جوان آنلاین: بحرانها تلخ و دردناک هستند، اما در نگاهی دیگر آزمونی برای استحکام بافت اجتماعی جوامع بوده و هستند. این باور را میتوان از جنگها و قحطیها گرفته تا بلایای طبیعی و شیوع بیماریها دید، اما سؤال اینجاست که چرا برخی ملتها در برابر سختیها یکپارچهتر میشوند و برخی دیگر به فروپاشی اجتماعی دچار میشوند؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست، اما جامعهشناسان پاسخهای قانعکنندهای دارند.
دکتر سارا حاجیمظفری، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، بر این باور است عواملی همچون احساس تهدید مشترک، تقویت هویت جمعی، نقش رهبری و سرمایهٔ اجتماعی میتوانند همبستگی را تقویت کنند. در مقابل، ترس، بیاعتمادی، شایعات و کاهش منابع میتوانند جامعه را به سمت واگرایی ببرند. در ایران نیز با توجه به شرایط خاص کشور، شناخت این مؤلفهها و تقویت هوشمندانهٔ آنها ضروریتر از همیشه است. شبکههای اجتماعی سنتی، نهادهای مذهبی و فرهنگی و مراسم جمعی ظرفیتهایی هستند که اگر درست سازماندهی شوند، میتوانند تابآوری اجتماعی را به یک رفتار پایدار تبدیل کنند. در گفتوگو با این جامعهشناس به بررسی این موضوع پرداختهایم که چگونه میتوان از ظرفیتهای موجود برای حفظ و تقویت انسجام اجتماعی بهره برد.
در شرایط بحرانی مثل جنگ کنونی، معمولاً همبستگی اجتماعی افزایش پیدا میکند یا کاهش؟ از نگاه جامعهشناسی، چه عواملی تعیین میکند که جامعه به سمت همدلی برود یا به سمت واگرایی؟
در شرایط بحرانی مانند جنگ، معمولاً شاهد پدیدهای به نام «همبستگی اجتماعی» هستیم که میتواند به دو شکل بروز کند: افزایش و کاهش. از منظر جامعهشناسی، عوامل متعددی در تعیین جهتگیری جامعه به سمت همدلی یا واگرایی نقش دارند. آنچه که منجر به افزایش همبستگی اجتماعی در شرایط خاص میشود را میتوان در برخی موارد خلاصه کرد:
احساس تهدید مشترک؛ یعنی وقتی جامعه احساس کند در برابر یک تهدید خارجی یا داخلی مشترک قرار دارد، تمایل به اتحاد و همکاری افزایش مییابد. این احساس تهدید میتواند باعث شود افراد اختلافات خود را کنار بگذارند و برای بقا و مقابله با بحران با یکدیگر همکاری کنند.
تقویت هویت جمعی نیز به افزایش همبستگی اجتماعی کمک میکند. بحرانها اغلب باعث تقویت هویت جمعی و احساس تعلق به گروه میشوند. افراد احساس میکنند بخشی از یک کل بزرگتر هستند و باید برای حفظ آن تلاش کنند.
تقویت ارزشهای انسانی؛ یعنی در شرایط بحرانی، ارزشهایی مانند نوعدوستی، ایثار و کمک به دیگران اهمیت بیشتری پیدا میکنند. این ارزشها میتوانند باعث افزایش همدلی و همبستگی اجتماعی شوند. نقش رهبران هم بسیار مهم است. رهبران جامعه میتوانند با ارائهٔ یک چشمانداز مثبت و ایجاد حس امید، به افزایش همبستگی اجتماعی کمک کنند.
در مقابل، مؤلفههایی که به کاهش همبستگی اجتماعی در شرایط خاص در جامعه منجر میشود مانند افزایش ترس و بیاعتمادی؛ در بحرانها میتوانند باعث افزایش ترس و بیاعتمادی در جامعه شوند. افراد ممکن است از یکدیگر دوری کنند و به دنبال حفظ امنیت خود باشند.
تشدید اختلافات؛ به این معنا که گروههای مختلف ممکن است به دنبال منافع خود باشند و با یکدیگر به رقابت بپردازند.
کاهش منابع هم از دیگر مؤلفههاست. بحرانها اغلب باعث کاهش منابع و افزایش فقر میشوند. این امر میتواند باعث افزایش تنشها و کاهش همبستگی اجتماعی شود. اطلاعات نادرست و شایعات در شرایط بحرانی به سرعت در جامعه پخش میشوند. این امر میتواند باعث ایجاد سوءتفاهم و بیاعتمادی شود.
تابآوری اجتماعی در ایران چه مؤلفههایی دارد؟ کدام مؤلفهها امروز نیاز به تقویت بیشتری دارند؟
در ابتدا به یک تعریف کلی در این باره بگویم: تابآوری اجتماعی به توانایی یک جامعه در مقابله با بحرانها و بازگشت به حالت عادی پس از آنها اشاره دارد. فرهنگ تابآوری نیز به مجموعهای از باورها، ارزشها و رفتارهایی گفته میشود که به افراد کمک میکند تا در شرایط سخت، امید خود را حفظ کنند و به تلاش خود ادامه دهند. در ایران امروز، میتوان مؤلفههای متعددی را در تابآوری اجتماعی مشاهده کرد و صحنههای حضور در میادین و خیابانها نمونهٔ تجلی تابآوری مثالزدنی مردم ایران است. شبکههای اجتماعی قوی (خانواده، دوستان، همسایگان، همکاران) به افراد کمک میکند تا در شرایط بحرانی از حمایت عاطفی، مالی و عملی برخوردار شوند. سرمایهٔ اجتماعی که به مجموعهای از روابط، اعتماد و هنجارهای اجتماعی گفته میشود به افراد کمک میکند تا با یکدیگر همکاری کنند؛ مانند آنچه که امروزه در میادین شهرهای ایران، مردم همیشه در صحنهٔ ما همراه با سربازان فداکار ایران زمین به نمایش گذاشتهاند. هوش جمعی به توانایی یک گروه در حل مسائل و تصمیمگیریهای بهتر از یک فرد به تنهایی اشاره دارد. دسترسی به منابع اقتصادی (مانند شغل، درآمد، پسانداز) به افراد کمک میکند تا در شرایط بحرانی نیازهای اولیه خود را برآورده کنند و فشارهای این برههٔ زمانی را راحتتر از سر بگذرانند. وجود یک ساختار حکمرانی کارآمد و پاسخگو به نیازهای مردم، به افزایش تابآوری اجتماعی مردم کمک میکند. امروزه، با توجه به شرایط کنونی کشور، تقویت مؤلفههایی مانند سرمایهٔ اجتماعی، شبکههای اجتماعی قوی و ساختار حکمرانی همراه و قوی بیش از پیش ضروری است و ضامن پیروزی ملت ایران خواهد بود.
نقش نهادهای محلی، فرهنگی و مذهبی مانند مساجد، هیئتها و انجمنهای اجتماعی در حمایت از خانوادههای آسیبدیده چیست؟
نقش این نهادها در حمایت از خانوادههای آسیبدیده بسیار مهم است. یکی از این نهادهای تأثیرگذار مساجد است. مساجد به عنوان مراکز اصلی فعالیتهای اجتماعی و مذهبی، میتوانند بستری برای جمعآوری کمکهای مردمی، ارائهٔ خدمات مشاورهای و حمایت از خانوادههای نیازمند فراهم کنند که در این شرایط بحرانی جنگ هم شاهد نقش مؤثر آنها در سراسر جامعه بودهایم. هیئتهای مذهبی نیز میتوانند با برگزاری مراسم عزاداری و جمعآوری کمکهای خیرخواهانه، به حمایت از خانوادههای آسیبدیده کمک کنند. انجمنهای اجتماعی میتوانند با سازماندهی فعالیتهای داوطلبانه و ارائهٔ خدمات آموزشی و مشاورهای، به بهبود وضعیت خانوادههای آسیبدیده کمک کنند؛ مانند اقدامات داوطلبانهٔ هلالاحمر که بیشک در وضعیت امروز جامعهٔ ما بسیار مؤثر بوده است. مراکز فرهنگی میتوانند با برگزاری کارگاههای آموزشی و برنامههای مرتبط با شرایط موجود، به کاهش استرس و بهبود سلامت روان خانوادههای آسیبدیده در درازمدت کمک کنند.
این حمایتهای مردمی چگونه باید سازماندهی و هدایت شود که هم اثربخش باشد و هم پایدار؟
این حمایتها باید به صورت سازمانیافته و هدفمند هدایت شوند؛ مثلاً ایجاد یک نهاد هماهنگکنندهٔ مرکزی که مسئول جمعآوری اطلاعات، شناسایی نیازها و توزیع کمکها باشد، ضروری است. رسانهها و شبکههای مجازی هم به عنوان ابزارهای مهم و ضروری در این زمینه نقشآفرین هستند. شفافیت در نحوهٔ جمعآوری و توزیع کمکها، اعتماد عمومی را افزایش میدهد و از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری میکند. مشارکت مردم در فرآیند تصمیمگیری و توزیع کمکها، باعث افزایش حس مسئولیتپذیری و تعهد میشود و از طرفی سطح همبستگی اجتماعی را ارتقا میبخشد. استفاده از فناوریهای نوین (مانند پلتفرمهای آنلاین) میتواند به تسهیل فرآیند جمعآوری و توزیع کمکها در بین آسیبدیدگان کمک کند. ارزیابی دورهای اثربخشی برنامههای حمایتی، به شناسایی نقاط قوت و ضعف کمک میکند و امکان بهبود برنامهها را فراهم میسازد.
مراسم جمعی مانند تجمعهای میدانی این شبها و آیینهای مذهبی در ایران چه نقشی در ایجاد احساس تعلق، امید و وحدت اجتماعی دارند؟ این ظرفیت چگونه میتواند به صورت مثبت و سالم فعال شود؟
شرکت در مراسمات جمعی به افراد احساس تعلق میدهد که بخشی از یک گروه بزرگتر هستند و با دیگران همبستگی دارند. این مراسمات میتوانند به افراد امید و انگیزه بدهند و به آنها یادآوری کنند که در شرایط سخت نیز تنها نیستند. همچنین میتوانند منجر به کنار گذاشتن اختلافات شده و به ایجاد حس وحدت و همبستگی در جامعه کمک مؤثر کنند.
برای فعالسازی مثبت و سالم این ظرفیت، باید فضای باز و آزاد ایجاد کرد. ایجاد فضایی باز و آزاد برای بیان نظرات و انتقادات ضروری است. از طرفی حفظ امنیت شرکتکنندگان در مراسمات جمعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. آموزش و آگاهیبخشی به مردم در مورد اهمیت وحدت و همبستگی اجتماعی میتواند به فعالسازی مثبت این ظرفیت کمک کند.
برای اینکه انسجام اجتماعی تبدیل به یک رفتار پایدار شود – نه فقط یک واکنش مقطعی – چه سیاستها، آموزشها یا سازوکارهای اجتماعی لازم است؟
تبدیل انسجام اجتماعی به یک رفتار پایدار، نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که تمامی ابعاد فردی، خانوادگی، محلی و ملی را دربر بگیرد. با تقویت ارزشهای اجتماعی، ایجاد فرصتهای تعامل، تقویت اعتماد، ترویج مسئولیتپذیری، ایجاد سازوکارهای حمایتی و تقویت نهادهای واسط، میتوان بستری مناسب برای تداوم و نهادینهسازی انسجام اجتماعی فراهم کرد. این تلاش مستمر، نه تنها به تقویت تابآوری جامعه در برابر بحرانها کمک میکند، بلکه به ساختن جامعهای عادلانهتر، همبستهتر و باثباتتر نیز منجر خواهد شد؛ جامعهای که در آن، هر فرد احساس تعلق، امنیت و امید به آینده داشته باشد. این چشمانداز، نیازمند تعهد و مشارکت تمامی آحاد جامعه است تا با هم، آیندهای روشنتر و پایدارتر را برای ایران عزیزمان بسازیم.