جوان آنلاین: شامگاه سهشنبه پانزدهم بهمنماه سال ۱۳۹۸، مسئولان بیمارستانی در پایتخت به پلیس خبر دادند پسر زخمی که ساعتی قبل برای درمان به بیمارستان منتقل شده بود، فوت کرد. با اعلام این خبر، تیمی از مأموران به بیمارستان رفتند و در آنجا با جسد پسر جوانی به نام بهرام روبهرو شدند که با ضربه جسم نوکتیزی به کام مرگ رفتهبود.
درگیری در کلوپ بازی
بررسیها نشان داد بهرام ساعتی قبل همراه یک نفر از دوستانش در کلوپ بازی در یکی از خیابانها با دو برادر درگیر میشود که در جریان آن یکی از دو برادر زخمی میشود و در نهایت با میانجیگری افراد حاضر، درگیری در کلوب پایان مییابد.
اما لحظاتی بعد دوباره آنها جلوی مغازه ساندویچی با هم درگیر میشوند که این بار یکی از برادرها به نام حامد با چاقو ضربهای به بهرام میزند و فرار میکند. سپس پسر زخمی با کمک رهگذران به بیمارستان منتقل میشود، اما بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست میدهد.
بازداشت دوست مقتول و شناسایی ضارب
دوست مقتول در بیمارستان بازداشت شد و در بازجوییها با اعتراف به درگیری با دو برادر، ضارب را به مأموران پلیس معرفی کرد. با بهدست آمدن این اطلاعات حامد و برادرش تحت تعقیب قرار گرفتند و چند روز بعد بازداشت و به اداره پلیس منتقل شدند.
ادعای دفاع از خود
متهمان در بازجوییها به درگیری اعتراف کردند و حامد نیز به قتل اعتراف کرد، اما مدعی شد که در دفاع از جانش دست به چاقو برده و قصد قتل نداشتهاست.
وی گفت: «من و برادرم هر روز برای بازی به گیمنت میرفتیم و مدتی قبل با مقتول و دوستش که هر دوی آنها هم برای بازی به آنجا میآمدند، اختلاف پیدا کردیم. اختلاف ما از یک نگاه چپ شروع شد و هر زمانی یکدیگر را میدیدیم برای هم خط و نشان میکشیدیم و مشاجره میکردیم.»
وی ادامه داد: «مشاجره و کریخوانیهای ما ادامه داشت تا اینکه عصر روز حادثه همراه برادرم برای بازی به گیمنت رفتیم. بهرام و دوستش هم در گیمنت بودند و ما را مسخره کردند. به آنها توجهی نکردیم و شروع به بازی کردیم، اما وقتی دوباره چشمانمان به هم افتاد، درگیر شدیم. آنها سر برادرم را شکستند و ما را کتک زدند که با میانجیگری صاحب گیمنت درگیری ما پایان یافت. سپس برادرم را به مغازه ساندویچی در آن نزدیکی بردم تا سرش را پانسمان کنم که دوباره مقتول و دوستش سراغ ما آمدند و درگیر شدند. خیلی ترسیده بودم و احساس کردم قصد دارند ما را بکشند که برای دفاع از خودم چاقویی که روی میز ساندویچی بود، برداشتم و ناخواسته این اتفاق بد رخ داد. الان پشیمان هستم و درخواست بخشش دارم.»
تغییر عنوان اتهام در دادگاه
متهمان پس از اعتراف، کیفرخواستشان صادر شد. حامد به جرم قتل عمد و برادرش و دوست مقتول هم به جرم معاونت در درگیری منجر به قتل در دادگاه محاکمه شدند.
متهم ردیف اول در جلسه دادگاه در دفاع از خودش گفت: «من قصد قتل نداشتم و آن روز آنها ابتدا سر برادرم را شکستند و در درگیری دوم ترسیدم و فکر کردم، مرا میکشند که چاقو را برداشتم و زدم. من ناخواسته مرتکب قتل شدم و پشیمانم.»
قضات دادگاه دو متهم اول را به حبس محکوم و دفاع مشروع حامد را نیز قبول کردند. بنابراین اتهام وی از قتل عمد به شبهعمد و دفاع مشروع تغییر پیدا کرد و قضات دادگاه او را به پرداخت دیه و ۱۰ سال حبس محکوم کردند.
حکم دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد.
ابتلا به سرطان و آزادی با وثیقه
متهم چند سال بعد دیه فرد فوتشده را پرداخت کرد، اما همچنان برای سپری کردن مدت ۱۰ سال حبس خود در زندان بود تا اینکه به بیماری لاعلاجی دچار شد.
حامد به سرطان مبتلا شد و تحت درمان قرار گرفت، اما هر روز وضعیت جسمیاش وخیمتر شد و نیاز به درمان در خارج از زندان پیدا کرد. سپس او نامهای به مقام قضایی نوشت و اعلام کرد که به بیماری سرطان مبتلا شده و از آنجایی که دیه فرد فوتشده را هم پرداخت کردهاست، درخواست داد ادامه درمانش خارج از زندان پیگیری شود.
در نهایت با موافقت قضات دادگاه، مدتی قبل وی پس از گذراندن شش سال از محکومیتش با گذاشتن وثیقه از زندان آزاد شد.
مرگ در تصادف موتورسیکلت
حامد تحت درمان قرار گرفت و وضعیت جسمی او مناسب و رو به بهبودی بود که چند روز قبل به شعبه اجرای احکام خبر رسید، او حین رانندگی با موتورسیکلت در یکی از خیابانهای تهران در تصادف با خودرویی به شدت زخمی و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت ضربات وارده جان خود را از دست دادهاست.
بدین ترتیب پرونده درگیری مرگبار مرد جوان که با دفاع مشروع از چوبه دار نجات پیدا کردهبود، پس از آنکه برای ادامه درمان بیماریاش از زندان با وثیقه آزاد شد، در تصادفی مرگبار برای همیشه بسته شد.