تاریخ را لحظههای سخت میسازند، نه روزهای عادی. آنگاه که کار از کار میگذرد و طوفان برمیخیزد، معلوم میشود کدام ملت ریشه در عمق باور دارد و کدام بر سطح تاریخ نقاشی شده است. ایران امروز در چنین پیچی ایستاده؛ پیچی که نامش «امتحان بزرگ» است.
ائتلاف غربی-صهیونی با تمام توان رسانهای، نظامی و اقتصادی خود به میدان آمده تا اراده ملی را به تسلیم وادارد. اما محاسبهاش غلط است؛ چرا که این ملت در طول چهار دهه، بارها اثبات کرده در لحظههای حساس، فارغ از هر سلیقه و جناح، حول محور ولایت جمع میشود. امروز نخستین گام در این امتحان، وفاداری به ولایت و بیعت با رهبری جدید است؛ بیعتی که خط بطلانی بر همه توطئههاست.
۱-ولایت فقیه؛ ریشه تمدنساز انقلاب: نظام جمهوری اسلامی ایران، بر پایه ولایت فقیه استوار است. این تنها یک اصل حقوقی در قانون اساسی نیست؛ بلکه روحی است که در کالبد این انقلاب دمیده شده است. ولایت فقیه، تفسیر سیاسی توحید است؛ جایی که اطاعت از ولی، در امتداد اطاعت از خدا و پیامبر (ص) معنا مییابد. امام خمینی (ره) این درخت تناور را نشاند و امام خامنهای سالها با مجاهدت، آن را آبیاری کرد.
تاریخ معاصر ایران گواه زندهای بر نقش بیبدیل این اصل است. در سال ۱۳۶۸، هنگامی که پیکر مطهر بنیانگذار انقلاب هنوز آرام نگرفته بود و بغض در گلوی ملت شکسته بود، مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه داد و حضرت امام خامنهای را به عنوان ولیفقیه جدید انتخاب کرد. در همان ساعات، علما، بزرگان حوزههای علمیه، جناحهای سیاسی، نخبگان، اصناف و آحاد مردم، فارغ از هر گرایشی، با ایشان بیعت کردند. آن روز، دشمنان نشسته بودند و منتظر بودند ببینند آیا این کشتی بیناخدا غرق میشود؟ اما پاسخ ملت ایران، وحدتی بود که در تاریخ ثبت شد.
۲. بیعت؛ نه یک تشریفات، که فصلالخطاب تردیدها: امروز نیز به محض معرفی ولیفقیه جدید از سوی مجلس خبرگان رهبری، همه باید بیعت کنند. بیعت در فرهنگ سیاسی اسلام، یک قرارداد دوطرفه نیست؛ اعلام وفاداری به مسیری است که با خون شهدا گره خورده است. بیعت با ولیفقیه، بیعت با آرمانهای انقلاب، با استقلال، با آزادی، با عزت و با سربلندی ایران است.
این بیعت، سدّ مستحکمی در برابر توطئههای فتنهگران داخلی و اجانب بیگانه است. دشمنان سالهاست روی شکافهای داخلی سرمایهگذاری میکنند. آنها به دروغ، وعده دوقطبیسازی میدهند و در خیال خام خود، به دنبال تکرار سناریوهای شکستخورده در ایران هستند. اما بیعت ملی با رهبری جدید، تمام این محاسبات را بر هم میزند. وقتی امت یکپارچه پشت ولی خود بایستد، جایی برای نفوذ، دسیسه و توطئه باقی نمیماند.
۳. جنگ ترکیبی و پروژه اغتشاش: ائتلاف غربی-صهیونی امروز با اهرمهای سهگانه نظامی، اقتصادی و رسانهای به میدان آمده است. اما میدان اصلی آنها، میدان ذهنها و قلبهاست. آنها به خوبی میدانند که اگر بتوانند انسجام ملی را خدشهدار کنند، نصف راه را رفتهاند.
سران این ائتلاف، به ویژه نخستوزیر رژیم صهیونی، آشکارا به دنبال به اغتشاش کشاندن جامعه هستند. توئیتهای نتانیاهو و امثال او، نه یک کنش رسانهای ساده، که فرمان عملیات روانی علیه ایران است. آنها با کمک عوامل اپوزیسیون و ضدانقلاب و رسانههای وابسته، تلاش میکنند ناامیدی، بیاعتمادی به مسئولان و دوپارگی ملی را تزریق کنند.
در چنین شرایطی، هوشیاری مردم خط قرمز است. آحاد جامعه باید مراقب باشند. هر شهروندی که حسابهای معاند، شبکههای اغتشاشگر و عوامل نفوذی را در فضای مجازی مشاهده کرد، موظف است سریعاً به سامانههای ۱۱۴، ۱۱۳ و ۱۱۰ اطلاع دهد. این یک کنش امنیتی ساده، اما حیاتی است. هر گزارش، میتواند یک توطئه را خنثی کند.
۴. فضای مجازی؛ میدان نبرد بیامان:دشمن بر روی ظرفیتهای افسانهای فضای مجازی حساب ویژهای باز کرده است. امپراتوری رسانهای غرب با بهرهگیری از هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی پرمخاطب و هزاران عامل نفوذی، تلاش میکند روایت خود را بر جامعه تحمیل کند: روایت شکست، ناامیدی، بیاعتمادی و تسلیم.
ساخت کلیپهای جعلی از مسئولان، شایعهپراکنی هدفمند درباره کوتاهیها، القای «چارهای جز تسلیم نیست» و برجستهسازی نقاط ضعف، بخشی از این پازل تاریک است. در چنین شرایطی، جهاد تبیین یک وظیفه همگانی است. صاحبان قلم، تریبون و رسانه، طلایهداران این جهادند. آنها باید با روشنگری، مردم را واکسینه کنند. سواد رسانهای امروز همتراز با مهارتهای نظامی اهمیت دارد. هر بازنشر یک خبر مشکوک، میتواند گلولهای در مسیر اهداف دشمن باشد.
۵. درسهای تاریخ؛ تکرار نشدنی برای دشمن: دشمنان ایران، تاریخ این سرزمین را نخواندهاند. آنها نمیدانند که در فرهنگ شیعه، شهادت پایان راه نیست، آغاز فصل تازهای از مسئولیت است. آنها نمیدانند که امت اسلامی با بلوغ عاشورایی، پختهتر از آن است که با فقدان رهبرانش دچار انقلاب بر عقب شود.
در کربلا، در کوتاهمدت همه چیز از شکست حکایت میکرد، اما ۱۳۰۰ سال است که دنیا از پیروزی سپاه حق و امام حسین علیهالسلام (پیروزی خون بر شمشیر) میگوید. در دفاع مقدس، گاهی عملیاتها با شکست مواجه میشد، اما برآیند آن پیروزی بود و امام راحل نیز از پیروزی قطعی سخن میگفت. رهبر انقلاب نیز بارها از شکست قریبالوقوع رژیم صهیونی گفتهاند. این وعده الهی، تخلفناپذیر است.
امروز نخستین گام در امتحان بزرگ، وفاداری به ولایت است. بیعت با رهبری جدید، نه یک اقدام نمادین، که فصلالخطاب همه تردیدها و سدّ مستحکم در برابر همه توطئههاست. این بیعت، پیام روشنی به دشمن میفرستد: این ملت از درون نمیپوسد، این انقلاب ریشه در عمق تاریخ و باور دارد، و این راه تا پیروزی نهایی ادامه دارد. اما وفاداری به تنهایی کافی نیست. در روزهای آینده، پای میدان عمل و وظایف تازهای در میان است. در شماره بعد، از «تابآوری»، «همدلی»، «اعتماد به مسئولان»، «باور به پیروزی» و «پرهیز از شتابزدگی» خواهم نوشت. راهی که آغاز شده، تا نهایت ادامه دارد.