جهان در تقویم یک ساعت صفر دارد و در جغرافیا یک نقطه جوش. ساعت صفر، پایان همان ۶۰ روزی است که دونالد ترامپ در چنبره قانون ۱۹۷۳ کنگره گرفتار آمده و نقطه جوش، تنگهای است که از امروز، دیگر با کلیدواژههای کهنه تعریف نمیشود. رهبر انقلاب اسلامی، حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنهای، درست یک شب مانده به انقضای مهلت قانونی ۶۰ روزه بزرگترین لشکرکشی تاریخ غرب، پیامی را منتشر کردند که بیش از آنکه تحلیل یک نبرد باشد، فرمان اعلام تولد یک ساختار جدید امنیتی در غرب آسیاست. پیامی که دو میخ بر دو تابوت میکوبد: تابوت «ناتوی عربی» و تابوت «امنیت وارداتی».
۱- مهندسی زمان، ضربالاجل وارونه: برای فهم عمق این پیام، باید از همزمانی مرگباری که در آن صادر شد رمزگشایی کرد. دقیقاً یک روز مانده به ۱۱ اردیبهشت (اول ماه مه ۲۰۲۶)، تاریخی که ضربالاجل ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگی امریکا به پایان میرسد و ترامپ، طبق قانون اساسی خودش، دیگر بدون مجوز کنگره حتی اجازه شلیک یک گلوله را ندارد. رهبر انقلاب، اما نیامدند این ضربالاجل را به سخره بگیرند. فراتر رفتند و آن را «وارونه» کردند. وقتی در پیام میخوانیم که «فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است»، در واقع یک اولتیماتوم جدید متولد میشود: نظم پساامریکایی، از همین امروز آغاز شده است و تو، ترامپ، هنوز درگیر ماده و تبصرههای کنگره خودت هستی. این «مهندسی زمان»، یعنی ابتکار عمل راهبردی برای همیشه از واشنگتن ستانده و در تهران مستقر شده است.
۲- تدفین ناتوی عربی: از شورای وهابی تا همسرنوشتان:، اما ضربه دوم، عمیقتر و ماندگارتر است. جایی که رهبری، نه با یک اعلام جنگ، که با یک «دعوت تمدنی»، پیکر نحیف «شورای ضدایرانی همکاری خلیج فارس» را به گور میفرستند. شورایی که از سال ۱۳۸۱ با مهندسی نامرئی امریکا، عملاً به «ناتوی عربی» بدل شده بود، ساختاری وهابی‑صدامی با یک مأموریت پنهان: همسویی با صدام برای بلعیدن ایران و پس از سقوط صدام با مأموریت مزاحمت دائمی برای ایران و محور مقاومت.
اما واژهگزینی رهبری در این پیام چیست؟ «همسرنوشت». این یعنی نقطه پایان بر آن «برادری دروغین امنیتی». دیگر قرار نیست امنیت همسایگان جنوبی ما، از لندن و واشینگتن و تلآویو خریداری شود. «همسرنوشتی» یعنی تولد یک «شورای امنیت بومی خلیج فارس» با محوریت ایران. ائتلافی که در آن، نه خبری از کلاه سفیدهای سعودی است، نه از خنجرهای پنهان اماراتی، و نه ناوگان پنجم امریکایی. تنها یک حقیقت میماند: جغرافیا تغییر نمیکند، همسایهها میمانند و بیگانگان به رهبری امریکا، از هزاران کیلومتر دورتر، در این منطقه جایی ندارند «مگر در قعر آبهایش».
۳- نظم جدید: قواعد حقوقی تنگه، هدیه ایران به همسایگان برای همزیستی و همسرنوشتی: بر این اساس، «قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز» که رهبری بشارت آن را دادند، یک دکترین دفاعی یکجانبه نیست، یک «دعوتنامه جمعی» است. ایران قوی، با تبدیل خلیج فارس از یک منطقه بیصاحب به یک «منطقه با حاکمیت مشترک همسایگان» و مدیریت ایرانی تنگه هرمز، عملاً اعلام میکند: هر کس آماده «همسرنوشتی» باشد، از مواهب اقتصاد این شاهرگ جهان بهرهمند میشود. هر کس بخواهد به آشیانههای پوشالی بیگانه پناه ببرد، باید شاهد باشد که همان پایگاهها، «حتی تأمین امنیت خودشان را هم ندارند». این گذار از «امنیت عاریهای» به «امنیت تقسیمشده منطقهای»، تیر خلاص به دکترین امنیتسازی غربی در منطقه است.
جهان نظارهگر یک لحظه نادر در تاریخ است: پایان یک پیمان پوشالی و طلوع یک همسرنوشتی راهبردی. پیام رهبر معظم انقلاب در این بزنگاه، هم نقشه راه آینده است و هم سنگ قبر یک توهم ۴۴ ساله. توهم اینکه میتوان با ناوهای آهنی، اراده ملتها را زنجیر کرد. امروز، زنجیره ظفر که به تدبیر امام شهید و آن دوراندیش عظیمالشأن شکل گرفته، دیگر تنها بر لبه موشکهای ایرانی نمیچرخد، که بر مدار یک «دعوت تمدنی» از همسایگان حرکت میکند. ناتوی عربی فروریخت، شورای همسرنوشتان خلیج فارس (به عنوان مقدمه تشکیل تمدن بزرگ اسلامی) متولد شد و آنان که این همزیستی باشکوه را برنمیتابند، وعدهگاهشان همان جاست که مقام معظم رهبری فرمودند: قعر آبهای همیشه فارس. بِاِذنِ الله.