خلیج فارس فقط یک محدوده جغرافیای آبی و مسیری برای تردد و تجارت برای ایران نیست، بلکه بخشی از هویت و تمدن ما به حساب میآید و حماسهها و جانفشانیهای ملت شریف ما برای استقلال و پاکسازی آن از لوث وجود بیگانگان و متجاوزان در طول تاریخ، آن را نماد مقاومت و فرهنگ حماسی ما قرار داده است.
تنگه هرمز، معبر اتصال خلیج فارس به دریای عمان با نامی ایرانی، شهرتی جهانی دارد و جزیره ایرانی هرمز، دژ استوار نگهبانی و مدیریت این تنگه راهبردی محسوب میشود و نماد شکست استعمار غربی یعنی مخروبههای قلعه پرتغالیها در این جزیره قرار دارد. قلعهای که در ۲۲آوریل ۱۶۲۱به دست امامقلی خان، حاکم شجاع فارس، فتح گردید و الهامبخش ملتهای بهستوه آمده از استعمار پرتغالیها شد و اهالی کنیا را تشویق به شورش علیه آنها کرد.
همین مناسبت تاریخی، وجه نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به روز خلیج فارس شده است. مبارزه ایرانیان برای استقلال خلیج فارس و اخراج بیگانگان از آن فقط به جنگ با پرتغالیها محدود نمانده و شامل هلندیها، انگلیسیها و امریکاییها هم شده است و مردمان خطه جنوب و سواحل دریای مکران و خلیج فارس قهرمان این مبارزات به حساب میآیند که سرداران دلیری از قبیل رئیسعلی دلواری و نادر مهدوی، جلودار و پرچمدارشان بودهاند. گویا منطق مشترک تمام متجاوزان امپریالیستی زور بوده است. از این رو، مبارزات قوی و مقتدرانه پایانبخش حضور و دخالت استعماری آنها بوده است و حالا نوبت به امریکای جنایتکار رسیده که با خروج انگلیس از منطقه خلیج فارس جایگزین روباه پیر شده و همچون کفتاری در پی مفتخوری است و در منطقه لانه گزیده و جا خوش کرده است. امریکا علاوه بر چشمداشت به منابع منطقه و کنترل رقبای جهانی، امنیت رژیم صهیونیستی را هم دنبال کرده و در سالیان اخیر نقش نیابتی برای شکلدهی به نظم منطقهای با محوریت رژیم رو آورده که تلاش برای عملیاتی کردن پیمان صلح ابراهیمی و اتصال ریلی کشورهای عربی با اراضی اشغالی و قرار گرفتن رژیم به عنوان پایانه واردات فناوری و صادرات کالا و انرژی در همین راستا بوده است. البته امریکا و رژیم، جمهوری اسلامی ایران را مانع اصلی پیشبرد این طرح کثیف تشخیص دادهاند که برای حذف یا همراهسازی، باید ابتدا از قدرت تهی و سپس به شرایط قبل از انقلاب اسلامی برگردد و یکی از کشورهای وابسته و دنبالهرو در منطقه باشد.
با روی کار آمدن ترامپ و احیای سیاستهای امپریالیستی امریکا و شخصیت بیمار و ماجراجویانه او، صهیونیستها فضا را برای تقویت نقش نیابتی امریکا برای پیشبرد نقشه اسرائیل بزرگ و فرسایش قدرت کشورهای منطقه و در رأس آن ایران مقتدر فراهم و ترامپ را برای حمله به ایران تشویق کردند.
ترامپ و باند مافیای فاسد اطراف او، با اطلاعات غلط سران تلآویو خام شده و فروپاشی یا تسلیم ایران را در جنگ سوم با چند روز تهاجم سنگین، قطعی میدانستند.
اما برخلاف این تصور، ایران اسلامی واکنشی قاطع و کوبنده به متجاوزان محور شرارت امریکایی و اسرائیلی داد و علاوه بر حملات بیامان موشکی علیه پایگاههای امریکا و رژیم صهیونیستی، به مدیریت تردد در تنگه هرمز رو آورد که نتیجه آن انعکاس خبر ناتوانی و شکست امریکا در جنگ و وارد شدن شوک به تجارت جهانی بود که مسئولیت آن به امریکا برمیگشت که شروعکننده جنگ و مسبب ایجاد این شرایط برای جهانیان بود. تمام جهانیان از جمله ملتهای منطقه فهمیدند که امریکا عامل ناامنی است و حضورش فقط زحمت و هزینه به دیگران تحمیل میکند. مقاومت جانانه رزمندگان ایرانی در برابر متجاوزان که برآمده از انقلاب اسلامی و آموزههای تمدنی اسلام و ایران است، سرآغاز فصل نوینی برای خلیج فارس و تنگه هرمز به حساب میآید که نه تنها شکست لشکریان متجاوز را رقم خواهد زد، بلکه زمینه خروج امریکا از منطقه و برقراری امنیت پایدار با همکاری کشورهای منطقه را فراهم خواهد کرد.
در بازگشت به چنین زمینه و شرایطی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) با اشاره به سرنوشت مشترک ما و کشورهای منطقه، به صراحت در پیامشان به مناسبت روز خلیج فارس اعلام داشتند: «ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن دل ملت را شاد خواهد کرد، باذن الله و لو کره الکافرون.»