کد خبر: 1355019
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
سیدعبدالله متولیان

تاریخ، آینه تمام‌نمای امروز ماست. آن‌جا که کوفیان پای‌کار علی (ع) در جنگ صفین، پس از ماه‌ها ایستادگی، خسته شدند و به بهانه «سرمای خیابان» و «نان سفره»، حماسه را با حسرت تاخت زدند. امروز ما، در امتداد همان مسیر، روبه‌روی همان امتحانیم. 
هنوز طعم فتح در کام لشکریان علی (ع) بود که زمزمه‌ها آغاز شد. روایت‌ها از خطبه‌های نهج‌البلاغه به‌روشنی نشان می‌دهد که امام، خستگی کوفیان را پیش‌بینی کرده بود: «شما را به جهاد فرا می‌خوانم، اما، چون بدهکاری که از ادای دین سرباز می‌زند، عذر می‌آورید.» همان مردمی که روزی با شور، گردِ عَلَم علی (ع) جمع شده بودند، در نیمه راه، به جای شمشیر، بهانه به دست گرفتند. دشمن، اما بر خلاف آنان، استوار مانده بود: «آن‌ها هم مردمانی همچون شما هستند، چرا آنها این همه پایدارند و شما این قدر سست؟»
راز آن شکست تلخ، در این جمله نهفته است: «گفتار داغتان سنگ‌های سخت را می‌شکند، اما اعمال سستتان دشمنان را به طمع می‌اندازد.» آری، آغاز راه، همیشه با شعار‌های پرهیجان زیباست؛ اما پایان راه، به دستان پینه‌بسته‌ای تعلق دارد که خستگی را به خود راه نمی‌دهند. امروز نیز، در تقاطع خیابان‌های تاریخ، ما همان ملت آزموده‌ایم. دشمن، بر خسته شدنمان حساب ویژه‌ای باز کرده است. پس از دو ماه ایستادگی، وسوسه بازگشت به روزمرگی، خطری است که از دل «خستگی» می‌روید. 
آمار‌ها گویای حقیقت تلخی است: در جنگ صفین، تنها ۱۵ درصد از کوفیان، یعنی حدود ۱۲ هزار نفر از ۸۰ هزار سپاهی، تا آخرین نفس در کنار علی (ع) ماندند. این هسته سخت، ققنوس‌وار از خاکستر تردید‌ها سر برآوردند و حماسه‌ای را رقم زدند که اگر با استقامت آن یک‌ونیم‌سال آخر همراه می‌شد، نقشه جهان را دگرگون می‌کرد. آنان ثابت کردند که پیروزی، نه با شمار زیاد، که با «پای‌کاری» کم‌شماران به‌دست می‌آید. 
امروز، نبرد ما در «خیابان‌های سراسر ایران» جریان دارد. سرما، فشار اقتصادی، شایعات و دلتنگی برای «نان سفره» و «آغوش خانواده»، همان بهانه‌هایی است که سپاه کوفه را از ادامه راه بازداشت. اما ما فرزندان حیدریم، ما شیعه امام حسینیم، ما از مولایمان نیک آموخته‌ایم «دنیا را می‌توان فتح کرد، مشروط بر آن که تا آخرین نفس بایستیم.» شبکه‌های اجتماعی امروز، میدان‌دار عملیات روانی دشمن شده‌اند تا شاید ما هم، چون کوفیان، «شب‌های خیابان» را تاب نیاورده و به پستوی خانه‌ها پناه ببریم. 
راه برون‌رفت از این دو راهی تاریخی، روشن است: تاریخ، پاداش خود را تنها به صابران می‌دهد. همان‌گونه که تداوم ایستادگی ما، مشروعیت جریان حق را تثبیت می‌کند، خاموشی ما، میدان را برای یورش اشرار جهانی خالی خواهد کرد. هر لحظه‌ای که در این خیابان‌ها می‌مانیم، نه یک کنش سیاسی، که تجدید بیعتی است با آن امامی که خطاب به مردمی که خسته شده بودند فرمود: «و اگر پیروزی به وسیله شما به دست آید، پیروزی بی‌ثمری است.» ما اما، پیروزی ثمرمند را می‌خواهیم؛ پس می‌مانیم. «تا کی در خیابان بمانیم؟» این سؤال را نه ما، که تاریخ از ما پرسیده است. پاسخ ما، سرنوشت آیندگان را رقم خواهد زد. امروز، هر کدام از ما «مالک اشتری» هستیم که انتخاب می‌کنیم؛ یا تسلیم خستگی شب‌های سرد شویم، یا پگاه فتح را در آغوش کشیم. به قول آن رهبر تنهای کوفه: «چه دردی دارید؟ درمانتان چیست؟» درمان ما، ادامه راهی است که از کوچه‌های کوفه تا خیابان‌های ایران، امتداد یافته است. پس خسته نمی‌شویم و می‌مانیم؛ برای تاریخ، برای فردا، برای حقیقت، تا کی؟ تا هر زمان که آقای ما و امام ما بفرمایند. حضور در خیابان فراتر از سوخت موشک، دلگرمی و پشتوانه امام است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار