شاهنامه ظرفیت دراماتیک ساختن آثار سینمایی تلویزیونی و نمایشی بسیار زیادی را دارد که متأسفانه از سوی فیلمسازان و هنرمندان مغفول مانده است جوان آنلاین: آثار فرهنگی تمدنی در کنار ارزشها و تفکرات دینی و مذهبی اسلامی شیعی دو بال قدرتمند ایرانیان برای رسیدن به قلل مرتفع انسانیت و شرافت بوده و هست. مضاف بر دستورات و تأکیدات دینی و مذهبی ائمه معصومین علیهمالسلام و بزرگان و اوتاد درباره جایگاه رفیع و منیع زنان در شاهنامه فردوسی نیز شاهد حضور و نقشآفرینی زنانی هستیم که نمایانگر وجوه اخلاقی و شخصیتی متنوعی مانند با وفایی، با حیایی و ایثار و آزادگی هستند. با این حال، برخی افراد نافهم و مغرض سعی دارند که با دروغپردازی و تدلیلهای غیر مستند و جعلی زن را در نگاه مذهب و فرهنگ و تمدن ایرانی موجودی عزازیلگونه و مخل ارزشهای انسانی نمایش بدهند. حتی بسیاری از چهرههای به اصطلاح شناخته شده غربی سعی کردهاند با نسبت دادن مدعاهای کذب و منتسب کردن اشعار دروغین به حکیم طوس، به نوعی ایرانیان را در مقابل فرهنگ وحشی غربی خلع سلاح کرده یا به ضعف بکشانند. این اقدامات در حالی است که محققان و پژوهشگران زیادی هستند که طی سالها و با هموار کردن مرارت و سختیهای فراوان اسناد، واقعی و غیر قابل انکار نگاه نجیب و آزادمنشانه اسلام و فرهنگ ایرانی را به زنان و دختران در قالبهای متنوع فرهنگی و ادبی منتشر کنند.
رویکرد شاهنامه به زنان
زینب افراخته، مروج شاهنامه با اشاره به اینکه شاهنامه متنی است که هزار سال قدمت دارد و یک کتاب حماسی است، در مورد جایگاه زنان و نگاه فردوسی به آنها به «جوان» میگوید: طبیعتاً متن و محتوای آن راجع به جنگ و جنگآوری و جنگیدن است. طبیعی که تعداد کاراکترها و شخصیتهای زن در آن به همین دلیل کم باشد. نسبت حجم کاراکتر و کمیت کاراکترهای مرد در مقایسه با کاراکترهای زن در شاهنامه خیلی کمتر است، ولی همین تعداد کم کاراکتر و شخصیت زنان که در شاهنامه وجود دارد از نظر کیفی بسیار کاراکترهای جذاب و مؤثر هستند. همین زنان در داستانهایی که حضور دارند و نگاه و منظرگاه فردوسی به زن در همین تعداد کم کاراکترهای زن شاهنامه در آن داستانها و وقایع، راجع به مفاهیمی مثل خرد زنانه است و در لابهلای قصهها مفاهیمی مثل مهر و مفهومهایی که راجع به جنس و جنسیت زنان هستند، صحبت میکند.
افراخته در ادامه میافزاید: کسی که به شاهنامه آشنا باشد، میداند نگاهی که این متن تاریخی ادبی و حماسی به زنان و دختران دارد، شاید همین امروز و در سال ۲۰۲۶ در بین اغلب جوامع مدعی فمنیسیمی و رعایت حقوق زنان هم وجود ندارد و هنوز به این نگاه و تبیین جایگاه زن نزدیک هم نشدهاند. این در حالی است که حکیم ایرانی و مسلمان دختر جنگجویی که کماندار بوده و به عنوان مرزبان ایران خدمت میکرده و در این راه از خودش شجاعت و غیرت به خرج میدهد و به دل میدان میزند، نشان میدهد که چگونه از خرد زنانهاش در این مسیر استفاده میکند و اتفاقاً ورق بازی را به نفع ایران برمیگرداند. هر کدام از این کاراکترها به اقتضای داستانشان ویژگیهایی مثل مادری و همزمان جنگاوری زنانه دارند. در کنار این نکات ویژگیهای دیگری نسبت به آن بستری که داستان در حال وقوع و جریان است، هم وجود دارد. البته معمولاً در دین و فرهنگ ما این وجوه برای زن تعریف شده است و از نظر خرد و از نظر احساسی جایگاه والایی برای آن دیده و تعریف شده است.
اشعار زنستیزانه منتسب به شاهنامه
این شاهنامهپژوه با تأکید بر اینکه متأسفانه سعی میشود با انتساب شعرهایی به فردوسی وجهه اساطیری این قصهها که در مورد زنان است، زده شود، ادامه میدهد: این در حالی است که گاهی نقل قولهای غیر موثق و همچنان منتسب به برخی از حضرات معصومین یا برجستگان حوزه دینی و مذهبی ما روایت میشود که سعی دارد از منظر وجهه دینی و مذهبی زن کوبیده شود و شخصیت او مورد خدشه قرار بگیرد. واقعیت این است که مروجان چنین مسائل غیر واقعی و دروغپردازانهای میخواهند این اظهارات دروغین به مثابه دو لبه یک قیچی عمل کنند و فرهنگ و تمدن ایران زمین و همچنین دین اسلام و مذهب مترقی شیعه را ضد زن یا در بهترین شکل خود، تحقیرکننده زن نمایش بدهند. معمولاً این افراد سعی میکنند تا یک بخش از یک جمله یا کلام معصوم را به صورت بریده و ناقص منتشر کنند و نتیجه دلخواه خودشان را بگیرند، این در حالی است که وقتی به اصل آن صحبت یا ماجرا مراجعه میکنیم، میبینیم که کلام معصوم که در ادامهاش یک تحلیل دقیق ارائه شده، کاملاً مفهوم و مرادی بر عکس آنچه دارد که مورد استناد تحریفکنندگان قرار گرفته است. البته این گونه اقدامات در صدر اسلام با آیات کلام الله مجید هم صورت گرفته است و یهودیان بنابر قول خود قرآن کسانی بودند که جایگاه کلمات را تغییر یا تحریف میکردند. همین اتفاق در مورد برخی آثار ادبی ما از جمله شاهنامه هم رخ داده است و برخی افراد مغرض و مریض سعی داشته و دارند فرهنگ و تمدن ریشهدار و باستانی ایران را ضد زن و زن ستیز نمایش بدهند. البته ما میدانیم که همه ادبیات فارسی یا همه سنتهای ادبی ما نگاه یکسانی به زن ندارند، اما این مسئله در مورد بسیاری از همین آثار ادبی ما و مشخصاً شاهنامه حیکم فردوسی به هیچ وجه صادق نیست. کسانی که اصلاً آشنایی با این اثر ندارند، حتی اگر داستانی از شاهنامه را خوانده باشند، میبینید که چنین ادعایی در مورد شاهنامه درست نیست.
ظرفیتهای دراماتیک شاهنامه
شاهنامه و داستانهای آن ظرفیت دراماتیک ساختن آثار سینمایی تلویزیونی و نمایشی بسیار زیادی را دارد که متأسفانه از سوی فیلمسازان و هنرمندان عرصه فیلم و سریال مغفول مانده است. این در حالی است که برخی از همین قصهها را غربیها با ایجاد تغییراتی در آنها به نام خودشان مصادره کرده و برای خودشان سند میزنند. الحمدلله طی سالهای اخیر، به خصوص این شش، هفت ساله گذشته حتی برخی دستگاههای حاکمیتی هم به سمت تولید آثار متنوع و اقتباسی از این داستانها رفتهاند، به خصوص درحوزه انیمیشن پرداختن به این قصههای جذاب مورد توجه همه جریانهای سیاسی و فرهنگی قرار گرفته است.
افراخته در پایان خاطرنشان میکند: شاهنامه به مثابه یک گنج است که باید مورد استفاده قرار بگیرد. از همین شاهنامه میتوان قرائتی داشت که با احوالات امروز ملت ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی مطابق و همراستا باشد. به نظر من مسئله اصلی و دغدغه ما امروز باید این باشد که از این گنج چه استفادهای بکنیم، ولی در عین حال باید حواسمان باشد که چگونه به این مسائل بپردازیم. در بحث آثار نمایشی امیدوارم از این گنجی که حاضر و آماده است، درست استفاده کنیم و مقدمهای باشد برای نبردی که در آن قرار داریم و با استفاده از این میراث فرهنگی و ادبی در این جنگ هر روزه پیروز بشویم.