کد خبر: 1351137
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰
دکتر داود فتحی، متخصص روان‌شناسی کودک و نوجوان، در گفت‌و‌گو با «جوان»:
انتقال احساس امنیت به کودکان، گام اول محافظت از آنان است با بچه‌ها درباره ترس صحبت و از اضطراب او سوال کنیم. از کودک بخواهیم درباره اضطراب خود همراه با احساسش صحبت کند.
نیره ساری

جوان آنلاین: دکتر داود فتحی، متخصص روان‌شناسی کودک و نوجوان، در گفت‌و‌گو با «جوان» درباره مدیریت اضطراب در شرایط جنگی و اعطای امنیت روانی و احساس آرامش به کودکان و نوجوانان می‌گوید: «با بچه‌ها درباره ترس صحبت و از اضطراب او سوال کنیم. از کودک بخواهیم درباره اضطراب خود همراه با احساسش صحبت کند و به این احساس یک «نام» بدهد؛ نه اینکه فقط بگوید «حالم بده»، بلکه جزئیات بیشتری را بگوید. در گام بعدی، احساس امنیت را به کودک خود منتقل کنید. انتقال احساس امنیت از خود امنیت مهم‌تر است. در آغوش گرفتن، لمس کردن، نوازش کردن و گفتن این جملات که «من کنارت هستم» می‌تواند بسیار مفید باشد.» متن گفت‌و‌گو به شرح زیر است:

در شرایط جنگی، شایع‌ترین نشانه‌های اضطراب و ترس در کودکان و نوجوانان چیست و والدین چگونه می‌توانند این نشانه‌ها را تشخیص دهند؟

در زمان جنگ، افراد آسیب‌های مختلفی می‌بینند، از جمله آسیب روانی و جسمی، اما یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها بحث اضطراب، پنیک یا همان حملات وحشت‌زده و حتی افسردگی است. این علائم و نشانه‌ها خود را به شکل‌های مختلفی نشان می‌دهند، نظیر اینکه شاید کودک اشاره به اضطراب خود کند، مثل اینکه «من می‌ترسم»، «حالم بده» و موارد مشابه که اینها چیز بدی نیست و می‌توانیم درباره اینها با فرزند خود صحبت کنیم. گاهی این نشانه‌ها شکل دیگری دارد و خود را به شکل‌های دیگری نشان می‌دهد، نظیر کم‌خوابی، پرخوابی، مشکلاتی در خوردن، دفع، پرخاش، تحریک‌پذیر شدن بدین معنی که با کوچکترین حرفی کودک واکنش تند و تیز نشان می‌دهد که این واکنش با کنش تطابقی ندارد.

علائم دیگری هم وجود دارد، نظیر اینکه فرد اصطلاحاً می‌گوید «در دلم رخت می‌شورند»، اما نمی‌داند این از علائم اضطراب است، ولی در بیان به آنها اشاره می‌کند. مثلاً می‌گوید در عضلاتم تغییراتی در حال رخ دادن است یا در روده‌هایم پیچ افتاده یا منتظر خبر هستم. در واقع علائم متفاوت بوده که شاید خود فرد هم نداند اضطراب است و صرفاً پزشک متوجه تغییرات خلق و خو شود، یا شاید هم علائم درونی باشد و خود فرد هم متوجه شود سیستم گوارش او متفاوت کار می‌کند.

اولین اقدام والدین برای آرام کردن کودک در زمان شنیدن اخبار یا تجربه موقعیت‌های تنش‌زا چیست؟

اخبار و تجربه موقعیت تنش‌زا شبیه یکدیگر است، به این دلیل که همزادپنداری زیاد با اخبار موجب همان حملات وحشت‌زدگی می‌شود. در موقعیت‌های مختلف تفاوت وجود دارد، چراکه برخی افراد در یک شرایط واحد، بحران را با تنشی متفاوت درک می‌کنند. موقعیت تنش‌زا موجب تغییر احساسات می‌شود. در این شرایط باید به ترس و اضطراب کودک احترام گذاشت. مدام گفته نشود «مشکلی نیست»، «اتفاقی نیفتاده» و باید بدانیم بچه ترسیده است. با «نترس-نترس» نه موقعیت اضطراب‌زا از بین می‌رود و نه ترس بچه از بین خواهد رفت. اولین کار این است که با بچه درباره ترس صحبت و از اضطراب او سوال کنیم. از کودک خود بخواهیم درباره اضطراب خود همراه با احساسش صحبت کند و به این احساس یک «نام» بدهد؛ نه اینکه فقط بگوید «حالم بده»، بلکه جزئیات بیشتری را بگوید. احساس امنیت را به کودک خود منتقل کنید. در محافظت از کودک، انتقال احساس امنیت از خود امنیت مهم‌تر است. در آغوش گرفتن، لمس کردن، نوازش کردن و گفتن این جملات که «من کنارت هستم» می‌تواند بسیار مفید باشد.

آیا صحبت کردن درباره جنگ با کودکان ضروری است یا بهتر است آنها را از این موضوع دور نگه داریم؟

این موضوع بسته به سن کودک متفاوت است. بچه‌های زیر دو یا سه سال و حتی زیر پنج سال هرقدر نشنوند و ندانند بهتر است، اما لاجرم بچه‌ها می‌بینند و می‌شنوند، بنابراین از بچه راجع به میزان احساسی که تجربه می‌کند سوال کنیم، از نیاز‌ها و خواسته‌های او بپرسیم. در این باره با بچه‌ها صحبت کنید. صحبت بسیار کمک‌کننده است و بدانید کف و سقف اطلاعات آنها چه میزان است؛ اینکه چه مقدار راجع به جنگ می‌دانند و احساس و تحلیل آنها چیست و از آن به بعد را در صورت لزوم بیان کنید. اینکه فکر کنیم بچه‌ها نمی‌دانند، اینگونه نیست؛ آنها می‌دانند و الان شرایطی نیست که از اخبار و اطلاعات آگاهی نداشته باشند.

چه تکنیک‌های ساده و کاربردی برای کاهش اضطراب کودکان در خانه وجود دارد که خانواده‌ها بتوانند به‌راحتی اجرا کنند؟

اولین نکته این است که بدانیم والدین خود اضطرابی هستند یا خیر. والدین اضطرابی خودشان منشأ اضطراب می‌شوند، بنابراین اگر والدینی که اضطراب دارند در صدد مدیریت آن برنیایند و درمان نشوند، حتماً مسائل و مشکلاتی را به وجود خواهند آورد و در واقع پیش از هرچیز مدیریت اضطراب والدین اهمیت دارد. مسئله بعدی دادن احساس امنیت است، به این معنا که بگویند بخشی از شرایط تحت کنترل ما است. دادن احساس امنیت که «من تا آخرین لحظه کنار تو هستم و حواسم به تو هست» بسیار ضروری است. تمرینات مختلف مثل بازی کردن، حواس‌پرتی، داشتن نظم برنامه زندگی، برنامه‌های ریلکسیشن، مدیتیشن و بازی‌هایی که در آن حواس بیشتری از بچه‌ها پرت می‌شود و شنیدن قصه‌های حماسی می‌تواند بسیار مفید باشد.

نقش «احساس امنیت» در آرامش روانی کودک چیست و والدین چگونه می‌توانند این حس را در شرایط ناامن تقویت کنند؟

همان‌طور که گفتم، احساس امنیت از خود امنیت مهم‌تر است. احساس امنیت است که به ما حس خوب و آرامش می‌دهد. هر مقدار که والدین بتوانند این احساس امنیت را در خود یا بچه‌ها ایجاد کنند، بهتر است. انتقال این احساس امنیت از هر راهی که والدین صلاح بدانند و توان انجام آن را داشته باشند، ممکن است. این کار از طریق توکل به خدا، پیوندها، گفت‌و‌گو با آدم‌های مثبت‌اندیش و آگاه، مفید و مؤثر است.

در صورت بروز علائمی مانند کابوس، شب‌ادراری یا گوشه‌گیری، خانواده‌ها چه واکنشی باید نشان دهند؟

هرکدام از این علائم می‌تواند علائم اضطرابی کودک باشد. کابوس در ثلث سوم خواب بچه‌ها اتفاق می‌افتد و کودکان را درگیر می‌کند که باید آنها را آرام کنیم. مقصرشان ندانیم و درباره خواب و کابوس با آنها صحبت کنیم. از او بخواهیم چندین بار خواب خود را تعریف کند تا مقداری از احساس بد او کاسته شود. اگر از قبل شب‌ادراری داشته و مجدداً برگشته، از علائم اضطراب است که باید به او احساس امنیت بدهیم. به طور کلی باید بدانیم همه اینها متأثر از شرایط بوده است.

محدود کردن یا مدیریت استفاده از اخبار و فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان تا چه اندازه اهمیت دارد و چگونه باید انجام شود؟

برای کودکان ترجیح این است که حتماً این اتفاق رخ دهد، اما در مورد نوجوان شاید زورمان نرسد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود اخبار مدیریت شود و اجازه ندهیم که همه اخبار را بشنوند. سعی کنیم اخبار را مستقیم بشنوند؛ مثلاً اگر کسی اخبار را از رسانه بیگانه دریافت کند، طبیعتاً احساس خوبی نخواهد داشت.

خانواده‌ها چگونه می‌توانند با حفظ آرامش خود، به کاهش اضطراب فرزندان کمک کنند؟

اولین مسئله این است که فرد (شامل پدر یا مادر) بپذیرد اضطراب دارد، چرا که در صورت عدم‌پذیرش اضطراب، آن را منتقل خواهد کرد. برای اضطراب، درمان باید انجام شود. از سوی دیگر، روابط ما در زمان بحران و تنش تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، یعنی روابط در زمان بحران و تنش دچار اشکالات فنی می‌شود. در نتیجه ما به افراد پیشنهاد می‌کنیم خود را مدیریت کنند تا در کنار آن روابط هم مدیریت شود و آسیب زیادی به آن نخورد. مسئله بعدی داشتن روتین‌های منظم زندگی بوده که در واقع لازم است برقرار باشد که اگر برهم بخورد، فرد را دچار اضطراب می‌کند و در نهایت مسئله استفاده از تکنیک‌هایی مثل بازی‌های گروهی و خانوادگی یا ریلکسیشن است که به کاهش اضطراب فرد کمک می‌کند.

چه زمانی لازم است خانواده‌ها از خدمات مراکز مشاوره (مانند مرکز تخصصی کودک و نوجوان الوند) کمک بگیرند؟ این مراکز چه خدماتی برای حمایت روانی از کودکان و نوجوانان در این شرایط ارائه می‌دهند و خانواده‌ها چگونه می‌توانند از این خدمات استفاده کنند؟

خانواده‌ها زمانی باید به مراکز مشاوره مراجعه کنند که نتوانستند کاری از پیش ببرند. البته برای مسیر و راه‌های دیگر هم اصرار نداشته باشند، چراکه راه دیگری وجود ندارد و عمدتاً همان راه‌ها را با تصور مسیر و راهکار جدید با شدت و غلظت بیشتری طی می‌کنند. اینجاست که در این مسیر دچار چالش می‌شوند. در مراکز مشاوره به صورت تخصصی کار برای کاهش اضطراب و استرس صورت می‌گیرد. مرکز مشاوره الوند طرحی را مد نظر داشته که بر اساس آن با سرکشی به محلاتی که مورد آسیب قرار گرفته‌اند، سراغ خانواده‌های بازمانده یا مورد آسیب قرار گرفته می‌رویم و به آنها مشاوره می‌دهیم.

برچسب ها: روانشناسی ، کودک ، نوجوان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار