جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که در عنوان خود آورده، به بازخوانی «تنگناهای زنجیرهای برنامه عمرانی ششم در دوره پهلوی» پرداخته است. «برنامه آخر» از سوی سیده لیلا موسوی تایف شده و پژوهشکده تاریخ معاصر، آن را منتشر ساخته است. تارنمای ناشر طی یادداشتی در باب مضمون و محتوای این تحقیق، چنین آورده است: «کتاب برنامه آخر (تنگناهای زنجیرهای برنامه عمرانی ششم در دوره پهلوی)، که به تازگی روانه بازار نشر شده، برهه حساس سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ را از منظر برنامهریزی توسعه واکاوی میکند. نویسنده در این اثر معتقد است، که تقابل میان تمایلات شخصی شاه و نظرات کارشناسی سازمان برنامه به اوج خود رسیده بود. این کتاب در سه فصل اصلی، ابتدا به پیشینه برنامهریزی در ایران پرداخته و سپس تنگناهای ساختاری را عامل اصلی شکست طرحهای عمرانی معرفی میکند. از کمبود نیروی انسانی ماهر و ضعف زیرساختهای فیزیکی، تا بحران تورم و محدودیتهای مالی، همگی دست به دست هم دادند تا برنامه ششم به جای آنکه پلی به سوی تمدن بزرگ باشد، به سندی برای اثبات بنبست اقتصادی تبدیل شود! پژوهشکده تاریخ معاصر که همواره پیشرو در انتشار اسناد و واکاوی زوایای پنهان تاریخ معاصر ایران است بوده، اخیرا این اثر را به جامعه علمی عرضه کرده است. این کتاب در ۲۴۱ صفحه، حجمی متناسب برای مطالعه محققان و علاقمندان به تاریخ اقتصادی دارد و با تکیه بر اسناد متقن، تصویری تازه از روزهای پایانی اقتصاد پهلوی ترسیم میکند. فهرست مطالب این پژوهش، به شرح ذیل است: فصل اول: مروری بر برنامههای عمرانی پهلوی دوم، شرایط تدوین برنامه عمرانی ششم، کلیات برنامه عمرانی ششم/ فصل دوم: نارساییها و محدودیتها، ایرادات و ناممکنهای درونبرنامهای، چالشها و تنگناهای ساختاری/ فصل سوم: بررسی تنگناهای زنجیرهای، عدم تعادل در عرضه و تقاضا، ایران در مسیر واردات، نوسانات درآمدهای نفتی، فشار بر ظرفیتهای زیرساختی کشور، کمبود نیروی انسانی ماهر، مسئله تورم و مهار آن، کمبود منابع مالی/ سخن پایانی/ فهرست منابع.»
در بخشی از «برنامه آخر» چنین میخوانیم: «برنامه ششم و اعلام عمومی مفاد آن در جامعه ایران، موجی از خشم و نارضایتی را در میان مردم بهوجود آورد. محمدرضا پهلوی در حالی از تبدیل ایران به دروازه تمدن سخن میگفت، که نابرابری و بحرانهای اقتصادی گریبانگیر جامعه شده بود و آشکارا چهره فقر و بدبختی را بازنمایی میکرد؛ اگرچه از نظر کار کارشناسی و جامعیت طرحهای اقتصادی، برنامه ششم بهتر از سایر برنامهها تدوین شده بود، اما واقعیت این است که مردم دیگر به لفاظیها و کارشناسیهایی که منافع آنها را نمایندگی نمیکرد، وقعی نمینهادند. درنتیجه، مخالفتها بیشتر از گذشته آشکار شد. یکی از دلایل مهم ناکامی این طرحهای اقتصادی که ظاهراً با هدف توسعه نوشته میشد، این بود که روحیه مذهبی و فرهنگی جامعه، وابستگی به غرب و بهویژه امریکا را برنمیتابید و خواهان استقلال در اداره امور کشور بود. امامخمینی و حلقه یاران ایشان با گوشزد کردن مصادیق وابستگی سلطنت پهلوی به امریکا در قالبهای گوناگون ازجمله کاپیتولاسیون و منافع مالی و مادی فراوانی که از قبل این طرحها عاید مستشاران و کارشناسان خارجی میشد، فضای لازم برای ابراز مخالفت مردم با شاه را فراهم کردند. یکی از دلایل مهم فوران خشم عمومی در نتیجه این برنامههای توسعه، ترویج مصرفگرایی و ورود بیرویه کالاهای خارجی بود، که نوعی الگوی سرمایهداری مصرفگرا را ترویج میکرد....»