«موفقیت برنامههای تربیتی نه در محدود کردن دانشآموزان، بلکه در خلق محیطی شاد، بازیمحور و حمایتگر است که مهارتهای اجتماعی، تفکر انتقادی و مسئولیت پذیری را به صورت طبیعی پرورش دهد.» جوان آنلاین: دکتر امین حشمتی، مشاور و رواندرمانگر کودک و نوجوان میگوید: «موفقیت برنامههای تربیتی نه در محدود کردن دانشآموزان، بلکه در خلق محیطی شاد، بازیمحور و حمایتگر است که مهارتهای اجتماعی، تفکر انتقادی و مسئولیت پذیری را به صورت طبیعی پرورش دهد.» از اردوهای گروهی تا تشکلهای دانشآموزی و فعالیتهای خلاقانه، هر تجربهای که کودک در آن احساس امنیت، تعلق و مشارکت کند، پایهای برای سلامت روان و رشد اخلاقی اوست. گفتوگو با این روانشناس در ادامه میآید.
به نظر شما چه سهمی از برنامههای امور تربیتی باید به نشاطآفرینی کودک و نوجوان اختصاص یابد؟
باید در برنامههای امور تربیتی، بخش مهمی از فعالیتها به ایجاد شادی و نشاط برای کودکان و نوجوانان اختصاص یابد. هدف این است که در کلاس درس، مدرسه، خانه و سایر فضاهای آموزشی و فرهنگی، محیطی فراهم شود که دانشآموزان با انگیزه و علاقه در برنامهها مشارکت کنند، احساس رضایت داشته باشند و تجربهای مثبت از حضور در این فضاها کسب کنند. کودکان و نوجوانان چیز پیچیدهای نمیخواهند، آنها به دنبال فضایی شاد، خلاق، بازیمحور و جذاب هستند که بتوانند در آن خود را ابراز کنند، استعدادها و تواناییهایشان را نشان دهند و احساس امنیت داشته باشند. این فضا باید طوری طراحی شود که علاقهمند شوند بارها و بارها در فعالیتهای تربیتی شرکت کنند و تجربهای ماندگار از حضور خود داشته باشند. نشاط آفرینی نه یک بخش مکمل، بلکه نقش حیاتی در موفقیت برنامههای تربیتی دارد. وقتی محیطها زنده، پرانرژی و متنوع باشند، کودکان و نوجوانان با شور بیشتری در آن حضور پیدا میکنند، ارتباط بهتری با فعالیتها برقرار میکنند و از فرصتهای تربیتی بیشترین بهره را میبرند. خلق فضایی که دانشآموز در آن بتواند خلاقیت و علاقهمندی خود را نشان دهد و احساس کند درک میشود، کلید موفقیت هر برنامه تربیتی است. هرچه فضاها متنوعتر، جذابتر و مفرحتر باشند، تجربه حضور دانشآموزان عمیقتر و فراموشنشدنیتر خواهد بود. در نهایت، فراهم کردن محیطی شاد، ایمن و بازیمحور، پایه و اساس رشد، یادگیری و پرورش سالم کودکان و نوجوانان است؛ همان چیزی که امور تربیتی در همه مکانها و شرایط به دنبال آن است.
نقش اردوها، ورزش و فعالیتهای جمعی در کاهش اضطراب و استرس دانشآموزان چیست؟
اردوها، ورزش و فعالیتهای جمعی از مهمترین ابزارهای تربیتی برای کاهش استرس و ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان هستند. این برنامهها فضایی امن و کنترلشده فراهم میکنند که دانشآموزان در آن بتوانند با همسالان خود ارتباط برقرار، کار تیمی تمرین و اعتمادبهنفس خود را تقویت کنند. اگر اضطراب یا نگرانی کودک ناشی از حضور در جمع باشد، این فعالیتها فرصتی مناسب برای تمرین مهارتهای مقابله با استرس فراهم میکنند و به تدریج آرامش و توانمندی او را افزایش میدهند، حتی در موارد اضطراب فراگیر، حضور در جمع و فعالیتهای گروهی، فضایی حمایتی ایجاد میکند و به کودکان کمک میکند بر ترسها و نگرانیهای خود غلبه کنند، بهویژه برای کودکانی که اضطراب جدایی دارند، اردوها و فعالیتهای جمعی نقشی حیاتی دارند. حضور در محیط جمعی، مواجهه عملی و آرام با اضطراب، اعتمادبهنفس آنها را افزایش میدهد و تجربه حضور در جمع و مشارکت در فعالیتها را لذتبخش و انگیزهبخش میکند. به طور کلی، این برنامهها نه تنها شادی و نشاط ایجاد، بلکه مهارتهای اجتماعی، اعتمادبهنفس و رشد روانی و عاطفی سالم را تقویت میکنند. اردوها و فعالیتهای جمعی مثل پلی هستند که کودک و نوجوان را از دنیای اضطراب و استرس به دنیای اعتمادبهنفس، شادی و توانمندی روانی هدایت میکنند. هرچه این فضاها جذابتر و پرانرژیتر باشند، حضور دانشآموزان با انگیزه بیشتر و اثرگذاری آن تجربه عمیقتر خواهد بود.
چگونه میتوان از ظرفیت تشکلهای دانشآموزی برای ارتقای سلامت روان بهره برد؟
تشکلهای دانشآموزی یکی از ظرفیتهای طلایی برای تقویت سلامت روان و مهارتهای اجتماعی کودکان و نوجوانان هستند. وقتی دانشآموزان در این گروهها فعالیت میکنند، فرصت ابراز خود، همکاری جمعی و تجربه موفقیتهای گروهی پیدا میکنند. حضور فعال در تشکلها اعتمادبهنفس را بالا میبرد، حس تعلق اجتماعی ایجاد و به آنها کمک میکند بهتر با استرسها و فشارهای روانی مواجه شوند. شرکت در تصمیمگیریهای گروهی و پذیرش مسئولیت، تجربهای عملی برای تمرین مهارتهای زندگی و مقابله با استرس فراهم میکند. این تشکلها همچنین فضایی امن و حمایتگر برای گفتوگو، بیان احساسات و حل مسائل گروهی ایجاد میکنند و میتوانند برنامههای نشاط آفرینی، ورزش، اردو و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی را سازماندهی کنند. چنین فعالیتهایی نه تنها لحظاتی شاد و انگیزهبخش فراهم میکنند، بلکه تجربه عملی تعامل اجتماعی و تقویت روحیه جمعی را به همراه دارند. به زبان ساده، تشکلهای دانشآموزی پلی هستند که کودک و نوجوان را از احساس تنهایی و اضطراب به سمت همکاری، نشاط، مشارکت اجتماعی و سلامت روان هدایت میکنند. هرچه این گروهها پویا و جذابتر باشند، اثر مثبت آنها بر اعتمادبهنفس، تابآوری و توانایی مقابله با فشارهای زندگی پایدارتر خواهد بود.
به نظر شما آیا مربیان پرورشی آموزشهای روانشناختی لازم برای برخورد با مشکلات کودک و نوجوان را دیدهاند؟
در مورد آموزش روانشناختی مربیان پرورشی نمیتوان پاسخ قطعی داد، برخی مربیان آموزشهای لازم را دیده و تجربه کافی دارند و بهطور مداوم دانش و مهارتهای خود را ارتقا میدهند، اما در برخی مدارس، مربیان فرصت کافی برای آموزش یا تجربه عملی نداشتهاند و درک محدودی از نیازهای روانی و اجتماعی دانشآموزان دارند. این تفاوت نشان میدهد طراحی برنامههای آموزشی روانشناختی ویژه مربیان، بهصورت مستمر و کاربردی، ضروری است. آموزشها باید مهارتهای برخورد با مشکلات روانی، شنیدن فعال، درک عاطفی، ایجاد انگیزه و مدیریت مشارکت دانشآموزان را تقویت کنند، بدون آنکه نقش مشاور یا روانشناس مدرسه تحت تأثیر قرار گیرد. مربی پرورشی باید فضایی امن، آرام و حمایتگر فراهم کند تا کودکان و نوجوانان با آرامش احساسات و نگرانیهای خود را بیان کنند، اشتباهات خود را تجربه و با اعتمادبهنفس در مسیر رشد و یادگیری حرکت کنند. چنین محیطی نه تنها سلامت روان و آرامش عاطفی دانشآموزان را تقویت میکند، بلکه مهارتهای اجتماعی، همدلی، مقابله با استرس و تابآوری آنها را نیز ارتقا میدهد. به طور خلاصه، آموزش روانشناختی و مهارتهای ارتباطی مربیان پایه و اساس موفقیت برنامههای تربیتی است. وقتی مربی با دانش و مهارت کافی حضور داشته باشد، مدرسه به فضایی تبدیل میشود که کودکان و نوجوانان با شادی، امنیت و اعتمادبهنفس رشد و فرصت بروز استعدادها و توانمندیهای خود را پیدا میکنند.
چگونه میتوان اخلاق فردی دانشآموزان را به رفتار اجتماعی و مسئولیتپذیری نزدیک کرد؟
لازم است میان کودکی و نوجوانی تمایز قائل شویم، زیرا مسیر اجتماعیشدن در این دو دوره متفاوت است. در دوره کودکی، بازی زبان اصلی یادگیری است. کودکان مفاهیمی مانند همکاری، رعایت نوبت، پذیرش نقش و پاسخگویی را از طریق تجربههای بازیمحور میآموزند. بازیهای گروهی هدفمند، مسابقات نقاشی، نمایشهای کلاسی، تئاتر و نمایشگاههای توانمندیها فرصتی برای تجربه مشارکت، احساس تعلق به جمع و لمس پیامدهای رفتار فردی فراهم میکنند. در این فضا، هر کودک باید نقش مشخصی داشته باشد و مسئولیت آن نقش را درک کند تا تجربه «سهمداری» در جمع را بیاموزد. در دوره نوجوانی، گروه همسالان نقش مهمی در شکلگیری هویت و مسئولیتپذیری اجتماعی دارد. مدارس میتوانند با فعالیتهای گروهی متناسب با فرهنگ مدرسه و برنامهریزی تحصیلی و شغلی، زمینه تبدیل اخلاق فردی به تعهد اجتماعی را فراهم کنند. فعالیتهای پارهوقت، آموزش مهارتهای مالی و سواد اقتصادی نیز به نوجوانان کمک میکند نظم فردی، صبوری و توانایی تصمیمگیری مسئولانه را تمرین کنند. خانوادهها نیز با تعریف وظایف روزمره متناسب با توانایی فرزند و همراه با انتظار پاسخگویی، میتوانند فرصت تجربه مسئولیتپذیری را فراهم کنند. مجموع این تجارب تدریجی، به کودکان و نوجوانان کمک میکند ارزشهای اخلاقی را در قالب رفتارهای اجتماعی بروز دهند و مسیر مسئولیتپذیری را در تعامل با دیگران یاد بگیرند.
الگوی تربیت معنوی و اخلاقی نسل جدید در عصر رسانه و فضای مجازی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
فضای مجازی و رسانه مانند شمشیر دو لبه عمل میکنند. این فضا هم میتواند بستر رشد اخلاقی و معنوی باشد و هم، در صورت فقدان هدایت مناسب، زمینه سردرگمیهای شناختی و ارزشی را فراهم کند. در این شرایط، نقش معلمان، مربیان پرورشی، مشاوران مدرسه و فعالان اجتماعی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. تربیت معنوی و اخلاقی دیگر محدود به کلاس درس و محیط سنتی مدرسه نیست، باید در همان فضاهایی شکل بگیرد که کودکان و نوجوانان روزانه با آنها در تعاملاند، یعنی رسانه و فضای مجازی. در کنار تولید محتوا، آموزش مهارتهایی مثل تفکر انتقادی و سواد رسانهای نیز ضروری است. کودکان و نوجوانان باید بیاموزند که اطلاعات و محتوایی را که در فضای مجازی با آن مواجه میشوند بدون تحلیل و بررسی نپذیرند. توانایی ارزیابی منابع و اعتبار محتوا، آنها را در برابر اطلاعات نادرست یا جهتدار محافظت و زمینه تصمیمگیری آگاهانه را فراهم میکند. به طور خلاصه، الگوی تربیت معنوی و اخلاقی در عصر رسانه الگویی است که نه در تقابل با فضای مجازی، بلکه با استفاده هوشمندانه از آن شکل میگیرد؛ الگویی که هم بر جذابیت و دسترسپذیری محتوا تأکید دارد و هم نسل جدید را توانمند میکند تا تحلیل، ارزیابی و انتخاب آگاهانه را یاد بگیرد.
چگونه میتوان سواد رسانهای را به یک مهارت تربیتی و روانشناختی تبدیل کرد؟
برای آنکه «سواد رسانهای» به یک مهارت تربیتی فراشناختی تبدیل شود، لازم است جایگاه آن در نظام آموزشی فراتر از آگاهیبخشی باشد و به سطح «شیوه فکر کردن درباره فکر کردن» ارتقا یابد. در درس مهارتهای زندگی، استفاده بهینه از فضای مجازی و سواد رسانهای گنجانده شده، اما در برخی مدارس این حوزه هنوز در حاشیه قرار دارد و اولویت کافی ندارد. سواد رسانهای زمانی به مهارت تربیتی تبدیل میشود که دانشآموز یاد بگیرد چگونه در مواجهه با پیامهای رسانهای مکث کند، منبع و هدف آنها را بررسی کند، تأثیر محتوا بر هیجانات و قضاوت خود را بشناسد و انتخابی آگاهانه برای پذیرش، رد یا بازنشر پیام داشته باشد. به عبارت دیگر، دانشآموز نهفقط «چه چیزی دیدن»، بلکه «چگونه دیدن و تحلیل کردن» را یاد میگیرد. برای تحقق این هدف، آموزش مهارتهای زندگی باید در کنار دروس پایه و با چارچوب منسجم، منابع استاندارد و برنامه درسی یکنواخت ارائه شود. نبود سیلابس واحد باعث ناهمگونی یادگیری و کاهش اثربخشی شده است. با ایجاد برنامه رسمی و استاندارد، دانشآموزان میآموزند که این مهارتها نه فعالیتی جنبی، بلکه بخش ضروری آمادگی برای زیست مسئولانه در جهان امروز هستند و میتوانند در برابر تصمیمهای هیجانی یا اطلاعات نادرست از آن بهره ببرند.