تلاطم فضای اقتصادی، رشد بار تورمی در حوزههای مختلف اقتصادی و افت قدرت خرید آحاد مردم در شرایط پس از جنگ رمضان، اگر چه تا حدودی ناشی از واقعیتهایی، چون محاصره دریایی ایران، تخریب برخی زیرساختها در ایران، احساس عدم امنیت روانی در فضای بازارها و... است، نکته مهم در این زمینه آن است که در سایه مدیریت قوی، کارآمد و منسجم مجموعه دستگاههای مسئول، بهویژه قوه مجریه، کنترل بخش قابل توجهی از این وضعیت امکانپذیر است. به تعبیر دقیقتر، غیرمنطقی است که انتظار داشته باشیم حدود ۴۰ روز جنگ و تخریب برخی زیرساختها و از سویی تداوم شرایط «نه جنگ نه صلح»، تأثیری بر وضعیت اقتصادی نداشته باشد و شرایط پس از جنگ با شرایط قبل از آن تفاوتی نداشته باشد، اما با این حال، با انسجام و قوت در تصمیمگیری و مدیریت اوضاع میتوان بر این شرایط فائق آمد. بهویژه از آن رو که با اقتداری که ایران در طول جنگ از خود نشان داد، انتظار آن بود که ایران بعد از جنگ با ایران قبل از جنگ، تغییراتی در مراودات با کشورهای مختلف داشته باشد؛ بدین ترتیب که انتظار میرفت از دستاوردهای میدان برای ایجاد فرصتها و مزیتهای نوین اقتصادی در داخل و بهویژه در تعامل با سایر کشورها، با دقت و ظرافت بهرهبرداری شود. اگرچه بخشی از این قضیه به دلیل تداوم شرایط «نه جنگ نه صلح» طبیعی است، اما نوع مواضع برخی مسئولان نیز بهگونهای بود که در ایجاد این حباب و وضعیت روانی اثرگذار بود. این در حالی است که ضمن وقوف به آسیبها و خسارتهای ناشی از جنگ، باید در مواضع دقت میشد (و بشود) که هیچ پیام ضعفی به بازارها ارسال نشود.
نکته مهمتر در این زمینه آن است که اگرچه در طول جنگ، در مجموع مدیریت مجموعه دستگاهها بهویژه دستگاههای اجرایی قابل تقدیر بود (بهگونهای که با وجود شرایط جنگی، کمبودی در بازارها و در تأمین نیازهای اساسی مردم رخ نداد و شرایط زندگی عادی مردم در جریان بود)، با پایان جنگ، گویا نوعی احساس عادی شدن شرایط در میان دستگاههای مذکور ایجاد شد و مدیریت مطلوب زمان جنگ کنار رفت، بهگونهای که نوعی احساس رهاشدگی در بازارها و مدیریت شرایط اقتصادی احساس میشود که نتیجه آن، تورم سرسامآوری است که قدرت خرید آحاد مردم را در مقایسه با دو ماه گذشته به میزان قابل توجهی کاسته است. به تعبیر دقیقتر، از تأثیر واقعیتهایی که ابتدای یادداشت به آنها اشاره شد نباید غفلت کرد، اما از مجموع عملکرد دستگاههای مسئول در حوزه اقتصاد احساس میشود که آرایش مدیریتی و اجرایی برخی دستگاهها در زمان جنگ تا حدودی کنار رفته و با احساس پایان یافتن تهدید و عادی شدن اوضاع، نوعی رهاشدگی مدیریتی احساس میشود. این در حالی است که اگرچه تهدید نظامی هماکنون به دلیل آتشبس کنار رفته، اتفاقاً جنگ در میدان اقتصاد و معیشت مردم شدت گرفته است و شرط موفقیت و پیروزی در این جنگ، استحکام و فشردهسازی آرایش جنگی در حوزه مدیریت شرایط اقتصادی است. برای این منظور، قوای سهگانه با محوریت قوه مجریه باید با همت مضاعف و جهادی برای حل و رفع چالشهای زندگی روزمره مردم اقدام کنند و اجازه ندهند تلاطمهای اقتصادی، زندگی بخشهایی از جامعه را زیر فشار هزینههای کمرشکن له کند.
آنچه مایه امید و اتکای مسئولان در این زمینه است و ضریب موفقیت کشور را بالا میبرد، همانا همدلی و همراهی آحاد مردم با مسئولان است که باید با صرفهجویی و دقت در مصرف، امکان مدیریت بهینه شرایط اقتصادی را برای مسئولان فراهم سازند. واقعیت هم آن است که اگرچه دستگاههای اجرایی در زمینه اقتصاد و معیشت مردم مسئولیت دارند، اما مدیریت این بار بزرگ از عهده دولت بهتنهایی برنمیآید و با همراهی و همدلی مردم است که امکان مدیریت این مهم فراهم میشود. بنابراین، این گونه نیست که صرفاً از مسئولان خواسته شود اوضاع اقتصادی را به نحو مطلوب اداره کنند، بلکه آحاد مردم هم باید یاریگر آنها در این امر خطیر باشند.