جوان آنلاین: در حالی که نفسهای قاتل برای اجرای حکم به شماره افتاده بود، اولیای دم به احترام حلول ماه مبارک رمضان با گذشتی بزرگ، قاتل فرزندشان را به شرط پرداخت دیه بخشیدند.
یکی از روزهای گرم تابستان سال ۱۳۹۹، پسر نوجوانی که برای بردن کیسه زباله از خانهشان در یکی از محلههای جنوب تهران بیرون رفته بود، هرگز تصور نمیکرد این خروج کوتاه پایان زندگیاش باشد.
آن روز خورشید غروب کرده و هوا همچنان گرم و نیمهتاریک بود که رهگذران در کوچهای خلوت با پیکر نیمهجان و خونین این نوجوان روبهرو شدند. دقایقی بعد تماس با اورژانس و پلیس برقرار شد و امدادگران پسر زخمی را به بیمارستان منتقل کردند.
مرگ روی تخت بیمارستان
نوجوان مجروح تحت درمان قرار گرفت، اما شدت خونریزی امانش نداد. ساعتی بعد تیم پزشکی اعلام کرد تلاش برای نجات جان او بینتیجه مانده و پسر زخمی روی تخت بیمارستان جان باخته است.
با اعلام خبر این قتل، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران به همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حادثه حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
روایت تلخ خانواده
خانواده مقتول در تحقیقات اولیه اعلام کردند پسرشان دانشآموز بوده و در کنار تحصیل کار هم میکرده است. یکی از اعضای خانواده با چشمانی اشکبار گفت: «لحظاتی قبل از حادثه، پسرم برای خرید از سوپرمارکت بیرون رفت. کیسه زباله خانه هم پر بود، آن را همراه خود برد. چند دقیقهای گذشت و خبری از او نشد تا اینکه صدای همهمهای از کوچه شنیدم. وقتی بیرون رفتم، دیدم همسایهها دور پیکر خونین پسرم جمع شدهاند. فریادم به آسمان رفت. اورژانس رسید و او را به بیمارستان بردند، اما دیگر دیر شده بود.»
رازگشایی دوربینهای مداربسته
در گام بعدی، تیم جنایی به سراغ دوربینهای مداربسته اطراف محل رفت. تصاویر به دست آمده نشان میداد نوجوان در حالی که کیسه زبالهای در دست داشته با تلفن همراهش صحبت میکرده است.
دوربین دیگری دو جوان موتورسوار نقابدار را نشان میداد که در گوشهای از خیابان او را زیر نظر گرفته بودند. لحظاتی بعد موتورسواران به نوجوان نزدیک میشوند؛ یکی از آنها پیاده شده و با تهدید چاقو قصد سرقت تلفن همراه را داشته، اما مقاومت نوجوان، سارق را خشمگین میکند. مهاجم با چاقو ضرباتی به او وارد میکند و پس از ربودن گوشی، به همراه همدستش از محل میگریزد.
ردپای سارقان سابقهدار
هرچند متهمان هیچ سرنخی در صحنه جرم بر جا نگذاشته بودند، اما بررسیهای تخصصی پلیس، ردپای دو موبایلقاپ سابقهدار را آشکار کرد، افرادی که در همان محدوده دست به سرقتهای سریالی میزدند. با شناسایی مظنونان، عملیات تعقیب و مراقبت آغاز شد و تیم جنایی خیلی زود دو متهم را دستگیر کرد.
اعتراف به قتل
دو متهم به نامهای منصور و بهراد ابتدا منکر هرگونه دخالت در قتل شدند، اما در مواجهه با شواهد و مستندات، لب به اعتراف گشودند.
متهم اصلی که ضربه مرگبار را وارد کرده بود، در بازجوییها گفت: «مدتی بود در محلههای جنوب تهران موبایلقاپی میکردیم. روز حادثه در حال پرسهزنی بودیم که پسر نوجوانی را دیدیم که کیسه زبالهای در دست داشت. وقتی تلفن همراهش را دیدم، تصور کردم به خاطر سن کمش میتوانیم به راحتی گوشیاش را بگیریم. با چاقو تهدیدش کردم، اما مقاومت کرد. درگیری بالا گرفت و چاقو به او اصابت کرد. گوشی را برداشتیم و فرار کردیم. فکر نمیکردیم ماجرا به قتل ختم شود.»
حکم قصاص و ۱۵ سال حبس
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری ارسال شد. اولیای دم برای قاتل درخواست اشد مجازات کردند. قضات دادگاه، منصور را به قصاص محکوم کردند و همدستش نیز به ۱۵ سال حبس محکوم شد. این حکم پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد.
بخشش در آستانه رمضان
در حالی که قاتل در آستانه اجرای حکم قرار داشت، واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی قاضی محمد شهریاری وارد عمل شد و چندین جلسه برای جلب رضایت اولیای دم برگزار کرد. سرانجام چند روز مانده به ماه مبارک رمضان، خانواده مقتول در اقدامی خداپسندانه اعلام کردند به شرط پرداخت دیه، قاتل را به احترام این ماه میبخشند. با پذیرش این شرط از سوی متهم و خانوادهاش، قاتل از چوبه دار فاصله گرفت و بدین ترتیب قرار شد از جنبه عمومی جرم دوباره محاکمه شود؛ پروندهای که با یک کیسه زباله آغاز شد و با گذشت و بخشش به نقطهای متفاوت رسید.