کد خبر: 1364012
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
دنیا عیوضی

پیرزن، خسته از مسیر، اما استوار، نزدیک‌تر شد. لرزش دستانش را با گوشه چادر پوشاند و انگار که بخواهد غبار سال‌ها بغض را یک‌جا بر دوش کلمات بگذارد، جملاتش را آرام و شمرده زمزمه کرد. جوان دانشجو، با طمأنینه‌ای که از سن و سالش فراتر بود، کاغذ را پیش کشید.
 قلم بر کاغذ لغزید و با خطی خوش، کلمات پیرزن را برای رهبر تازه، «آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای»، ثبت کرد. وقتی پیرزن رفت، جوان سرش را بلند کرد و گفت: «می‌بینی؟ مردم در این دل‌نوشته‌ها برای رهبر جدید، نه فقط سلام، که بیعت می‌فرستند. آنها از ایشان می‌خواهند که کشتی این سرزمین را با همان ناخدایی صبورانه هدایت کنند.»
از او پرسیدم: «در این روز‌هایی که خبر تشییع پیکر رهبر شهید از تهران تا مشهد، تمام شهر را در بهتی سنگین فرو برده، مردم چه گفتنی‌هایی دارند؟» جوان قلم را متوقف کرد. نگاهش ابری شد و گفت: «قلب‌ها از فراق رهبر عزیزمان تکه‌تکه شده‌است. همه می‌گویند آقا چقدر مهربانانه و صبورانه از میان ما رفتند. انگار که می‌خواستند حتی در وداع آخرشان هم، باری بر دوش ملت نباشد. حالا که می‌دانیم باید ایشان را بدرقه کنیم، داغ مردم شعله‌ورتر شده. هر چه به لحظه بدرقه پیکر به سمت مشهد نزدیک‌تر می‌شویم، پذیرش این حقیقت سخت‌تر می‌شود.»
او ادامه داد: «آقا کلی درس‌آموخته برای ما گذاشتند و رفتند. اینکه عزت ما در گرو خودکفایی، استقلال و رشد علمی در داخل همین سرزمین است. ایشان همیشه می‌گفتند برای ساختن ایران باید روی پای خودمان بایستیم و این باور، همان موتور محرک من در دانشگاه و کلاس درس بود. حالا که پیکر تکیه‌گاه این فکر و اندیشه را تشییع می‌کنیم، باورمان نمی‌شود. هنوز گوش به زنگ شنیدن طنین صدای ایشان از رسانه‌ها هستیم؛ هنوز دلمان می‌خواهد خبر بیاید که آقا برای نماز جمعه می‌آیند و بیانات‌شان از تلویزیون پخش می‌شود. این رفتن، زخمی بر جان نسل ماست.»
جوان نگاهی به کوه کاغذ‌های پرشده انداخت و افزود: «مردم در این موکب، میان اندوه تشییع و امید به رهبر تازه، ایستاده‌اند. آنها اینجا می‌آیند تا به رهبر جدید بگویند که همان گفتمان پیشرفت و عزت، هنوز در رگ‌های این سرزمین جاری است. هر نوشته، تکه‌ای از یک خاطره زنده است؛ روایتی از مردی که حتی پس از رفتن، هنوز در اندیشه آبادانی این خاک و جان‌های مشتاق ما زنده است.»
بغضی که در گلویش خانه کرده بود، راه بر کلمات بست. جوان با چشمانی که حالا بارانی شده بود، زمزمه کرد: «کاش ما فدای شما می‌شدیم آقا... کاش ما به جای شما می‌مردیم... کاش...»
و این «کاش»‌های معصومانه، در فضای موکب پیچید. در این فضای آکنده از سوگ، مردم می‌آیند تا با قلم، پیوندی دوباره ببندند؛ پیوندی که از رهبر شهید به رهبر تازه منتقل می‌شود. اینجا موکب «وفاداری» است؛ جایی که نسل جوان، در حالی که پیکر محبوبش را به سمت خانه‌ابدی بدرقه می‌کند، پرچم امید را به دست رهبر تازه می‌سپارد.

برچسب ها: مردم ، مذهب ، رهبر انقلاب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار