جوان آنلاین: امریکا قادر نیست پیامدهای اقتصادی، سیاسی و مهمتر از آن حیثیتی بستهشدن تنگه هرمز را تحمل کند، با به سر آمدن انتظارش، تهدید به حمله کرد. ترامپ سعی داشت با محاصره دریایی و اعمال فشار، ایران را وادار به بازگشایی تنگه هرمز به سبک امریکایی کند.
به نظر او، وقتی ایران تنگه هرمز را بدون هزینه و پرتاب یک گلوله باز کند، امریکای بیدستاورد که از دید ناظران سیاسی در واشینگتن جنگ را بیهدف و راهبرد خاصی ادامه میدهد، میتواند آن را به عنوان نشانهای از پیروزی نمایش دهد؛ مثلاً جیک سالیوان، مشاور سابق کاخ سفید، وضعیت ترامپ را از نظر راهبردی نامشخص توصیف کرده که در خطر سرگردانی بدون هدف روشن، قرار گرفته و میتواند ریسک خطر را برای امریکا بیشتر کند، اما روز گذشته ترامپ که خشمش در لحن کلامش آشکار بود، تهدید کرد که «پروژه آزادی»، صبح دوشنبه به وقت خاورمیانه آغاز خواهد شد. وی گفته است این طرح، با هدف آزادسازی کشتیها و خدمه گیر افتاده آنها در خلیج فارس به دلیل بستهماندن تنگه هرمز است. براساس این طرح، ارتش امریکا یک مسیر عبور در تنگه هرمز ایجاد میکند تا کشتیها بتوانند از خلیج فارس خارج شوند.
امریکا در حالی بار دیگر دست به تهدید میزند که پیش از این، با عملی کردن تهدیدهای خود علیه ایران و آغاز جنگ، عملاً به بنبست رسیده و نتوانسته در هیچ عرصهای بر ایران غلبه کند. واقعیت میدانی حاکی از آن است که ایالاتمتحده تا کنون در دو مرحله متوالی در میدان با شکست مواجهشده و اکنون نیز این شکست را به مرحله سوم کشاندهاست. مرحله نخست شامل آغاز جنگ و اجرای عملیات نظامی در داخل خاک ایران میشود. امریکا در این مرحله در برابر حملات متقابل ایران در چارچوب یک جنگ منطقهای ناکام ماند، بهگونهای که امریکا حتی پس از حملات گسترده نتوانست تنگه هرمز را بازگشایی کند.
در مرحله دوم امریکا برای جبران این ناکامی، راهبرد جنگ را به سمت محاصره اقتصادی و دریایی تغییر داد تا از طریق ابزارهای فشار و تهدید، به توافقی دست یابد که اهداف نظامی تحققنیافتهاش را تأمین کند، اما در این مرحله نیز، حتی با تمدید آتشبس و این تصور که خرید زمان میتواند به سود واشینگتن تمام شود و ایران اهدافی، چون تنگه هرمز را باز کند، شکست دیگری رقم خورد.
به گفته مؤسسه خاورمیانه (MEI)، امریکا با کنار گذاشتن راهبرد بازدارندگی در خلیج فارس و تبدیل شدن به یک «متجاوز منطقهای»، در جنگ با ایران با شکست مواجه شده و نتوانسته است به اهداف خود در تغییر حکومت دست یابد، در حالی که ایران «خونین، اما سرکش» باقی مانده و بر حق خود برای کنترل تنگه هرمز پافشاری میکند. تحلیلگران روزنامه گاردین نیز هشدار دادند که امریکا با شروع این جنگ «به جایگاهی بدتر از قبل از جنگ» با ایران عقبگرد کردهاست. اکنون نیز تهدید امریکا در قالب «پروژه آزادی» نشان میدهد که این کشور در مواجهه با شکست میدانی و محاصره از سوی نیروهای مسلح، عملاً درمانده شده و دست به اقدامی انتحاری میزند تا از این طریق، روزنهای برای اعلام پیروزی ایجاد کرده و خود را از مخمصهای که خود ساخته است، نجات دهد.
ناکامی محاصره در شکلگیری پروژههای قبلی
امریکا با محاصره در صدد بود روی ادراک عمومی ایران هم تأثیر بگذارد و نارضایتی داخلی را به سمت ایجاد یک جبهه جدید در جنگ هدایت کند. در واقع، امریکا با تثبیت محاصره و بدون هیچ اقدامی و در قامت ناظر پشتیبان، در پس زمینه فشارهای اقتصادی به وجود آمده، هستههای تروریستی خود را فعال کند و بالاخره از گزینه خود برای فروپاشی و تجزیه کشور رونمایی کند.
اما در واقعیت، مردم ایران با حفظ وحدت و انسجام ملی، نگذاشتند زمینههای چنین توطئهای فراهم آید. تهدید اخیر ترامپ مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز، به روشنی نشان میدهد که این پروژه در عمل با شکست مواجه شده و امریکا مجبور به روی آوردن به اقدام نظامی شدهاست. این رویگردانی به اقدام نظامی از روی قدرت نیست، بلکه از سر ضعف و بنبست راهبردی واشینگتن صورت میگیرد. در حقیقت، امریکا که نتوانسته از طریق فشار حداکثری و محاصره به اهداف خود دست یابد، اکنون در تلاش است با نمایشی نظامی، شکستهای پیاپی خود را پوشش دهد یا با فشار بیشتر به تهران توافق مدنظرش را تحمیل کند، اما واقعیتهای جامعه ایران نشان میدهد که این راهبرد نیز در برابر ایستادگی مردم و نیروهای مسلح ایران، جز تکرار تجربهای تلخ برای کاخ سفید حاصلی در پی نخواهد داشت، زیرا همانطور که نیروهای مسلح ما هشدار دادند، در برابر این موضوع سکوت نخواهند کرد و دوباره جنگ به نقطه پرهزینه و بیدستاورد برای امریکا و متحدانش بازخواهد گشت. دوباره منافع منطقهای امریکا و رژیم صهیونیستی زیر ضرب موشکها و پهپادهای ایرانی قرار خواهد گرفت و تبعات هراس از تشدید تنش منطقه را فراگیر خواهد کرد. همانطور که میدل ایست مانیتور میگوید، گزینه نظامی یک توهم خطرناک است. جنگ مستقیم میان امریکا و ایران تقریباً به طور قطع به یک افتضاح و هرجومرج منطقهای بزرگتر تبدیل خواهد شد. موشکهای ایران، شبکهسازی تهران در سراسر منطقه و توانایی تهدید تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را یکشبه بالا ببرد، گلوی انرژی جهانی را تا مرز خفگی بفشارد و اقتصادها را زمین بزند. ما این سناریو و فیلم وحشتناک را پیشتر در عراق و افغانستان دیدهایم؛ پیروزیهای سریع که به تلههای بیپایان و پرهزینه بدل شدند.