باورمان نمیشد خاطرات تلخی که از پدربزرگ و مادربزرگ یا حتی پدران و مادران خود میشنیدیم را، روزی ببینیم و بشنویم. اما امروز در عین ناباوری، در قرن بیست و یکم که ابرقدرتهای جهان در آن مدام ادعای تمدن دارند جوان آنلاین: باورمان نمیشد خاطرات تلخی که از پدربزرگ و مادربزرگ یا حتی پدران و مادران خود میشنیدیم را، روزی ببینیم و بشنویم. اما امروز در عین ناباوری، در قرن بیست و یکم که ابرقدرتهای جهان در آن مدام ادعای تمدن دارند و گفتوگو، شاهد بارش موشکهایی هستیم که جان بیگناه مردم را گرفته و خانه و کاشانهشان را ویران میکند. جنگ است، اما جنگ هم تعریف و قوانین خاص خودش را دارد. بیتردید تخریب اماکن عمومی، آموزشی و درمانی در جنگ هیچ توجیهی ندارد و به زعم و گفته همان مدعیان گفتوگو و تمدن، جنایت جنگی است. اما گویا، تنها اگر مراکز آموزشی، درمانی، تاریخی و مسکونی آنها زده شود، جنایت جنگی محسوب میشود و وقتی خودشان اقدام به چنین اعمالی کنند، هیچ تعریف زشتی ندارد. چرا که اگر داشت، امروز، بعد از گذشت چهار هفته از جنگ تحمیل شده به ایران، با حمله به ۹۳ هزار و ۲۳۳ واحد غیرنظامیمواجه نبودیم.
روزهاست که موشکهای دشمن، زمین را شخم میزند، اما نه زمینی بایر، بلکه زمینی که خانهها، درمانگاهها، مدارس و ... در خود جای داده است. در این حملات ۲۹۵ مرکز بهداشتی، درمانی و اورژانس مورد حمله قرار گرفته و ۱۷ مرکز هلال احمر نیز به شدت خسارت دیده، همچنین بنا به گفته وزارت آموزش و پرورش، این حملات به ۶۳۶ واحد آموزشی آسیب زده است.
آسیب به بیش از ۹۳ هزار واحد غیر نظامی
روز گذشته جمعیت هلال احمر در اطلاعیهای درباره آسیبهای حملات هوایی امریکایی - صهیونی به مناطق غیرنظامیایران اعلام کرد: «در حملات اخیر ۹۳ هزار و ۲۳۳ واحد غیرنظامیشامل ۲۰ هزار و ۷۷۹ واحد تجاری و ۷۱ هزار و ۵۴۷ واحد مسکونی آسیب دید. متاسفانه ۳۱ هزار و ۵۶۲ واحد مسکونی و تجاری در تهران کاملا از بین رفتند و یا آسیبهای جدی دیدند.»
همچنین در ادامه اطلاعیه آمده که ۲۹۵ مرکز بهداشتی، درمانی و اورژانس نیز آسیب دیدهاند.
پیشتر نیز اعلام شده بود که بیش از ۶۰۰ مدرسه و ۱۷ مرکز هلال احمر نیز در اثر حملات به شدت خسارت دیدهاند.
این حملات به وضوح نقض کنوانسیونهای ژنو هستند که بر حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختهای ضروری تاکید دارند. به گفته کارشناسان حقوق بشری، تخریب بیمارستانها، مدارس، و مراکز امدادی، بر اساس قوانین بینالمللی، جرم محسوب میشود و باید از سوی جامعه جهانی محکوم گردد.
انسانیتی که پیدا نمیشود
تخریب ۲۹۵ مرکز بهداشتی، درمانی و اورژانس مراکز درمانی، صرفا به معنای آسیب دیدن ساختمانهایشان نیست، بلکه فرصت درمان دهها بیمار است. افرادی که شاید جانشان بابت افزایش فاصله تا محل درمان بعدی به خطر بیفتد. بیشک اگر آنها که حکم جنگ را امضا میکنند، یک روز در مسیر بمبهای تخریبکننده خود برمیداشتند امروز در جهان، هیچ موشکی شلیک نمیشد. مگر آنکه آنقدر قصیالقلب باشند که هیچ بویی از انسانیت نبرده و خونهایی که به زمین ریخته میشود اهمیتی برایشان نداشته باشد. سخت است پذیرفتن آن، برای هر کسی که بویی از انسانیت برده باشد، سخت است. اما لابهلای ویرانههای به جا مانده از جنگ که قدم میزنیم با هیچ ذرهبینی نمیتوانید یابنده انسانیت باشیم!
شهادت ۲۵۲ معلم و دانشآموز
درد تخریب مدارس را دانشآموزانی حس میکنند که سالها چشمانتظار گلریزان خیرین جهت بالا رفتن دیوارهای یک مدرسه بودند. حسین صادقی، رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومیوزارت آموزش و پرورش جمع کل فضای اداری، فرهنگی و آموزشی آسیب دیده را ۷۲۳ واحد اعلام کرد و گفت: «۶۳۶ واحد آموزشی، ۴۲ فضا اداری و ۴۵ فضا فرهنگی و ورزشی است.».
اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. بیش از ۲۰۰ دانشآموز و معلم در این جنگ ناجوانمردانه به شهادت رسیدند. این آمار، زخمیعمیق بر قلب جامعه نشانده، زخمیکه بعید است کهنه شود و سالیان سال تازه میماند.
رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومیوزارت آموزش در رابطه با آمار شهدای معلم و دانش آموز در جنگ رمضان تا روز جمعه ۷ فروردین گفت: «تعداد شهدای دانشآموز و معلم به ۲۵۲ نفر رسیده که از این تعداد ۲۰۱ نفر دانشآموز و ۵۱ نفر معلم شهید هستند.»
او با بیان اینکه جمع کل آمار معلمان و دانش آموزان مجروح ۱۸۴ مجروح است افزود: «از این تعداد ۱۶۴ نفر دانش آموز و ۲۰ نفر همکار فرهنگی مجروح شدند.»
روایت تلخ یک امدادگر.
اما ماجرای حملات بیرحمانه جنگ امریکایی - صهیونی علیه مردم عادی را میتوان از زبان امدادگران، نیروهای فوریتهای پزشکی و به طور کلی کارکنان تمام نهادهایی شنید، که در صحنه حضور دارند و کنار مردم ایستادهاند. یکی از کارشناسان اورژانس استان تهران روایت تلخی از آسیب این حملات به زنان و کودکان را بازگو کرده است، روایتی که میگوید هرگز از ذهنش پاک نمیشود.
آقای مسعودیان که در این جنگ تحمیلی به کشورمان در حال کمک به آسیب دیدگان و مجروحان جنگی است در گفتوگو با ایسنا گفت: «من از همان روزهای اول جنگ به عنوان ارزیاب سازمان اورژانس در حال خدمت رسانی هستم تا مطمئن شوم خدمات اورژانسی به افراد نیازمند فورا ارائه میشود. در این روزها به ماموریتهای بسیاری اعزام شدم و شاهد صحنههای بسیار دلخراشی بودم، اما یکی از ماموریتهایی که هیچگاه از ذهنم پاک نمیشود مربوط به روزهای اولیه جنگ میشود.»
این کارشناس اورژانس درباره جزئیات این اتفاق ادامه داد: «در حال اعزام به ماموریتی بودم که ناگهان یک حمله هوایی نزدیک خودروی من در خیابانی که از آن در حال تردد بودم، انجام شد. در یک لحظه همه جا تاریک و پر از دود شد. هوا روشن بود، اما چشم چشم را نمیدید و شعلههای آتش زبانه میکشید. من آن لحظه در ماشین بودم و از شدت این انفجار چندثانیهای در حالت شوک بودم و خودروام نیز کمیآسیب دید.»
او اظهار داشت: «بعد از اینکه کمیاز شدت گردوخاک کم شد از خودرو پیاده شدم تا شاید بتوانم به کسی کمک کنم و در همان لحظه صحنههای وحشتناکی دیدم که هیچگاه از خاطرم پاک نمیشود. وقتی از خودرو پیاده شدم انگار در صحنه کربلا بودم؛ در هر گوشهای از خیابان یک نفر مجروح یا شهید افتاده بود؛ از کودکان ۷ - ۸ ساله گرفته تا زنان و مردان میانسال و واقعا دیدن هموطنانم در این لحظات بسیار برای من سخت بود. از آنجایی که در آن لحظه، دست تنها بودم و هنوز نیروهای امدادی نرسیده بودند؛ میتوانستم فقط به تعداد محدودی کمک کنم و از آنجایی که خودم پدر هستم و کودکان در این شرایط بسیار آسیب پذیرترند اول سراغ کودکان رفتم.»
مسعودیان این صحنه تلخ را اینگونه روایت کرد: «در گوشهای از خیابان یک دختربچه حدودا ۸ ساله افتاده بود؛ اول سراغ او رفتم و میخواستم بغلش کنم تا با ماشین خودم به بیمارستان برسانم که متوجه شدم دیگر دیر شده و متاسفانه او جان شیرینش را از دست داده است. از آنجایی که نجات دادن افراد زنده برایم خیلی مهمتر بود مجبور شدم کودک را همان جا رها کنم، اما هیچوقت یادم نمیرود که چگونه مجبور شدم تن بی جان او را همان گوشه خیابان رها کنم تا به دیگران کمک کنم و آن صحنه قطعا جزو بدترین خاطرات من از زمانی است که این لباس اورژانس را به تن کردهام.»
او افزوده: «سعی کردم بدون معطلی بیشتر سراغ پسربچهای دیگری بروم که روی زمین افتاده بود و خونریزی شدیدی داشت. وقتی قصد داشتم او را بلند کردم گریه کرد و گفت که او را بدون مادرش نبرم که البته شجاعت این پسر نیز واقعا ستودنی بود. فورا به سراغ مادرش رفتم و توانستم مادر و پسربچه را سوار خودروی خود کنم و به بیمارستان شهرری برسانم. بلافاصله بعد از رساندن آنها به بیمارستان دوباره به محل حادثه بازگشتم و دیدم خداروشکر نیروهای امدادی رسیدهاند و در حال انتقال مجروحان هستند که باز هم ایستادم و به آنها کمک کردم تا اینکه انفجار دیگری صورت گرفت و من نیز زخمیو بیهوش روی زمین افتادم.» به گفته مسعودیان او و دیگر پرسنل اورژانس که در صحنه حضور دارند، بعید است بعد از جنگ (به خاطر دیدن صحنههای بسیار بد) دیگر به زندگی عادی بازگردند چرا که با چشم خود دیدهاند افراد غیرنظامیبسیاری در این حملات آسیب دیدند. با این حال، اما او و دیگر همکارانش تا پای جان در کنار مردم ایستادهاند.
هدف دشمن از حمله به غیرنظامیان
بی تردید آنچه که دشمن در حمله به غیرنظامیان بهدنبال آن است، ایجاد بیثباتی در روحیه ملی و اجتماعی است تا کشور را به سمت کاهش امید و اعتماد به آینده سوق دهد. حمله به غیرنظامیان و اماکن عمومیو آموزشی و درمانی، نه تنها زندگی میلیونها نفر را به خطر انداخته بلکه نقاط قوت جامعه را نیز مورد هدف قرار داده است.
شهادت ۲۰۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال و ۲۳۸ زن همگی حکایت از استراتژی ضربه به فضای عمومیجامعه دارد. همچنین، ۱۶۲۱ کودک زیر ۱۸ سال مجروح و ۲۱۲ کودک در میان شهدا قرار دارند که نشان میدهد دشمن با حملات هدفمند، بهویژه به مراکز آموزشی و بهداشتی، سعی دارد تا ازطریق ضربه به خانواده، روحیه عمومیجامعه را به پایینترین حد ممکن برساند. اما بیتردید، او کور خوانده است. چرا که مردم، تمام قد مقابلش ایستادهاند، مردمیکه با وجود تمام سختیها و غمهایی که در دل دارند، اجازه دستدرازی بیگانگان به خاک کشور را نمیدهند.
دکتر حسین نیکزاد، روانشناس و کارشناس اجتماعی در رابطه با حمله دشمن به غیرنظامیان به ایرنا گفت: «مقابله با این نوع حملات نیازمند تقویت تابآوری روانی است. نخستین گام این است که مردم باید بدانند که در این شرایط بحرانی، تنها نیستند.»
او پیشنهاد کرد که دولت و نهادهای مختلف باید به حمایت روانی از آسیبدیدگان، بهویژه کودکان و زنان توجه ویژهای داشته باشند. علاوه بر این بازسازی سریع زیرساختها، بهویژه در مناطق مسکونی، مدارس، بیمارستانها و مراکز امدادی، اولین گام برای بازگرداندن اعتماد به نفس مردم است.
این روانشناس معتقد است: «برگزاری کارگاههای مشاوره روانشناسی برای آسیبدیدگان و حمایتهای اجتماعی از آسیبدیدگان این بحرانها میتواند به کاهش آثار منفی اجتماعی و روانی این حملات کمک کند.»
این جامعه شناس همچنین تاکید کرد: «حضور در جمع خانواده و قرارگیری در کنار اقوام دور یا نزدیک به طور بالفعل در ایجاد نشاط و در نتیجه افزایش تابآوری تاثیر مثبتی دارد.»
هرچند این روزها، داغدار کودکان و عزیزان خود هستیم و روزهای سخت و دشواری را سپری میکنیم، اما امید است که با همبستگی ملی، از این گردنه تاریخی نیز عبور کنیم و به زودی زود پیروزیمان را جشن بگیریم.