کد خبر: 1349703
تاریخ انتشار: ۰۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۱
از میدان جنگ تا ذهن جامعه، چرا روایت‌گری تعیین کننده است؟ در روز‌های اخیر، جامعه ایران درگیر دو جبهه همزمان بوده است؛ جبهه‌ای سخت که در آن زیرساخت‌ها، شهر‌ها و جان انسان‌ها هدف قرار گرفته و جبهه‌ای نرم که در آن «ادراک مردم» هدف اصلی است. این دو جبهه به‌طور جدایی‌ناپذیری به هم پیوند خورده‌اند. به بیان دیگر، جنگ امروز تنها جنگ موشک‌ها نیست، بلکه جنگ «معناها» و «برداشت‌ها» نیز هست.
حسین فصیحی

جوان آنلاین: بیست‌و چهار روز از جنگی می‌گذرد که تنها در آسمان و زمین جریان ندارد؛ جنگی که همزمان در ذهن‌ها، گوشی‌های تلفن همراه و صفحه‌های رسانه‌ای نیز در حال وقوع است. در این میان، آنچه بیش از هر چیز سرنوشت افکار عمومی را رقم می‌زند، نه فقط واقعیت میدان، بلکه «روایتی» است که از آن ساخته می‌شود. جامعه‌ای که روایت خود را از دست بدهد، حتی اگر در میدان مقاومت کند، ممکن است در ذهن‌ها شکست بخورد.

در روز‌های اخیر، جامعه ایران درگیر دو جبهه همزمان بوده است؛ جبهه‌ای سخت که در آن زیرساخت‌ها، شهر‌ها و جان انسان‌ها هدف قرار گرفته و جبهه‌ای نرم که در آن «ادراک مردم» هدف اصلی است. این دو جبهه به‌طور جدایی‌ناپذیری به هم پیوند خورده‌اند. به بیان دیگر، جنگ امروز تنها جنگ موشک‌ها نیست، بلکه جنگ «معناها» و «برداشت‌ها» نیز هست.

در چنین شرایطی، رسانه‌ها به یکی از مهم‌ترین بازیگران این میدان تبدیل شده‌اند. آنها نه‌تنها روایتگر وقایع هستند، بلکه در بسیاری از موارد، تعیین‌کننده زاویه دید جامعه نسبت به آن وقایع‌اند. اینجاست که نقش رسانه از یک ابزار اطلاع‌رسانی فراتر رفته و به یک عنصر راهبردی تبدل می‌شود.

یکی از چالش‌های اساسی در پوشش اخبار جنگ، یافتن تعادل میان دو رویکرد متضاد است: از یک سو، تمایل به محدودسازی اطلاعات با هدف حفظ امنیت، و از سوی دیگر، فشار برای انتشار سریع و گسترده اخبار.

اگر اطلاع‌رسانی با تأخیر یا سکوت همراه شود، خلأیی ایجاد می‌شود که به سرعت توسط منابع غیررسمی یا حتی مغرض پر می‌شود. در چنین شرایطی، مردم برای پاسخ به نیاز طبیعی خود به دانستن، به هر منبعی روی می‌آورند؛ حتی اگر آن منبع فاقد اعتبار باشد.

در مقابل، انتشار هیجانی و بدون ملاحظه اطلاعات نیز می‌تواند پیامد‌های خطرناکی داشته باشد. بزرگ‌نمایی، روایت‌های احساسی و انتشار داده‌های حساس، نه‌تنها امنیت را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند خوراک اطلاعاتی برای طرف مقابل فراهم آورد.

بنابراین، رسانه در شرایط جنگی باید روی این مرز باریک حرکت کند؛ نه به سکوتی که اعتماد را از بین ببرد و نه به هیجانی که امنیت را تضعیف کند.

بحران مرجعیت خبری

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های ضعف در اطلاع‌رسانی حرفه‌ای، از دست رفتن «مرجعیت خبری» است. زمانی که رسانه‌های داخلی نتوانند به‌موقع و دقیق اطلاعات مورد نیاز جامعه را ارائه دهند، این نقش به‌طور طبیعی به دیگران واگذار می‌شود.

در عصر شبکه‌های اجتماعی، این واگذاری بسیار سریع اتفاق می‌افتد. کافی است یک خبر مهم با تأخیر منتشر شود تا روایت‌های جایگزین، حتی اگر نادرست باشند، در ذهن مخاطب تثبیت شوند. در این حالت، بازگرداندن اعتماد عمومی بسیار دشوار خواهد بود.

این مسئله تنها یک چالش رسانه‌ای نیست؛ بلکه به‌طور مستقیم با امنیت ملی و انسجام اجتماعی مرتبط است. جامعه‌ای که مرجع خبری خود را از دست بدهد، در برابر موج‌های خبری آسیب‌پذیرتر می‌شود.

جنگ روایت‌ها؛ نبرد برای ادراک

در جنگ‌های مدرن، پیروزی تنها به معنای برتری نظامی نیست. آنچه اهمیت دارد، این است که کدام طرف بتواند روایت غالب را در افکار عمومی شکل دهد. این روایت است که تعیین می‌کند چه کسی «مهاجم» و چه کسی «مدافع» تلقی شود، چه کسی «پیروز» و چه کسی «شکست‌خورده».

در این میان، برخی بازیگران بین‌المللی با استفاده از ابزار‌های رسانه‌ای قدرتمند، تلاش می‌کنند تصویری خاص از واقعیت ارائه دهند؛ تصویری که لزوماً با واقعیت میدانی همخوانی ندارد. کاهش یا نادیده‌گرفتن برخی واقعیت‌ها، برجسته‌سازی برخی دیگر و مدیریت گزینشی اطلاعات، بخشی از این راهبرد است.

در این بین اگر رسانه‌های ما موفق شوند روایت خود را با تاکید بر این که هدف حمله متجاوزان قرار گرفته‌ایم به‌درستی بیان کنند، در افکار عمومی جهانی شنیده می‌شویم.

ضرورت روایت‌گری فعال

یکی از خلأ‌های جدی در شرایط کنونی، کمبود روایت‌گری مؤثر در سطح بین‌المللی است. در جهانی که ارتباطات فرامرزی به‌سرعت در حال گسترش است، محدود شدن به مخاطب داخلی کافی نیست. روایت ما از دفاع مقدس کنونی باید به زبان‌های مختلف و برای مخاطبان گوناگون ارائه شود؛ در غیر این صورت، مخاطب جهانی ناگزیر روایت خود را از منابع دیگر دریافت می‌کند. این مسئله می‌تواند به شکل‌گیری تصویری نادرست از واقعیت‌ها منجر شود.

روایت‌گری فعال به معنای صرفاً پاسخ دادن به اتهامات نیست، بلکه به معنای ابتکار عمل در بیان واقعیت‌ها است؛ واقعیت‌هایی که اگر گفته نشوند، دیگران آنها را به‌گونه‌ای دیگر روایت خواهند کرد.

خطر عادی‌سازی و سطحی‌نگری

یکی دیگر از چالش‌های رسانه‌ای در شرایط جنگ، خطر عادی‌سازی رخداد‌های مهم است. زمانی که اخبار تلخ به‌صورت تکراری و بدون تحلیل عمیق منتشر شوند، ممکن است حساسیت جامعه نسبت به آنها کاهش یابد.

از سوی دیگر، استفاده بیش از حد از شعار و روایت‌های کلیشه‌ای نیز می‌تواند به کاهش اثرگذاری پیام‌ها منجر شود. جامعه امروز، جامعه‌ای است که به تحلیل، شفافیت و روایت‌های مستند نیاز دارد.

رسانه‌ها باید بتوانند میان احساس و تحلیل تعادل برقرار کنند؛ نه آن‌قدر خشک و بی‌روح باشند که مخاطب را از خود دور کنند و نه آن‌قدر احساسی که از واقعیت فاصله بگیرند.

سرمایه انسانی مغفول در رسانه

در حالی که در میدان‌های سخت از تمام ظرفیت‌ها استفاده می‌شود، در حوزه رسانه گاه این ظرفیت‌ها نادیده گرفته می‌شود. تجربه، دانش و تخصص نیرو‌های باتجربه می‌تواند در چنین شرایطی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

جنگ روایت‌ها نیازمند خرد جمعی است؛ نیازمند ترکیبی از تجربه، تخصص و شناخت دقیق از مخاطب. استفاده نکردن از این ظرفیت‌ها، به معنای واگذاری بخشی از میدان به رقیب است.

سخن پایانی

بیست‌وچهار روز از آغاز جنگ گذشته است و آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، درک این واقعیت است که سرنوشت این نبرد تنها در میدان‌های نظامی تعیین نمی‌شود. ذهن‌ها، ادراک‌ها و روایت‌ها نیز بخشی از این میدان هستند.

رسانه‌ها در این میان نقشی حیاتی دارند. آنها می‌توانند با اطلاع‌رسانی دقیق، روایت‌گری مسئولانه و حفظ تعادل میان امنیت و آگاهی، به تقویت انسجام اجتماعی کمک کنند؛ یا در صورت غفلت، ناخواسته به تضعیف آن دامن بزنند.

در نهایت، جامعه‌ای که روایت خود را به‌درستی بشناسد و آن را با صداقت و دقت بازگو کند، نه‌تنها در میدان، بلکه در ذهن‌ها نیز ایستاده خواهد ماند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار