جوان آنلاین: هفت ماه پس از کشف جسد زن میانسال در سونای ویلایی در لواسان، داماد خانواده و دختر بزرگ مقتول در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند. در آن جلسه متهم اصلی مدعی شد قصد قتل نداشته و «فقط میخواسته مادرزنش از او حساب ببرد»، اما اولیایدم این جنایت را قتلی از پیش طراحیشده توصیف کردند.
صبح ۲۹ مهر سال گذشته، سکوت ویلای خانوادگی در لواسان با یک تماس نگرانکننده شکست؛ دختری جوان هراسان به پلیس خبر داد مادرش ناپدید شدهاست. زن میانسال بدون اطلاع از خانه خارج شدهبود و خودروی ال۹۰ او نیز در حیاط دیده نمیشد. خانواده میگفتند او هرگز سابقه نداشت بیخبر جایی برود و همین غیبت ناگهانی، بوی حادثه میداد. از همان روز، جستوجو برای یافتن زن میانسال آغاز شد؛ جستوجویی که پنج روز ادامه داشت تا اینکه راز تلخ ماجرا در گوشهای فراموششده از همان خانه برملا شد. جسد زن در سونای ویلا پیدا شد؛ جایی که سالها بیشتر شبیه انباری استفاده میشد و کمتر کسی به آن سر میزد.
ورود تیمجنایی
کارآگاهان جنایی وقتی وارد ویلا شدند، با صحنهای مواجه شدند که نشان میداد قاتل تلاش زیادی برای پاککردن ردپاهایش انجام دادهاست. خانه بهطور کامل بههمریختهنبود، اما نشانههای ظریفی از یک درگیری مرگبار دیده میشد. بررسی دوربینهای مداربسته اطراف ویلا، سرنخ اصلی پرونده را آشکار کرد؛ مردی با ماسک و لباس تیره وارد خانه شده و ساعتها بعد آنجا را ترک کرده بود. یکی از همسایهها هنگام خروج او را شناخت؛ داماد خانواده.
دامادی با چهره گریمشده
با افشای این سرنخ، محمد ۳۳ ساله بازداشت شد و خیلی زود به درگیری مرگبار با مادرزنش اعتراف کرد. هرچند مدعی بود همسرش شیوا در ماجرا نقشی نداشته، اما بررسی تماسها، رفتوآمدها و برخی تناقضها باعث شد دختر بزرگ مقتول نیز به اتهام معاونت در قتل بازداشت شود.
جلسه دادرسی
هفت ماه بعد، پرونده روی میز قضات شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت؛ جلسهای طولانی که در آن هر طرف، روایت خودش را از جنایت مطرح کرد.
در ابتدای جلسه، پدر مقتول با صدایی لرزان روبهروی قضات ایستاد و گفت دامادش از مدتها قبل برای قتل برنامهریزی کردهبود؛ «صورتش را گریم کردهبود، کلاهگیس گذاشته بود، شوکر همراه داشت. مگر کسی برای حرفزدن شوکر میبرد؟» او مدعی شد متهم پس از قتل، جسد را به زیرزمین منتقل کرده بود.
فقط میخواستم از من حساب ببرد
وقتی نوبت دفاع محمد رسید، مرد جوان قتل عمدی را انکار کرد و گفت قصدش فقط صحبت با مادرزنش بودهاست. او توضیح داد دو روز قبل از حادثه، همراه همسرش در ویلایی در شیرگاه اقامت داشته و تصمیم گرفته مخفیانه به تهران بیاید تا با مادرزنش صحبت کند؛ «میترسیدم دوباره از من فیلم بگیرد یا برایم دردسر درست کند.» محمد گفت شبانه از پنجره وارد خانه شده و ساعتها در انباری پنهان مانده است. عصر روز بعد، وقتی سگ خانه سر و صدا کرده، مادرزنش متوجه حضور او شده و میانشان درگیری رخ داده است. به گفته متهم، او با شوکر به زن میانسال ضربه زده، اما «ضربه به دستش خورده» و بعد درگیری به سرویس بهداشتی کشیده شدهاست؛ «چند دقیقه بعد دیگر صدایی نشنیدم. وقتی بلند شدم دیدم نفس نمیکشد.» او سپس اعتراف کرد جسد را داخل فرش پیچیده و به سونا منتقل کردهاست.
دختر مقتول: من بیخبر بودم
شیوا، دختر بزرگ مقتول نیز در دادگاه هرگونه نقش در قتل را رد کرد و گفت حتی نتوانسته در مراسم چهلم مادرش شرکت کند. او مدعی شد روز حادثه در ویلای شمال خواب بوده و وقتی بیدار شده متوجه غیبت همسرش شدهاست. با این حال، رئیس دادگاه از او پرسید چرا غیبت ناگهانی شوهرش را به پلیس اطلاع ندادهاست. زن جوان پاسخ داد: «فکر کردم اگر چیزی بگویم ناراحت میشود و میگوید آبرویم را بردهای.» او همچنین ادعا کرد از خرید شوکر و گوشی تلفن همراه توسط همسرش اطلاعی نداشتهاست.
در پایان جلسه، پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلایشان، قضات دادگاه برای صدور رأی وارد شور شدند؛ پروندهای که هنوز هم یک سؤال در مرکز آن باقی ماندهاست: آیا این قتل تنها حاصل یک درگیری ناگهانی بود یا جنایتی از پیش طراحیشده؟