در دل هر بحران، کسانی هستند که به جای مقابله با مشکلات واقعی، تنها به فکر بهرهبرداری از وضعیت موجود برای منافع شخصی خود هستند. یکی از این افراد، رضا پهلوی است که تنها به دنبال جایگاه و مطرح شدن در فضای عمومی میگردد و به دنبال راهی است که نامش در رسانهها و شبکههای اجتماعی مطرح شود. او برخلاف آنکه میگوید به فکر مردم است، اما هیچگونه احساس مسئولیتی در قبالشان ندارد. برایش هم مهم نیست که مردم با فراخوانها و جهتدهیهایش به چه سرنوشتی دچار شوند. تنها و تنها، به طرحهای شخصی خود و جلبتوجه رسانهها میاندیشد و بس. او حتی حاضر است با هزینه کردن پول از جیب همین مردم و به هر قیمتی، خود را در کانون توجهات قرار دهد. چه بسا برای خرید تبلیغاتی در رسانهها و شبکههای اجتماعی و گاهی برای ظاهر شدن در صفحه اول خبرها، هزینه کند.
نمونه اخیر این رفتارها، سفر بیخبر و بیدعوت او به آلمان است. رضا ربع پهلوی که برای باقی ماندن در کانون توجه و رسانهها، به راحتی از منابع مالی مردم ایران استفاده میکند، به آلمان رفته تا در همایشی که هیچ دعوت رسمی از او نشده، شرکت کند. این حرکت نهتنها نشاندهنده بیتوجهی او به مسائل واقعی مردم، بلکه نشاندهنده تداوم سیاستهای کهنه و شکستخوردهای است که در دوران پیش از انقلاب اسلامی پیگیری میشد. در شرایطی که کشور در بحران است، او به جای اینکه نگران وضعیت مردم باشد، در پی جلبتوجه برای خود است.
اما آنچه شاید از این سفر به ظاهر بیاهمیت فراتر باشد، امکان ساخت سناریوهای ساختگی است. شاید او برای جلب توجه بیشتر، با استفاده از چند صد یورو فردی را به عنوان مهاجم استخدام کند و این حمله ساختگی، در رسانههای اسرائیلی به عنوان خبری داغ و تکراری منتشر شود. این همان رویکردی است که همیشه در تاریخ تکرار شده، اینکه به جای مقابله با چالشها، برخی افراد به دنبال استفاده از بحرانها برای اهداف شخصی خود هستند.
بدون شک ما باید هوشیارتر از همیشه باشیم. در برابر افرادی که از بحرانها برای جلب توجه و منافع شخصیشان سوءاستفاده میکنند، هیچگونه سهلانگاریای جایز نیست. این افراد، به جای توجه به درد و رنج مردم، تنها به منافع خود فکر میکنند و برای رسیدن به اهدافشان از هر حربهای استفاده میکنند. آنها میخواهند در دل بحرانها، خود را قهرمان نشان دهند، اما در واقع تنها در پی بهرهبرداری از شرایط هستند.
کسی که در ایران زندگی نکردهاست، کسی که دروغ گفته و با تحریک کشورهای خارجی، بر سر مردم ایران موشک ریخته، به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست. به خصوص وقتی میدانیم که او تمام تلاشش را کرده و میکند که با فریبکاری، شرایط بحرانی را به نفع خود تغییر دهد.
اکنون وظیفه ما این است که هوشیاری کامل داشتهباشیم و از تجربیات تاریخ درس بگیریم. هوشیاری و اتحاد ما تنها راهی است که میتواند سد محکمی در برابر این شیادان و فرصتطلبان باشد. باید به دنبال راهحلهای واقعی و مؤثر برای مشکلاتمان باشیم. اگر هوشیار نباشیم، ممکن است تاریخ دوباره خود را تکرار کند، اما اینبار با هزینهای سنگینتر.