ضعف در سیادت دریایی در خلیج فارس و اعمال حاکمیت بر این پهنه نیلگون، در پنج قرن اخیر یکی از مهمترین عوامل سیطره بیگانگان بر مقدورات ملت ایران بوده است. بهطور مشخص در این زمینه باید به سال ۱۵۰۷ میلادی رجوع کرد، یعنی زمانی که آلبوکرک پرتغالی با تسخیر جزیره هرمز، حاکم آن را مجبور به پرداخت غرامت جنگی و خراج سالیانه کرد. مبتنی بر تفوق نظامی پرتغالیها در جزیره هرمز، کالاهای پرتغالی در خلیج فارس از عوارض گمرکی و دیگر عوارض معاف شده و کشتیهای ایرانی بدون اجازه پرتغالیها حق تجارت در خلیج فارس نداشتند. این وضعیت تا زمان شاهعباس صفوی ادامه یافت تا اینکه وی در سال ۱۶۲۳ میلادی با حمایت انگلیسیها، پرتغالیها را از جزیره هرمز اخراج کرد. انگلیس در ازای این حمایت، امتیازات زیر را از ایران گرفت:
۱. معافیت تجارت انگلیس از پرداخت عوارض گمرکی و دیگر عوارض،
۲. اعطای کاپیتولاسیون سیاسی برای اتباع انگلیس در ایران،
۳. اجازه تجارت در سراسر ایران به کمپانی هند شرقی،
۴. اجازه حمل اسلحه به افراد وابسته به کمپانی مذکور.
مبتنی بر این امتیازها، در زمان شاه عباس و پس از او، کمپانیهای شرقی انگلیس و هلند در بنادر و شهرهای جنوب ایران، تأسیسات تجاری، کارخانهها و قلاع نظامی ایجاد کردند. جالب آنکه این کمپانیها در جریان حمله افغانها به ایران از آنها حمایت کردند.
آنگونه که تمهید تاریخی فوق نشان میدهد، ضعف در سیادت دریایی سبب شد که ایران از چاله سلطه پرتغالیها بر جزیره هرمز، به چاه سلطه گستردهتر انگلیس در سراسر ایران بیفتد و بهدلیل این ضعف، حتی منافع کلان اقتصادی ایران تحتالشعاع مطامع استعماری انگلیس قرار گرفت. بهواسطه نقشی که ضعف قدرت دریایی ایران در تحکیم سلطه انگلیس بر ایران داشت، یکی از مهمترین پایههای سیاست انگلیس در قبال ایران در دوره نادرشاه افشار، تلاش برای عقیم و خنثیسازی تصمیم نادرشاه برای ایجاد نیروی دریایی مستقل بود. در ادامه، در دوره کریمخان زند (۱۷۶۳ میلادی) و پس از آن، بوشهر بهعنوان مرکز فرماندهی انگلیس در ایران درآمد. در همین زمان، انگلیسیها با دریافت فرمانی از کریمخان، سلطه تجاری خود بر ایران را تثبیت کرده و قدرت کمپانی هند شرقی را در ایران گسترش دادند.
در این برهه، به اعتراف لرد کروزن، مقامی که انگلیس در جنوب ایران به دست آورد، میتوانست سلطه این کشور را در مرکز و نواحی جنوبی ایران برای همیشه برقرار سازد. ناگفته پیداست که این تفوق در درجه نخست در سیطره دریایی انگلیس بهواسطه داشتن نیروی دریایی قدرتمند و در درجه بعدی، در سیطره تجاری آن در جنوب ایران ریشه داشت. هرچند برخی عوامل اجتماعی در داخل ایران نیز در تداوم این سلطه تأثیرگذار بوده است.
تداوم ضعف ایران در اعمال حاکمیت بر پهنه نیلگون خلیج فارس در برهههای بعدی سبب ادعاهای حاکمیتی انگلیس بر بحرین و جزایر سهگانه شد که بعد از جنگ جهانی دوم که این کشور قصد ترک منطقه را داشت، در اثر دخالتهای وی، بحرین از ایران جدا شد و درباره جزایر سهگانه نیز ادعاهای واهی امارات شکل گرفت.
مبتنی بر آنچه گفته شد، اثبات شد که ضعف در نیروی دریایی و بهتبع آن، ضعف در اعمال حاکمیت بر پهنه نیلگون خلیج فارس، چگونه منشأ ضعف قدرت ملی و دخالت خارجی شده، بهگونهای که در اثر آن، حتی تمامیت ارضی و منافع اقتصادی ایران نیز بهصورت جدی تحتالشعاع قرار گرفته است. با توجه به آنچه گفته شد، جمهوری اسلامی ایران اکنون با سیادت در خلیج فارس و توانمندی در بستن تنگه هرمز با اتکا به تواناییهای راهبردی نیروی دریایی سپاه و ارتش، هم یکی از مهمترین پایههای ضعف بنیانهای قدرت ملی را ترمیم و تقویت کرده و هم مانع از دستاندازی و دخالت بیگانگان در تعیین مقدورات ملی ایرانیان شده است. برای درک دقیقتر اهمیت این مهم کافی است که دقت کنیم که اگر اکنون امریکاییها بر تنگه هرمز و خلیج فارس مسلط شوند، وضعیتی اسف بارتر از پرتغالیها و انگلیسیها در حدود پنج قرن گذشته بر ایران تحمیل خواهند کرد. امریکا اکنون قادر به تحمیل معادله خود در تنگه هرمز و خلیج فارس نیست و تاریخ این خطه همانند برهه قبل از انقلاب اسلامی دیگر تکرار نخواهد شد، زیرا ایران اکنون با اتکا به تواناییهای نامتقارن نیروی دریایی قدرتمند خود، نهتنها اجازه تحمیل هیچ معادلهای در خلیج فارس را نمیدهد، بلکه خود معمار نظم نوینی در خلیج فارس و تنگه هرمز میباشد. به بیان دقیقتر، ادراک راهبردی و سیاستگذاری متناسب در ایجاد نیروی دریایی راهبردی سبب شده که ایران برخلاف گذشته از یک بازیگر انفعالی در تأمین حاکمیت خود بر خلیج فارس و تنگه هرمز، به یک بازیگر معادلهساز یا خالق نظم تبدیل شود. دستیابی به این مهم مدیون مجاهدتهای فرماندهان و شهدای نیروی دریایی از جمله شهید تنگسیری است و ایران و ایرانیان تا ابد مدیون آنها بوده و همواره با عظمت از آنها یاد خواهند کرد.