موشه دایان، وزیر جنگ صهیونیست، انقلاب اسلامی را زلزلهای توصیف کرد که تلآویو را به لرزه درآورد. موشه دایان، وزیر جنگ صهیونیست، انقلاب اسلامی را زلزلهای توصیف کرد که تلآویو را به لرزه درآورد. حقیقت نیز همین است که انقلاب اسلامی نه تنها از درون، بلکه با گسترش الهامبخشی به مردم مظلوم منطقه یا تقویت گفتمان و رویکردهای مقاومت در مقابل استعمارگران، اشغالگران، دیکتاتورها و سرکوبگران، موجب نگرانی نژادپرستان صهیونیست و قلدرهای جهانی شده که این پدیده را مانع سیاستهای خود میدانستند. گام اول دشمنی جبهه شرارت استعماری علیه ایران از همان روزهای اول پیروزی انقلاب آغاز شد و با انواع اقدامات تجزیهطلبانه و جنگ و فشار و تحریم اقتصادی، راه به جایی نبرد و شعله آگاهیبخشی و الهام، مردم منطقه را به حرکت درآورد. با قوت گرفتن هستههای مقاومت و اثرگذاری بر شبکه منطقهای غارتگران وحشی غربی، اولویت راهبردهای عملیاتی بر نابودی این جریانهای مقاومت قرار گرفته و دو دهه را در برگرفت، ولی این گروهها قویتر و مؤثرتر از قبل شدند.
مجدداً اولویت بر یکسرهسازی علیه ایران قرار گرفت تا از درون انقلاب، ظرفیتهای فروپاشی را با کودتاهای رنگی و غربزده و لیبرالیسم کور و پیرو غرب، به سرانجام برسانند. این تلاشها پیش از ثمربخشی، به بصیرت و آگاهی بیشتر و قدرتی افزونتر در ارکان انقلاب و جامعه منجر شد. اولویتهای راهبردی صهیونیستها از روز اول پیروزی انقلاب بر ایران قرار داشتند و با این رویکرد که ظرفیتهای غربی را برای استراتژی خود هزینه کنند، دنبال شده است. ولی از نگاه امریکا و غرب که منافع استعماری در غرب آسیا اهمیتی بزرگتر داشت، همواره اولویت نابودی و سرکوب و استحاله، یا همراه کردن اجباری جریانهای مقاومت برجسته بوده است. تحولات جهانی و جابهجایی شاخصهای قدرت، شرایط و اضطرار را بر قدرتهای وحشی غربی حاکم کرد و از رویههای گذشته و فریبکاری جهانی در شعارهای دموکراسی، حقوق بشر، قوانین و سازمانهای بینالمللی عبور کردند تا منافع خود و موجودیت رژیم صهیونی را با وحشیگری نژادپرستانه و متکی به زور، در قتل و ویرانی و ارعاب و تروریسم نجات داده و نظام منطقهای و جهانی را در دست داشته باشند.
جنگ و نسلکشی در فلسطین و سپس در لبنان یا در قبال یمن و سوریه، سرفصل جنگهای جدید صهیونیسم و استکبار جهانی در عبور از همه عرفها و قوانین و قواعد جهانی بودند تا به هر قیمت سیطره و هژمون خود را حفظ نموده، برای زورآزمایی در مقابل روسیه و چین در نظام جهانی آمادهتر باشند. این پارادایم رفتاری وحشیانه و غیرانسانی و ویرانگر از سوی امریکا و رژیم صهیونی به جای ثمربخشی، به موج جهانی آگاهی و مخالفت با امریکا و رژیم صهیونی منتهی شد و ترامپ و نتانیاهو را به منفورترینها در جهان و به ویژه در غرب تبدیل کرد. از نگاه ترامپ و نتانیاهو و این دو رژیم فاسد و جنایتپیشه، اهمیتی ندارد که جهان و افکار عمومی نسبت به آنها چه ارزیابی دارند و استمرار و گسترش اندیشه جنگافروزی و تروریسم بیشتر، به یک راهبرد جدید نظامی با تشویق صهیونیستها علیه ایران تبدیل شد و سه جنگ را از سال گذشته تا کنون شکل داده است که باز هم حرکت در باتلاق و شکست و هزینههای ویرانگر، دامن آنها را گرفته است.
آخرین راهبرد امریکا و رژیم صهیونیستی، که دو حاکمیت وحشی و نژادپرست و خونریز آن را هدایت میکنند، این است که اولویت یکسرهسازی در قبال ایران همراه با همه پروندههای منطقهای جبهه مقاومت، باید در یک مسیر تدریجی و با ضربات فزاینده و فرسایشدهنده، در شش ماه آینده به نتیجه برسد. مذاکره و توافقهای مرحلهای یا ایدههای سیاسی در پروندههای منطقهای، صرفاً نقاط استراحت و بازبینی عملکرد اقدامات آنها در هر مرحله و برای بهینهسازی روشها و اقدامات جدید است، تا دستیابی به اهداف پروژه منطقهای را یکجا میسر نمایند. امروز در مرحله جدید جنگ ترامپ علیه ایران، اسرائیل در شرایط بازیابی قدرت و التیام دادن به بحرانهای داخلی است و ناتو و کشورهای عربی منطقه، در کنار امریکا نقشآفرینی پررنگتر میکنند و هدف این مرحله از جنگ، ورود به جنگ گسترده و شتاب دادن به بحران اقتصاد جهانی و انرژی نیست، بلکه فرسایش هدفمند شاخصهای اقتصادی و تضعیف نظامی در ایران است تا امکان بحرانسازی از درون در ایران مهیاتر شود و سپس با شتاب دادن به گسترش عملیات نظامی، اهداف آرزومندانه براندازی را محقق کنند.
در این طرح منطقهای و همزمان، مشغول کردن یا فرسایش جبهههای مقاومت به نحوی که امکان نقشآفرینی منطقهای نداشته باشند، در دستور کار است تا هر کدام از آنها به مسائلی در درون کشورهایشان درگیر باشند و تضعیف شوند و همزمان با ضربه نهایی به ایران یا پس از آن، امکان نابودی جبهه مقاومت نیز میسر باشد. حال آنکه امریکا و رژیم صهیونی و شرکای آنها، هر یک با چالشها و موانع و نقاط ضعف راهبردی مواجه هستند و اهداف خود را آرزومندانه با جنگ شناختی ضریب میدهند و از هر زمان دیگری در تاریخ ننگین خود ناتوانترند تا اهداف خیالی را محقق کنند.