جوان آنلاین: ۱۹ سال انتظار برای قاتلی که پدر و پسری را به خاطر ۳۵ میلیون تومان به قتل رساندهبود با برگزاری جلسه صلح و سازش به پایان رسید. اولیایدم اعلام کردند اگر قاتل دو دیه پرداخت کند، او را میبخشند و گرنه قصاص میکنند. حالا قاتل که نزدیک به دو دهه از عمرش را در زندان سپری میکند، اگر دیه دو مقتول را فراهم کند به زندگی دوباره باز میگردد.
اوایل بهمن ماه سال ۱۳۸۶، زنی سراسیمه به اداره پلیس تهران رفت و از گمشدن ناگهانی شوهر میانسال و پسر جوانش خبر داد. او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «شوهرم محمد و پسرم پیروز یک شرکت خصوصی دارند و هر روز برای کار به دفترشان میروند. امروز آنها مثل همیشه از خانه خارج شدند. بعد فهمیدیم برای معامله یک کارگاه در اطراف تهران از دفتر بیرون رفتهاند. الان چند ساعتی است از آنها بیخبریم و تلفن همراهشان خاموش است. احتمال میدهم برایشان اتفاقی رخ داده باشد.»
کشف خودروی رها شده با جسد در صندوق عقب
پس از طرح این شکایت، مأموران پلیس تحقیقات گستردهای را برای پیدا کردن ردی از پدر و پسر گمشده آغاز کردند، اما نتیجهای به دست نیامد. تا اینکه ۲۴ ساعت بعد، مأموران گشت پلیس خودروی سواری رها شدهای را در اطراف تهران کشف کردند. اما آنچه مأموران را شوکه کرد، آثار خون روی صندلیهای جلو بود که حکایت از حادثهای خونین داشت. رد خون به صندوق عقب منتهی شد. مأموران با گشودن در صندوق عقب، با جسد مرد جوان و میانسالی روبهرو شدند که با شلیک گلوله به قتل رسیده بودند.
بررسی پلاک خودرو نشان داد مالک خودرو همان پدر و پسر گمشده هستند. محمد و پیروز، در صندوق عقب خودروی خودشان، به قتل رسیدهبودند.
قولنامه مچاله شده؛ سرنخ اصلی
کشف جسد پدر و پسر، پرونده را وارد مرحله تازهای کرد. تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تحقیقات فنی خود را برای پیدا کردن سرنخی از عامل یا عاملان قتل آغاز کردند. تیم جنایی بررسی خود را از محل کار پدر و پسر کشته شده شروع کردند. در آنجا، کارآگاهان قولنامه مچاله شدهای را داخل یک سطل زباله کشف کردند. همین سرنخ، آنها را در نهایت به عاملان قتل رساند.
قولنامه مربوط به خرید یک کارگاه در اطراف شهرستان اشتهارد بود. مشخص شد پدر و پسر روز حادثه پس از تنظیم این قولنامه، برای بازدید به کارگاه رفته بودند.
ردزنی تا کارگاه و نگهبان مرموز
مأموران راهی کارگاه در اطراف اشتهارد شدند و دریافتند کارگاه یک سوله متروکه است که قبلاً کارگاه تراشکاری بوده. مرد جوانی به نام «فرامرز» در آنجا نگهبانی میدهد و صاحب کارگاه سالها است در خارج از کشور زندگی میکند.
بررسیها و گفتههای شاهدان نشان میداد روز حادثه پدر و پسر در آنجا دیده شدهاند، اما نگهبان کارگاه منکر حضور آنها بود. تناقضگوییهای فرامرز باعث بازداشت او شد.
افشای راز توسط نگهبان
فرامرز پس از روبهرو شدن با شواهد و دلایل، راز قتل پدر و پسر را برملا کرد. او به مأموران گفت: «چند روز قبل از حادثه، مردی به نام فرهاد مرا به عنوان نگهبان این کارگاه استخدام کرد. در این مدت، او چند بار همراه پدر و پسر کشته شده برای بازدید به کارگاه آمدند. آخرین بار، روز حادثه، فرهاد همراه دو مرد که آنها مدعی بودند صاحب کارگاه هستند و پدر و پسر به کارگاه آمدند. بعد فهمیدم فرهاد آنها را به قتل رسانده است.»
دستگیری فرهاد و انکار اولیه
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران «فرهاد» را تحت تعقیب قرار دادند و در نهایت وی را دستگیر کردند. متهم ابتدا منکر جرم خود شد، اما بعد ادعا کرد قتل را دو نفر از همدستانش به نام «بهروز» و «سیروس» انجام دادهاند.
با این حال، سیروس و بهروز پس از دستگیری قتل را انکار کردند و گفتند فرهاد دروغ میگوید و خودش مرتکب قتل شدهاست. بررسیها و شواهد نیز حکایت از آن داشت که قاتل اصلی فرهاد است و سه متهم دیگر در این دو قتل معاونت داشتهاند. فرهاد پس از بازجویی فنی، ناچار به قتل پدر و پسر اعتراف کرد.
اعتراف تکاندهنده قاتل
فرهاد در بازجویی به کارآگاهان گفت: «وضع مالیام خوب بود، اما ورشکست و با مشکلات مالی زیادی روبهرو شدم. این کارگاه را از قبل میشناختم و میدانستم مالک آن خارج از کشور است. دنبال فرصتی بودم تا در غیاب مالک، کارگاه را بفروشم و مشکلات مالیام را جبران کنم. برای فروش کارگاه آگهی دادم تا اینکه پدر و پسر به عنوان خریدار با من تماس گرفتند. وقتی فهمیدم آنها پولدارند و واقعاً قصد خرید دارند، با آنها قرار گذاشتم و در نهایت قولنامهای تنظیم کردیم.»
وی ادامه داد: «قرار شد مبلغ زیادی را به صورت نقدی به من تحویل دهند. روز حادثه با آنها در محل کارگاه قرار ملاقات گذاشتم. آنها با ۳۵ میلیون تومان پول و چک مسافرتی به کارگاه آمدند. از سوی دیگر، برای اینکه آنها شک نکنند، از قبل سه نفر از دوستانم را استخدام کردم. یک نفر نگهبان کارگاه و دو نفر دیگر هم نقش صاحبان کارگاه را بازی کردند که به تازگی از خارج آمده بودند. آن روز برای اینکه ردی از خود به جا نگذاریم، پدر و پسر را به قتل رساندم و پولهایشان را سرقت کردم. سپس جسدها را داخل صندوق عقب خودروشان گذاشتیم و در اطراف تهران رها کردیم.»
محاکمه و حکم قصاص
متهمان پس از اعتراف در دادگاه محاکمه شدند. فرهاد، متهم ردیف اول، به جرم دو قتل عمد به دو بار قصاص محکوم شد. سه متهم دیگر نیز به حبس محکوم گردیدند.
حکم قصاص فرهاد پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی فرستاده شد. متهم چند سال پس از حادثه برای اولینبار پای چوبه دار رفت، اما به دلیل حضور نداشتن اولیایدم، قصاصش به زمان دیگری موکول شد.
۱۹ سال بلاتکلیفی و جلسه صلح و سازش
حالا ۱۹ سال از وقوع آن حادثه میگذرد. فرهاد در وضعیت بلاتکلیفی در زندان به سر میبرد. مدتی قبل، او با نوشتن نامهای، درخواست تعیینتکلیف پروندهاش را کرد.
پس از این درخواست، شعبه اجرای احکام جلسه صلح و سازش برگزار کرد. در آن جلسه، فرزندان مقتول (اولیای دم) اعلام کردند: «چنانچه قاتل دیه دو مقتول را پرداخت کند، او را میبخشیم. وگرنه به زودی حکم قصاص را اجرا میکنیم.»
حالا همه چیز به تصمیم فرهاد و خانوادهاش بستگی دارد. او اگر بتواند دیه دو نفر را پرداخت کند پس از ۱۹ سال از زندان آزاد میشود و زندگی تازهای را شروع میکند و در غیر اینصورت پروندهاش با قصاص بسته میشود.