مربیان باید در مواجهه با نسل جدید به محبت و ابزارهایی که عطش محبت دانشآموزان را پاسخ میدهد، توجه کنند، هیجانات دانشآموزان را مدیریت کنند و آنها را در مسیرها و بسترهای شایسته و سالم هدایت کنند. واقعیت این است که وقتی فرایند تربیت فرزندان تضعیف شود، سبک زندگی آنان هم دچار آشفتگی، سطحینگری و ناپایداری میشود و این اتفاقی است که در واقعیت در حال رخ دادن است جوان آنلاین: سالروز تأسیس نهاد امور تربیتی، نهادی که با هدف تقویت بُعد پرورشی در نظام آموزشی شکل گرفت، بهانهای شد برای طرح یک هشدار جدی و تأملبرانگیز. دکتر حمیدرضا ابراهیمی، معاون فرهنگی و تربیتی دانشگاه فرهنگیان با اشاره به تحولات فرهنگی و تغییر الگوهای زیست فردی و اجتماعی تأکید میکند آنچه امروز از آن با عنوان «چالشهای سبک زندگی» یاد میشود، صرفاً محصول فشارهای اقتصادی، گسترش فناوری یا اثرگذاری رسانهها نیست. به باور او، ریشه عمیقتر این دگرگونیها را باید در کمرنگشدن نقش تربیت جستوجو کرد. وی میگوید: «وقتی تربیت فرزندان تضعیف شود، سبک زندگی آنان هم دچار آشفتگی، سطحینگری و ناپایداری میشود.» او در این گفتوگو از نسبت مغفول آموزش و پرورش، مسئولیت نهادهای فرهنگی، و ضرورت بازتعریف مأموریتهای تربیتی سخن میگوید. نکاتی که میتواند مسیر بحث درباره آینده فرهنگی جامعه را تغییر دهد.
ضرورتهای تأسیس نهاد امور تربیتی در سال ۱۳۵۸ چه بود و امروز آیا هنوز همان ضرورتها وجود دارند؟
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مدارس به نوعی به محلی برای رقابت برخی گروههای سیاسی تبدیل شده بودند. در چنین شرایطی، حفاظت از انقلاب اسلامی در مدارس ایجاب میکرد که یک تربیت مدافع انقلاب و اسلام شکل بگیرد. به همین دلیل، امور تربیتی ایجاد شد تا جلوی جریانهای انحرافی و نظامهای آموزشی دوران طاغوت گرفته شود. هدف امور تربیتی تربیت انسانهای متعهد، نسلی با باورهای دینی، ترویج اندیشههای اسلامی، سازماندهی فعالیتهای دینی، استعدادیابی و ایجاد پیوند میان مدارس با مساجد و مراکز دینی بود. اینها زمینهها و بستری بودند که در سال ۱۳۵۸ باعث تأسیس این نهاد با برکت و به یادگار شهیدان رجایی و باهنر شد. امروز هم این ضرورتها همچنان وجود دارند، البته با شکلها و مصادیق جدیدتر و پیچیدهتر. امور تربیتی نقش مهمی در صیانت از هویت ایرانی- اسلامی در برابر تهاجم فرهنگی و سبک زندگی بیگانه دارد و جلوی جریانهای انحرافی که بسیاریشان از طریق فضای مجازی نوجوانان و جوانان را جذب میکنند، میایستد. این نهاد کمک میکند پاسخهای لازم به پرسشهای دانشآموزان در حوزه مسائل معرفتی، سیاسی، اجتماعی و دینی داده شود و در این بمباران اطلاعاتی که شبکههای اجتماعی ایجاد کردهاند، هویت دانشآموز حفظ شود. نقش امور تربیتی در این عرصه بسیار برجسته و مهم است.
نقش اندیشههای شهیدان رجایی و باهنر در شکلگیری گفتمان تربیت اسلامی چگونه بودهاست؟
شهید رجایی معتقد بود برای حفظ کشور باید از وزارت آموزش و پرورش شروع کرد، چون به تعبیر ایشان، نخست وزیر شایسته ارتش با ایمان و انسان انقلابی را این نهاد یعنی آموزش و پرورش تربیت میکند. شهید باهنر هم آموزش و پرورش را نهادی گسترده میدانست که بخش بزرگی از جمعیت کشور را شکل میدهد. این دو شهید عزیز، آموزش را رکن و عامل تحول میدانستند و تأکید میکردند که اکثر کار مدیران کل آموزش و پرورش در آن زمان باید معطوف به تربیت معلم باشد. بهترین امکانات، ابنیه، ساختمانها و اساتید باید در خدمت مراکز تربیت معلم قرار میگرفت. از سوی دیگر، شهید باهنر معتقد بود پرورش صرفاً محل آموزش علم نیست؛ رسالت اصلی آن سازندگی افکار، پرورش مغزها و تربیت انسانهای متعهد و انقلابی است. اینها اندیشه و هسته اصلی گفتمان تربیت اسلامی را شکل میدهند.
جایگاه تربیت در منظومه پیشرفت اسلامی از نگاه رهبر انقلاب چگونه است؟
رهبر معظم انقلاب تأکید میکنند که الگوی پیشرفت اسلام ایرانی، ترکیبی از سه عنصر اصلی ایمان، علم و عدالت است. تربیت هم بستر تحقق این الگوست؛ یعنی همین سه عنصر در بستر تربیت معنا پیدا میکنند، ایمان در شخصیت انسانها، علم در گستره بینهایت دانش و عدالت در تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی و قضایی. همه اینها نیازمند فرآیند تربیت هستند. نکته مهم این است که رهبر معظم انقلاب به تمایز تربیت در نگاه اسلامی و اندیشه انقلاب اسلامی با نگاه غربی تأکید دارند. ایشان به جای واژه «توسعه» بر «پیشرفت» تأکید میکنند و معتقدند باید الگوی بومی طراحی کنیم. الگویی که عدالت محور باشد و با داشتههای ملی و اسلامی ما سازگار باشد، نه الگویی که در غرب مبتنی بر اومانیسم و نفی عدالت طراحی و اجرا میشود. از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، شهیدانی مثل رجایی، باهنر و شهید سلیمانی نمونههای عینی الگوی تربیت اسلامی هستند که در وجودشان این ویژگیهای ایمان، علم و عدالت متجلی شدهاست.
امور تربیتی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چه جایگاهی دارد؟
در سند امور تربیتی، امور تربیتی یکی از ستونهای اصلی نظام آموزشی شناخته شده و پیوندی میان آموزش علمی و رشد شخصیتی فرد ایجاد میکند. این سند نشان میدهد که امور تربیتی در شکلگیری و تکمیل جامعه متعادل نقش حیاتی دارد. نکته دیگر این است که در این سند بر تربیت یکپارچه تأکید شدهاست؛ یعنی تربیتی که آموزش و پرورش از هم جدا نشود. رویکرد سند این است که فرصتهای فعالیتهای مختلف برای دانشآموزان، چه در برنامه درسی رسمی و چه در فعالیتهایی که خارج از مدرسه و خارج از برنامه درسی انجام میشود، به هم پیوند خورده باشد. همه این فعالیتها و اهداف باید مبتنی بر اصول و ارزشهای اسلامی و نیازهای زمانه تعریف شود. با این رویکرد، امور تربیتی در سند تحول بنیادین نقش بسیار مهم و اساسی دارد.
خانواده ایرانی امروز تا چه حد خود را شریک مدرسه در تربیت فرزندان میداند؟
در کشور ما ساختارهایی مثل انجمن اولیا و مربیان برای ایجاد همکاری بین خانواده و مدرسه تشکیل شدهاند، ولی به نظر میرسد هنوز فاصله وجود دارد. در برخی کشورهای دیگر، والدین در تصمیم گیریهای مهم مدرسه نقش فعال دارند. ما هم باید با توجه به الگوهای بومی خود تلاش کنیم نقش والدین و مشارکت آنها را بیشتر جلب کنیم. تربیت مسیری است که باید هم در خانه و هم در مدرسه به صورت متوازن پیگیری شود. اگر تربیت فقط در مدرسه باشد و در خانه خلاف آن اتفاق بیفتد، یا بالعکس، دانشآموز دچار دوگانگی ارزشی و مشکلات دیگر میشود. بنابراین خانواده و مدرسه باید به عنوان یک بستر یکپارچه تربیتی با مأموریت مشترک، ولی در جایگاههای متفاوت، همکاری کنند. هدف این است که تربیت با برنامه و هدف مشترک پیش رود، هر کدام وظیفه خود را به خوبی انجام دهند و مسیر تربیت به شکل هماهنگ و مؤثر طی شود.
شکاف تربیتی میان خانه و مدرسه چگونه شکل میگیرد و چه راهکارهایی برای هم افزایی وجود دارد؟
اصل این شکاف زمانی شکل میگیرد که خانه و مدرسه هدف یکسان یا برنامه هماهنگ نداشتهباشند و در مسیرهای متضاد حرکت کنند. این شکاف ناشی از نبود ارتباط کافی بین خانه و مدرسه، تفاوت در سبکهای تربیتی و بیاعتمادی متقابل است. نتیجه آن سردرگمی هویتی دانشآموز و افت تحصیلی میشود. برای غلبه بر این مسئله، یکی از راهها برقراری ارتباط مستمر و مثبت است که مهارتهای خود تنظیمی دانشآموزان مثل برنامهریزی و مدیریت زمان را به طور قابلتوجهی افزایش میدهد. راه دیگر، برنامهریزی مشترک است. داشتن یک برنامه مشخص و هماهنگ برای تربیت فرزندان، میان والدین و معلمان مسیر همسویی ایجاد میکند. همچنین آموزش خانواده بسیار مؤثر است. برگزاری کلاسهای آموزش خانواده، استفاده از تجربههای موفق و توانمندسازی والدین میتواند نقش مهمی در تقویت تربیت و هماهنگی خانه و مدرسه ایفا کند.
مهمترین چالشهای حرفهای مربیان پرورشی چیست و آیا آنها مهارتهای نوین تربیتی را دارند؟
مربیان پرورشی با چالشهای متعددی روبهرو هستند. یکی از مهمترین این چالشها، رشد فناوریهای نوین و استفاده گسترده نسل جوان از فضای مجازی است. این وضعیت کار معلم و مربی پرورشی را دشوار میکند و نگرانی مشترکی در بسیاری از کشورها ایجاد کردهاست. برخی کشورها حتی استفاده دانشآموزان از فضای مجازی را تا سن مشخصی محدود کردهاند، چون آسیبهای تربیتی آن زیاد است. مربیان ممکن است نتوانند محدودیت ایجاد کنند، اما میتوانند در تقویت مهارتهای خود و دانشآموزان برای مواجهه با فضای مجازی نقش مهمی داشته باشند؛ چالشی که وجود دارد این است که مربی ممکن است دانش کافی برای مواجهه با دانشآموزانی که درگیر مشکلات فضای مجازی هستند، نداشتهباشد. بنابراین لازم است مهارت مربیان در آموزش سواد دیجیتال، شهروندی دیجیتال و تفکر انتقادی تقویت شود و همین مهارتها به دانشآموزان نیز منتقل شود. چالش دیگر، کمبود آموزشهای به روز است. در حالی که اهداف تربیتی ممکن است تغییر اندکی داشتهباشند، روشها باید همواره به روز و تخصصی باشند. ادامه روشهای قدیمی و کلیشهای پاسخگو نیست و میتواند به تحجر منجر شود. موضوع دیگر، چند وظیفگی مربیان است. گاهی وظایف غیرمرتبط به آنها محول میشود و فعالیتهای پرورشی در مدارس با نگاه حاشیهای مواجه است. برای رفع این مشکل، باید جایگاه مربیان پرورشی در مدارس تقویت شود، مهارتهای آنها به طور مستمر ارتقا یابد و توانمندسازیشان ادامه داشتهباشد. همچنین مربیان باید در مواجهه با نسل جدید به محبت و ابزارهایی که عطش محبت دانشآموزان را پاسخ میدهد، توجه کنند، هیجانات دانشآموزان را مدیریت کنند و آنها را در مسیرها و بسترهای شایسته و سالم هدایت کنند. واقعیت این است که وقتی فرایند تربیت فرزندان تضعیف شود، سبک زندگی آنان هم دچار آشفتگی، سطحینگری و ناپایداری میشود و این اتفاقی است که در واقعیت در حال رخ دادن است.
