ایمانی- به روشنی در این روز‌ها قابل مشاهده است. این سوژه‌های فعال با سایر عناصر صحنه در تعامل هستند و رسانه می‌تواند آنها را به جهان نشان دهد. 
روایت رسانه‌ای باید بر تجارب زیسته، قصه‌ها، انتخاب‌ها و انگیزه‌های مردم متمرکز شود. داستان‌های ساده و در حاشیه مردمانی متکثر قابلیت ماندگاری در اذهان را برای سالیان متمادی دارند. 
احساسات بخشی جدایی‌ناپذیر از مراسم است، اما نمایش صرف سوگواری تصویر نادقیقی از مردم ارائه می‌دهد. قاب رسانه‌ای این روز‌ها نباید تنها مردمان را اندوهگین یا مبهوت نشان دهد، زیرا این کار اول، مردم را تنها سوژه‌های احساسی معرفی می‌کند و دوم، غم آنها را امری عادی و صرفاً شخصی جلوه می‌دهد. این غم مسببی دارد و حامل پیام واضحی برای سلطه‌گران جنایتکار است: ملتی که خون خود را طلب می‌کند، اجازه تکرار تهدیدات را به قاتلان نخواهد داد. ملتی که عاطفه و عقلانیت را به موازات هم دارد و آموزه‌های خود را می‌شناسد. رسانه بهتر است مردم را صرفاً هواداران یا جان‌فدایان رهبر نشان ندهد. اگر اندیشه رهبر شهید بر نقش‌آفرینی مردم استوار بوده، روایت رسانه‌ای نیز باید این نسبت را حفظ کند؛ رهبر به عنوان الهام‌بخش و مردم به عنوان تحقق‌بخش آن اندیشه بازنمایی شوند. گزاره‌هایی مثل همه ما وارثان رهبری هستیم یا ایران رهبر دارد، اکنون فرصت تجسد عینی خود را یافته‌اند. باید نشان داد از آموزه‌های علمی و ایمانی تا منش مبارزاتی ایشان، همه در این مردم استمرار دارد و اکنون آنها با چشمان باز، سد راه نیرو‌های شر این جهان شده‌اند. وداع و تشییع نباید صرفاً یک واقعه چند روزه بازنمایی شود، بلکه باید به عنوان بخشی از یک فرایند تاریخی نشان داده شود، فرایندی که گذشته رهبر، کنش امروز مردم و آینده آرمان‌های او را به هم پیوند می‌دهد. در این صورت مردم تنها برای خداحافظی نیامده‌اند؛ آنها استمراردهندگان یک مسیر تکاملی تاریخی هستند. 

 سهم حاضران در مراسم
همین منطق، الزامات و مسئولیت‌هایی را متوجه شرکت‌کنندگان رخداد می‌کند. نخست، هیچ کدام از مردم حاضر در صحنه ناظر خنثی نبودند؛ حضور، حرکت و کنش‌های آنها همه حامل معناست. همچنین با پایان مراسم، مسئولیت تشییع به پایان نمی‌رسد؛ هر فرد از طریق بیان تجربه خود، انتقال خاطرات، گفت‌و‌گو با نسل‌های بعد و بازخوانی ارزش‌های رهبر، در استمرار حافظه جمعی مشارکت می‌کند. تشییع صحنه بازیابی پیوند‌های مشترک است. هر کنش یا روایتی که این پیوند را تضعیف کند، از منطق ارتباطی این رخداد فاصله می‌گیرد. 
در پایان، میراث بسیاری از رهبران جهان پس از مرگ در وصیتنامه، سخنرانی‌ها یا آثار مکتوب جست‌و‌جو می‌شود، اما شاید کلیدی‌ترین میراث رهبری که به عاملیت مردم باور قلبی داشت، خود مردمند؛ مردمانی که اندیشه او را نه فقط در یاد، بلکه در کنش روایت و تاریخ اجتماعی زنده نگه می‌دارند. تصویر نهایی مردم در مراسم وداع و تشییع کنار او باید به عنوان میراث جوشنده رهبر شهید قاب شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار