عضو شورای اطلاعرسانی دولت با تأکید بر اینکه در جنگهایی میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند، گفت: ادبیات بهکار رفته در تولید محتوای جنگ باید جانبدارانه باشد؛ ادبیات بیطرفانه را در چنین مواقعی به صورت نسبی خیانت به وطن میدانم جوان آنلاین: عضو شورای اطلاعرسانی دولت با تأکید بر اینکه در جنگهایی میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند، گفت: ادبیات بهکار رفته در تولید محتوای جنگ باید جانبدارانه باشد؛ ادبیات بیطرفانه را در چنین مواقعی به صورت نسبی خیانت به وطن میدانم.
به گزارش ایرنا، ماشاءالله شمسالواعظین، عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت روز گذشته در نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟» که در محل دفتر مطالعات و توسعه رسانهها برگزار شد، صحبتهای خود را با طرح این پرسش آغاز کرد که آیا روزنامهنگاری حرفهای، حتی در شرایط بحرانی، میتواند بیطرفی خود را حفظ کند، گفت: روزنامهنگاری متعهد، در دوران بحران، وظایف و مسئولیتهای متفاوتی بر عهده میگیرد و حفظ بیطرفی مطلق در این شرایط، امری دشوار به نظر میرسد.
وی خطرات را به دسته «فوری و آنی»، «در حال برنامهریزی» و «ناشی از نیات خصمانه» برشمرد و افزود: تمام جنگهای اخیر خاورمیانه به ویژه جنگ تحمیلی اخیر رژیم صهیونیستی و امریکا علیه ایران با القای سومین گزینه آغاز شدهاست. در چنین شرایطی، جبهه داخلی باید با جبهه نظامی هماهنگ باشد و هرگونه تعلل یا تخلف در این زمینه، پیامدهای جدی خواهد داشت.
عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت با اشاره به وجود کمیتهای ویژه در رژیم صهیونیستی برای نظارت بر خبرهای جنگ اظهار کرد: این کمیته اجازه انتشار اخبار بدون عبور و گذر از نظارت را نمیدهد. در جنگ اخیر نیز شاهد بودیم که این رژیم برای انتشار تصاویر خرابیهای ناشی از جنگ، مجازات زندان شش ماهه تعیین کرد، بدون اینکه نیازی به دادرسی باشد و هم اکنون ۱۳۰ شهروند اسرائیلی دقیقاً به همین جرم در زندان به سر میبرند، این در حالی است که در ایران، چنین محدودیتهایی و به این شکل وجود ندارد.
شمسالواعظین با تأکید بر اینکه در جنگهایی میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند، تصریح کرد: اخلاق حرفهای روزنامهنگاری ایجاب میکند که در جنگهای میهنی در کنار دولت بایستم. تاریخ جایگاه ما را ثبت خواهد کرد که کجا ایستادهایم؛ آیا در جای درست تاریخ، یعنی در دوران جنگهای میهنی، ایستادهایم یا به جاهای دیگر رفتهایم و حتی موضع بیطرفانه اتخاذ کردهایم. این روزنامهنگار پیشکسوت گفت: ادبیات به کار رفته در تولید محتوای جنگ باید جانبدارانه باشد، شخصاً ادبیات بیطرفانه را در چنین مواقعی به صورت نسبی خیانت به وطن میدانم. دشمنان ایران برای حمله و تجاوز به ایران از ادبیات حماسی استفاده میکنند، امریکا از نام «خشم حماسی» و رژیم اسرائیل از نام «شیران اسرائیل» برای حمله تجاوزکارانه استفاده میکنند، اما همچنان روزنامهنگاران ایرانی سؤال میکنند که آیا نیاز هست که از ادبیات جانبدارانه استفاده کنیم؟ شمسالواعظین تأکید کرد: عدم اعلام فوری اخبار توسط رسانه ملی، در دوران جنگهای میهنی، بخشی از پروتکلهای حرفهای روزنامهنگاری محسوب میشود و دیگر سانسور تلقی نمیگردد. این امر، بخشی از حفظ تعادل روانی و اجتماعی در دوران جنگهای میهنی و بخشی از اخلاق بینالمللی است.
بیطرفی در جنگ معنا ندارد
عبدالله گنجی مشاور فرهنگی شهردار تهران هم طی سخنانی در این نشست گفت: در شرایط جنگی، اصل بیطرفی فاقد معنای واقعی است و فراتر از آن، هنگامی که پیچیدگیهای رسانهای با گفتمان روشنفکری در جامعه درهم میآمیزد، همان گرههای شناختی و اجتماعی پدیدار میشود.
گنجی با اشاره به راهبردهای رسانهای دشمن گفت: همانگونه که در سناریوهای طراحیشده توسط موساد، تلاش میشود تا میان جمهوری اسلامی و ایران شکاف ایجاد شود، ممکن است برخی نیز از تفکیک این دو در بستر جنگ استقبال کنند؛ اما پیامد این روند، ترور رهبری و فرماندهان نظامی خواهد بود. این افراد اگرچه فرماندهان جمهوری اسلامی هستند، اما زیرساختهایی، چون مدارس، بیمارستانها و پتروشیمیها متعلق به ملت ایران است و فارغ از نوع حکومت، پابرجا خواهند ماند. از این رو، این تعارض و تناقض به وضوح قابلمشاهده است. وی افزود: همسویی بخش عمدهای از اپوزیسیون جمهوری اسلامی با مواضع کشور در این جنگ به استثنای جریان سلطنتطلب ریشه در این واقعیت دارد که تاریخنگاری آینده ایران را نه متجاوز، بلکه مورد تهاجم ثبت خواهد کرد. ایران طی ۲۸۸ سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکردهاست، اما برخی رسانههای داخلی نیز تصویری کاملاً جنگطلبانه و پرتنش از کشور ارائه میدهند. حال آنکه با واکاوی واقعیات تاریخی، از اواخر دوران نادرشاه افشار تاکنون، ایران هیچگاه آغازگر جنگ علیه کشور دیگری نبودهاست.
وی خاطرنشان کرد: انسجام ملی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ریشه در منطق حاکم بر جمهوری اسلامی داشت؛ ما به پای میز مذاکره رفتیم تا از وقوع جنگ جلوگیری کنیم. همسویی رسانههای داخلی نیز از همین منطق نشئت میگرفت. با وجود پایبندی به حقوق بینالملل و پیشبرد مسیر دیپلماتیک، به دلیل برخورداری طرف مقابل از سلاح هستهای و تمایل ما به استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی، مورد تهاجم قرار گرفتیم. بخش مهمی از انسجام جامعه مدیون همین منطق حکومتی بود که در فضای رسانه نیز به وضوح بازتاب یافت؛ از اینرو، رسانهها نمیتوانستند با رویکردی صرفاً نقادانه مدعی شوند که با اتخاذ مسیرهای دیگر، جنگی رخ نمیداد. گنجی افزود: گاه ورود به فرآیندهای مذاکرهای که در ظاهر بیحاصل مینمایند، ضرورتی راهبردی است. در دوگانه کنونی «مذاکره یا عدم مذاکره» که به باور من در نهایت به نتیجه واحدی ختم میشود، زیرا شکافهای طرفین بسیار عمیق است، ممکن است بخشی از افکار عمومی داخلی، گفتوگو را گشایشی مثبت تلقی کند. از اینرو، حضور در میز مذاکره برای اقناع این قشر، نهتنها بیفایده نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ نه با این امید که توافقی حاصل شود، بلکه برای آنکه مردم صحنه را عینیتر ببینند و ماهیت طرف مقابل را به درستی بشناسند.
باید واقعیت اصلی جنگ علیه ایران را فریاد بزنیم
دستیار اجتماعی رئیسجمهور هم طی سخنانی در این نشست با تأکید بر اینکه اهمیت رسانه در ایران تا کنون ناشناخته بودهاست، گفت: هر قدر در دفاع از تمامیت ارضی ایران موفق بودیم و جانانه دفاع کردیم، در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق نبودهایم.
علی ربیعی با تأکید بر اینکه باید عادت کنیم به یک زیست همراه با انواع و گونههای بحران گفت: باید ژورنالیسم و رونامهنگاری در بحران را بفهمیم و بشناسیم، اما متأسفانه جامعه و حاکمیت ما هنوز اهمیت رسانه را درک نکردهاست. یکی از ویژگیهای این دو جنگ اخیر که آنها را جنگهای نوین میدانم، تغییر پارادایم به سوی اطلاعات و عملیات روانی روی شهروندان است. وی اضافه کرد: متأسفانه رسانه در ایران در طول یک دهه گذشته به فراموشی سپرده شده و اهمیت آن تا کنون ناشناخته بودهاست، در حالی که روح و روان جامعه ایرانی هدف اصلی دشمنان و بدخواهان بودهاست، ما با دو اقدام یا کنش مواجه بودهایم؛ بیتوجهی و عدم درک نقش رسانه در داخل و برنامهریزی و برنامهسازی بسیار پرقدرت از خارج. نظام سیاسی ما با قدرت در مقابل تجاوز به تمامیت ارضی عمل کرده که بسیار تحسین برانگیز است، اما در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم.
ربیعی با بیان اینکه واقعیت جنگ اخیر، نفت، موقعیت ژئوپلتیک و اسرائیل است، تأکید کرد: باید با صدای بلند واقعیت اصلی جنگ رژیم اسرائیل و امریکا علیه ایران را فریاد بزنیم، واقعیتی که در میان صحبتهای ترامپ به وضوح قابلمشاهده است. وی با تأکید بر اینکه پدیده تولید پسا حقیقت در شرایط فعلی در طول تاریخ ایران بیهمتا بودهاست، خاطر نشان کرد: متأسفانه، بخش بزرگی از این وضعیت نتیجه سیاستهای رسانهای بود که اتخاذ نکردیم و متأسفانه مرجعیت خبری، مرجعیت فیلم، مرجعیت تفریح و سرگرمی در کشور ما به تدریج از بین رفت، چراکه پولهای اسرائیلی، پولهای نفتی و حمایتهای برخی کشورها، به تدریج، مرجعیت ذهنی ما را ربودند.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور با طرح این پرسشی مبنی بر اینکه روزنامهنگار ایرانی باید چگونه از ذهنیت تحت حمله ایرانیان دفاع کند، اظهار کرد: باید کسانی را که حتی در زندان بودند، اما علیه جنگ نوشتند، ستایش کنیم، حتی آن فرزند ایران که در دیار غربت ایستاد و برای ایران قلم زد، بسیار قابلتحسین است. اینها همگی دستاوردها و ظرفیتهای رسانهای ما هستند. ربیعی افزود: سؤال اینجاست که چگونه میشود سیاستهای داخلی را نقد کرد، اما در عین حال، از ذهنیت ایرانیان محافظت کرد؟ یکی از زمینههای باورپذیر کردن دفاع از ذهنیت ایرانیان، داشتن قدرت نقد داخلی است. در این میان بحث دو قطبیسازی و تلاشهای برخی برای تضعیف قدرت ملی و نظامی، از اهمیت زیادی برخوردار است. نباید اجازه داد این ابزارهای توطئه، علیه کشور ما بهرهبرداری شوند. باید هوشمندانه، در خط مقابل آنها بایستیم و درک کنیم که چه سیاستهایی مورد نیاز است تا این وضعیت اصلاح شود. رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با تأکید بر اینکه باید روی پوشش اجتماعی و انسانی تجاوز کار کنیم، گفت: متأسفانه هنوز نتوانستیم به خوبی به کودکان میناب بپردازیم و به وجوه انسانی جنگ کمتر پرداختهایم.