کد خبر: 1344922
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۰

جوان آنلاین: کانال ترجمان علوم انسانی نوشت: این روزها، خیلی‌ها وقتی به اوضاع جهان می‌اندیشند، یا تیتر‌های خبری را بالا و پایین می‌کنند، آمیزه‌ای از اندوه، یأس، ترس، بی‌اعتمادی و خشم را همزمان تجربه می‌کنند که نمی‌دانم چه اسمی باید روی آن بگذاریم. در آلمانی شاید بتوان برای این اندوه عجیب معادلی یافت: وِلتْشْمِرتس 
(Weltschmerz). معنی تحت‌اللفظی این تعبیر «اندوه جهان» یا «جهان‌رنجوری» است. نوعی ناامیدی ژرف و توصیف‌ناپذیر که وقتی با جهانی رویارو می‌شویم که در آن هیچ چیز آنگونه نیست که باید سراغ‌مان می‌آید. 
 «جهان‌رنجوری» را نخستین بار یوهان پاول ریشتر، نویسنده آلمانی، در سال ۱۸۳۲ به‌کار برد و از آن زمان تا امروز برای توصیف اندوهی به کار می‌رود که نه از رنج شخصی است، نه از بداقبالی فردی، بلکه برآمده از بدبیاری جهان است. 
 هاینه، شاعر قرن نوزدهم، آن را تأملی درباب «فانی‌بودن زندگی بر زمین» دانسته و مسئله‌ای وجودی خوانده است. فرهنگ لغت کمبریج وِلتْشْمِرتس را «احساس اندوه و نومیدی نسبت به وضعیت جهان» تعریف می‌کند، درحالی‌که مریام- وبستر آن را «افسردگی یا بی‌تفاوتی ناشی از مقایسه جهان فعلی با وضعیتی آرمانی» توصیف می‌کند. همین تعاریف گوناگون و گاه متناقض ماهیت دقیق جهان‌رنجوری را زیر سؤال می‌برند: آیا این احساس از بدبینی می‌آید یا خوش‌بینی؟ از نیهیلیسم یا آرمان‌گرایی؟ از بی‌تفاوتی یا دلسوزی؟
 بارزترین عامل برانگیخته‌شدن جهان‌رنجوری مواجهه با رنج دیگران است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند کسانی که با افراد آسیب‌دیده سروکار دارند در معرض رنج روان‌شناختی‌اند و این پریشانی حتی بدون تماس مستقیم و صرفاً از طریق رسانه‌های اجتماعی و پیگیری اخبار نیز بروز می‌یابد. 
 تغییر شکلِ هویت ما نیز شاید در این زمینه نقش داشته باشد. مارک ویلیامز، روان‌شناس بالینی، می‌گوید تأثیر روانی رویدادها، بیش از آنکه به خود آنها مربوط باشد، به معنایی وابسته است که برایشان قائل می‌شویم: «آنچه برای یکی بی‌اهمیت است ممکن است برای دیگری عمیقاً مهم و جدی باشد» در گذشته روابط افراد به خانواده و شهرشان محدود بود، اما امروزه، با عواملی، چون ملی‌گرایی، مهاجرت گسترده و فناوری هویت ما از مرزها، زبان‌ها و فرهنگ‌ها فراتر رفته و دایره دلسوزی‌مان نیز گسترده‌تر شده است؛ حالا می‌توانیم غصه «جهان» را بخوریم. 
 ناهماهنگی شناختی نیز شاید از دلایل جهان رنجوری باشد. هماهنگی شناختی زمانی پدید می‌آید که فرد با واقعیت‌هایی مواجه شود که با باورها، ارزش‌ها و افکارش در تضادند». مایلز گراوث، روان‌درمان‌گر اگزیستانسیالیست، می‌گوید ایده جهان‌رنجوری در دوره‌ای پدیدار شد که «باور‌های مذهبی، که رنج را امری گریزناپذیر می‌دانستند، کمرنگ شدند». به‌گفته او، با افول ایمان و جایگزینی آن با علم، درد و رنج و بی‌عدالتی دیگر شر‌هایی ناگزیر به‌شمار نمی‌رفتند، بلکه اموری قابل‌اجتناب، غیرضروری و درنتیجه تحمل‌ناپذیر تلقی می‌شدند». 
 از این منظر، می‌توان جهان‌رنجوری را بازتابی از نظریه «فرضیات فروپاشیده» دانست، نظریه‌ای که می‌گوید برخی تجربه‌ها ازآن‌رو آسیب‌زا هستند که بنیادی‌ترین فرضیات ما درباره هستی را در هم می‌شکنند. حتی برخورد غیرمستقیم با چنین واقعیت‌هایی، ممکن است واکنشی مثل جهان‌رنجوری در پی داشته باشد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ در ایران و امریکا نشان داد مواجهه با محرک‌هایی مانند قحطی و نسل‌کشی در اینترنت، نه‌تنها می‌تواند به اضطراب وجودی منجر شود، چه‌بسا انسان‌ستیزی هم در پی داشته باشد، یعنی نوعی بی‌اعتمادی و نفرت نسبت به دیگران و حتی نسبت به خود. 
 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «آیا وضعیت جهان برایتان دردناک و غیرقابل تحمل شده است؟» که در سی‌وششمین شماره مجله ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از 
«Is the State of the World Causing You Pain» که نوشته تیم برینکهوف است و در تاریخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۵ در وب‌سایت نوتیلوس منتشر شده است.

برچسب ها: نویسنده ، فساد ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار