حضور بیش از ۵۰ روزه مردم در میادین و خیابانها به عنوان یک پدیده جدید در سپهر سیاسی ایران، پدیدهای شگفتانگیز است که علاوه بر نزدیک کردن دلهای مردم و جامعه متکثر ایران با همه تفاوتها، بعثتی عجیب در ایران رقم زد که اکنون، میدان دفاعی و دیپلماسی را هدایت و پشتیبانی میکند جوان آنلاین: حضور بیش از ۵۰ روزه مردم در میادین و خیابانها به عنوان یک پدیده جدید در سپهر سیاسی ایران، پدیدهای شگفتانگیز است که علاوه بر نزدیک کردن دلهای مردم و جامعه متکثر ایران با همه تفاوتها، بعثتی عجیب در ایران رقم زد که اکنون، میدان دفاعی و دیپلماسی را هدایت و پشتیبانی میکند. انسجام و مؤلفه قدرت میدانی مردم که امروز در خیابانهای کشور به درستی پیام بازدارندگی را به اتاق فکر دشمنان مخابره کرده، گواه راستینی از فرمایش قائد عظیمالشأن شهید جمهوری اسلامی ایران در بهمن ماه سال گذشته و بعد از جنگ ۱۲ روزه است. ایشان در بیانات خود به قدرت واقعی کشور یعنی مردم اشاره کردند و اظهار داشتند: «وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانکه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
آنچه امروز هویداست، این است که بعثت و رستاخیز مردمی با انگیزه الهی، توانسته بسیاری از معادلات جنگی را به نفع ایران تغییر دهد و با نمایاندن قدرت درونی به دشمنان، سدی مقاوم و سترگ در مقابل آنها ایجاد کند. در وهله نخست، حضور حماسی، مستمر و دشمنشکن مردم به عنوان تضمینکننده میدان جنگ و پشتیبانیکننده و مایه دلگرمی نیروهای نظامی کشور بوده و بر قدرت و ترتیبات میدان نظامی نیز افزودهاست.
علاوه بر آن، این بعثت، به خونخواهی رهبر شهید انقلاب برخاسته است و تا گرفتن خون سیدالشهدای انقلاب میدان را رها نخواهد کرد. در واقع، حضور و مقاومت مردم تا به نتیجه رساندن جنگ به نفع جمهوری اسلامی و انتقام از دشمن پابرجا خواهد بود و هیچ توطئه خارجی نمیتواند سبب کاهش انگیزه آنها شود و آنها را از میدان تصمیمگیری خارج کند.
ایران پروز جنگ ارادهها
ایران در میانه نبردی فرسایشی و طولانی قرار گرفتهاست که ماهیت آن را پیش از هر چیز باید جنگ ارادهها نامید. در این میدان، جنگ سخت، ترور، تحریمهای فلجکننده، آشوبهای خیابانی و نسخههای اقتصادی تحمیلی، همگی ابزارهایی برای درهم شکستن اراده ملی و تحمیل خواست دشمن به شمار میآیند. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران راهی جز مقاومت فعال برای خنثیسازی این توطئهها ندارد؛ راهبردی که حضوری آگاهانه و مستمر در میدانهای مختلف میطلبد و خوشبختانه حضور پرشور مردم در خیابانها نشان داد که با وجود فشارهای فزاینده، روحیه صبر راهبردی و مقاومت فعال در بطن جامعه جاری است و مردم همچنان حامیان مستحکم میدان نظامی و عرصه نبرد هستند.
نکته قابلتأمل در این میان آن است که این جنگ ارادهها، برخلاف محاسبات دشمن، نهتنها به بیثباتی و شکاف داخلی دامن نزد، بلکه وارونه عمل کرد و به موتور محرکهای برای انسجام ملی و همافزایی بیسابقه میان تمام سطوح جامعه و حاکمیت تبدیل شد. این تهدید خارجی، عامل پیونددهندهای برای تمام ارکان سیاسی کشور گشت. از این منظر، ملت ایران با مقاومت آگاهانه خود نهتنها به یک عامل بازدارنده قطعی در برابر زیادهخواهی دشمن بدل شدند، بلکه از سوی دیگر، توان راهبردی و قدرت چانهزنی ایران را در معادلات منطقهای و بینالمللی به شکلی چشمگیر افزایش دادند.
امروز بسیاری از مفسران و ناظران بینالمللی، یکی از دلایل پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ تا به اینجا را تابآوری ایران میدانند. از نظر آنها ایران توانست بر جنبههای مختلف فشار از سوی امریکا مقاومت کند که علائم آن پیش از این در تابآوری اقتصادی پس از تحریم دیده میشود. مفهوم تابآوری ایران مشخصاً به مردم وابسته است و امروز مردم در حمایت از جمهوری اسلامی در خیابانها حاضر هستند و خیابان را میدان نبردی در برابر دشمن میدانند.
ناتوانی دشمن در شناخت ملت ایران
به گفته فارن افرز، در جنگ رمضان تهران به اندازه کافی در برابر ضربات دوام آورده و در مقابل به اندازه کافی هم به امریکا و رژیم اسرائیل خسارت وارد کرده و اراده امریکا و اسرائیل برای ادامه درگیری را فروپاشیده است. به گفته وی این راهبرد فعلاً در حال کار کردن است. ایران با وجود جذب ضربات، همچنان به عملکرد خود ادامه میدهد.
علاوه بر موارد فوق، میدان خیابانها از فاز دوم جنگ جلوگیری کرد و معادلات نبرد را به نفع ایران تغییر داد. پیش از آغاز جنگ بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران امریکایی و صهیونی نهاییشدن تغییر حکومت در ایران را مشروط به پایانبندی جنگ در قالب جنگی داخلی و آشوب میدانستند که بدون آن امکان موفقیت در منازعه وجود ندارد. از نظر آنها، حوادث دی ماه نقطه اتکایی بود که میتوانست راهاندازی یک آشوب داخلی را در میانه جنگ سهلالوصول کرده و مسیر جنگ را به سمت داخل تغییر دهد. از این جهت هزینههای سیاسی و اقتصادی برای امریکا و رژیم صهیونیستی کاهش پیدا کرده و گسترس ناامنی و بیثباتی، پایههای حاکمیت را متزلزل میکرد، اما این نوع تئوریزه کردن جامعه ایرانی با خطای بسیار فاحش و بزرگی همراه بود و نشان داد که تصمیمگیران امریکایی درکی از ماهیت جامعه ندارند.
بعد از آغاز حملات امریکا و رژیم صهیونیستی، مردم ایران به صحنه خیابانها آمدند و با تمام توان و ظرفیت خود، میدان خیابانها را حفظ کردند تا هم مانع شکلگیری توطئه دشمنان در راهاندازی آشوب شوند و هم با نمایش اتحاد مقدس در خیابانها، تصویر دروغین رسانههای وابسته به غرب در مورد جامعه ایران را که آنها را حامی جنگ و مخالف جمهوری اسلامی مینامید، باطل کنند.
در نتیجه، این رویداد منحصر بفرد، اثری ماندگار در تاریخ ایران و فراتر از آن در تاریخ جهان خواهد بود که در پس آن نظریههای جامعه شناسی و سیاسی شکل خواهد داد و منبع و الگوی بسیاری از مردم جهان در آینده خواهد شد.