این روزها که همه اخبار ورزشی حول فوتبال و جام جهانی میچرخد و کمتر کسی به اتفاقات حاشیهای ورزش، مخصوصاً در سطح کلان و مدیریتی آن توجه دارد، انتصابهای عجیب و غریبی در فدراسیونها صورت میگیرد که دیدن و شنیدن خبر آنها دود از کله آدم بلند میکند.
این روزها در ورزش و جلوی چشم وزارت و کمیته ملی المپیک با بهانه و بیبهانه و بیربط و با ربط پست تقسیم میکنند. آدم فوتبالی داریم که سر از هاکی درمیآورد و چهره والیبالی داریم که ناگهان هندبالی میشود. حتماً خبرهایش را دیده و شنیدهاید که مثلاً محمود افشاردوست عاشق والیبال ناگهان با حکم علیرضا پاکدل، رئیس فدراسیون هندبال به عنوان مدیر تیمهای ملی هندبال انتخاب میشود. جالب اینکه جناب افشاردوست بعد از این انتخاب سؤالبرانگیز هم عشق و علاقه خود به والیبال و سرمربیگری در یک تیم از این رشته را پنهان نمیکند. حالا اینکه چطور پست مدیر تیمهای ملی هندبال را قبول کرده ما که نفهمیدیم!
مورد دوم، اما جالبتر است. پیمان حدادی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس به فدراسیون هاکی میرود و ناگهان با حکم بهرام قدیمی، رئیس فدراسیون به عضویت هیئت مدیره فدراسیون هاکی درمیآید، اما دلایل رئیس فدراسیون برای این انتخاب از خود انتخاب جالبتر است: «حدادی جزو نیروهای جوان و زحمتکش است. او در پرسپولیس مورد قبول کنسرسیومهای بانکی بوده و پرسپولیس با حضور حدادی شکوفا شده است. او میتواند در حوزه زیرساخت به فدراسیون هاکی کمک کند.»
حالا اینکه پرسپولیس چطور شکوفا شده که از قهرمانیهای پیدرپی به رده ششم جدول، آن هم با شش باخت رسیده جای سؤال دارد یا اینکه جناب حدادی کدام ساختوساز را در پرسپولیس انجام داده که چشم بهرام قدیمی را گرفته، ما که نمیدانیم؛ اگر کسی میداند بگوید یا خود رئیس فدراسیون هاکی شفافسازی کند تا حداقل همه بدانند.
اما نکته مهمتر اینکه آیا در فدراسیونهای هندبال و هاکی قحطالرجال است که این دو فدراسیون متوسل به چهرههای فعال در دیگر رشتهها شدهاند! یعنی در هندبال ایران هیچ کس لایق مدیریت تیمهای ملی نبود که محمد افشاردوست را انتخاب کردند؟ کسی که به قول خودش تمام هوش و حواسش را معطوف والیبال کرده و با وجود عملکرد خوب در والیبال با توجه به این عشق و علاقه قطعاً نمیتواند کمکی به حال و روز هندبال کند.
در مورد مدیرعامل پرسپولیس هم که وضعیت کاملاً مشخص است. اوضاع وخیم پرسپولیس و سقوط آزاد یکی از پرهوادارترین باشگاههای فوتبال ایران با شکستهای پیدرپی و دور ماندن از کسب عناوین قهرمانی در لیگ برتر، جام حذفی و رقابتهای قارهای، همه ثمره مدیریت امثال حدادی است. حالا او قرار است چه گلی به سر فدراسیون هاکی بزند، سؤالی بیپاسخ است.
این درد بزرگی است که آدمهای غیرمتخصص در پستهای تخصصی به کار گرفته شوند. بدون تردید مدیریت تیم ملی و عضویت در هیئت رئیسه فدراسیون دو پست مهم و تأثیرگذار هستند که نفرات برگزیده برای این پستها باید آشنایی کامل و جامعی نسبت به شرایط آن داشته باشند، اما گویا این مهم در ورزش ایران و در روزهایی که کشور در شرایط خاصی به سر میبرد کاملاً فراموش شده و رفقا در حال تقسیم منصبها، پستها و پیشکش کردن آنها به هم هستند. با این حساب اگر طی روزهای آینده شنیدید که مثلاً یکی بیربط سر از فوتبال درآورده یا یکی بیربطتر راهی والیبال شده، اصلاً تعجب نکنید. ظاهراً در ورزش ایران تنها چیزی که برای گرفتن پست و سمت مهم نیست، تجربه و تخصص و البته کارنامه خوب و موفق است.