نسبت «فعالیت مناسبتی» با «تربیت مستمر» چگونه باید تعریف و اجرا شود؟
ما باید یک هدف کلان برای تربیت دانشآموز ترسیم کنیم و بعد فعالیتهای مناسبتی را در چارچوب این نقشه کلی قرار دهیم. به تعبیر دیگر، این مثل یک پازل است. نقشه کلان هدف تربیتی، تصویر کامل پازل است و فعالیتهای مناسبتی قطعات آن هستند که وقتی اجرا میشوند، بخشی از این پازل را پر میکنند. اشتباهی که گاهی رخ میدهد، این است که فعالیتهای مناسبتی خود به هدف نهایی تبدیل میشوند، در حالی که این فعالیتها صرفاً قطعاتی برای تحقق هدف کلان هستند. به تعبیر شهید باهنر، تربیت مانند «سازندگی شیارهای شخصیت» است و این با فعالیتهای مقطعی ممکن نیست، بلکه نیازمند برنامه مستمر است که مناسبتها آن را تغذیه و به روز میکنند. نکته دیگر این است که باید فرصتهای متنوعی ایجاد کنیم تا دانشآموز بتواند در چارچوب نظام معیار، با توجه به سلیقه خودش از میان فعالیتها انتخاب کند. این کار باعث میشود دانشآموز هم به سلیقه خود برسد و هم به اهداف کلان تربیتی دست پیدا کند.
چگونه میتوان از ماه رمضان و مناسبتهای دینی برای تقویت انس دانشآموزان با قرآن و اخلاق بهره گرفت؟
ماه رمضان را میتوان مانند یک ورزشگاه یا آزمایشگاه زنده تربیت دانست، فضایی که برای دانشآموزان با استفاده از قرآن و اخلاق، تجربههای عملی تربیتی ایجاد میکند. به جای آموزشهای خشک مفاهیم دینی، میتوانیم با خلق تجربههای شیرین، فضای مدرسه را به محیطی معنوی تبدیل کنیم. میتوان برنامههای متنوعی در حوزه مسائل قرآنی و معرفتی طراحی کرد، برنامههایی که فضا را به محیطی جذاب و دلنشین برای دانشآموزان تبدیل کند، شبیه محفل ستارهها که با استقبال خوبی مواجه شدهاست. همچنین پویشهای معرفتی و اخلاقی مثل فراهم کردن یک وعده افطار برای نیازمندان یا کمک به همکلاسیهای نیازمند، اردوهای معنوی کوتاه و حضور در نماز جماعت مسجد و افطاریهای مسجد، میتوانند ارتباط مدرسه و مسجد را تقویت کنند. ماه مبارک رمضان یک فرصت طلایی و فضای لطیف تربیتی است که خداوند برای تقویت و به روزرسانی تربیت الهی بندگانش در نظر گرفتهاست. ما هم میتوانیم در مدرسه و در بخش دانشآموزی از این فرصت طلایی بهره ببریم.
نقش هنر، شعر، تئاتر و سرود در تربیت دانشآموزان و ارتقای جذابیت فعالیتهای مدرسه چیست؟
هنر یک زبان فوقالعاده است برای انتقال معارف و ناصحی تربیتی به دانشآموز، تأثیری که از گفتار مستقیم بسیار عمیقتر است. فعالیتهایی مانند تئاتر، اردوهای علمی و فرهنگی میتوانند دنیای ذهنی دانشآموزان را تقویت کنند و پیوند تصورات ذهنی با واقعیتهای زندگی را برقرار کنند. این فعالیتها به توسعه دنیای دانشآموزان و رشد خلاقیت آنها کمک میکند. علاوه بر این، هنر میتواند بستری برای استعدادیابی و انگیزه بخشی دانشآموزان فراهم کند. برای مثال فعالیتهایی مثل سرود و تئاتر، نهتنها استعدادها را کشف میکند، بلکه میتواند مسیر شغلی و رشد فردی ایجاد کند و مفاهیم را به صورت غیرمستقیم منتقل کند. با استفاده از ظرفیت تئاتر، یک مسئله اخلاقی میتواند به تجربه زیسته تبدیل شود؛ دانشآموز هم به عنوان تماشاگر و هم به عنوان بازیگر میتواند در این تجربه مشارکت کند. شعر، تئاتر، سرود و دیگر قالبهای هنری میتوانند با عاطفه و احساسات افراد ارتباط برقرار کنند و اثر تربیتی ماندگار و عمیقی داشته باشند، به شرطی که محتوای سالم و باکیفیت در آنها قرار گیرد. به عبارتی، هنر به تنهایی کافی نیست، اما وقتی با محتوای درست همراه شود، میتواند اثرات تربیتی فوق العادهای ایجاد کند.