از مسائل اصلی در زمینه اتفاقات حول جنگ، مسئله ورود به جنگ نفتی برای فشار به ایران در جهت امتیاز دادن در توافقات است. از همین رو، ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کرده است و دامنه این بسته شدن را از حاشیه شهر دبی تا آنطرفتر از بندر فجیره گسترش داده است و به این ترتیب، نفت امارات که از طریق بندر فجیره امکان دور زدن تنگه هرمز را داشت، در دامنه جدید اهداف قرار گرفته است.
طبق اعلام مؤسسات خارجی نیز مسیر صادرات نفت ایران با محاصره کاملاً بسته نشده است و حتی برداشته شدن مدتمحدود تحریمهای خرید نفت برای کشورهایی مثل هند نیز بیانگر همین موضوع است که عبور نفت خام از محاصره دشمن امریکایی در حال انجام است.
برآوردهای اخیر اطلاعاتی دشمن نیز به خوبی بیانگر این است که با وجود محاصره دریایی جنوب کشور، تا ماهها ایران امکان مقاومت و تداوم فروش از مسیرهای مختلف را دارد. البته این نکته قابل ذکر است که ایران باید به هر نحوی دست برتر در زمینه محاصره دریایی کشورمان به دست دشمن امریکایی را با ایجاد تهدیدات معتبر نظیر بستن تنگه بابالمندب، حذف امکان صادرات نفت در کلیه کشورهای حاشیه خلیج فارس (نظیر اقدامی که اخیراً با امارات و بندر فجیره این کشور کرد) و همچنین حملات متقابل به شرکتهای نفتی بزرگ حاشیه خلیج فارس در صورت عدم برقراری کامل توافق پایان جنگ بدون نیاز به انجام مذاکرات هستهای، در برنامه عملیاتی خود داشته باشد.
همزمان، خط ریلی ایران- افغانستان- چین و همچنین خطوط زمینی و ریلی ایران- پاکستان- چین نیز اخیراً به سرعت فعال شده است و جایگزین مسیرهای دریایی شده است. این وضعیت برای امریکا سم مهلک است، زیرا مسیرهای دریایی عبور تجارت بین ایران با چین را به مسیر زمینی و همان جاده ابریشم هموار کرده است و امتیاز بزرگی به چین محسوب میشود، زیرا چین دیگر محتاج تنگه مالاکا نخواهد بود و در جنگ آتی چین با امریکا، امکان بهرهبرداری از این تنگه علیه چین از بین خواهد رفت، زیرا در حال حاضر شاهد تقویت مسیرهای زمینی و جایگزین دریا در تجارت بین ایران با چین و چین با اروپا هستیم.
همچنین مسئله خرید نفت از ایران نیز امکان توسعه به سمت تجارت زمینی به جای تجارت دریایی دارد و در این زمینه نیز مسیرهای ریلی و زمینی مبتنی بر واگنهای تانکری یا تریلیهای تانکری حمل نفت خام به سمت هر کشوری از خاک ایران امکانپذیر است.
همچنین مسئله قیمت بالای نفت، امکان ایجاد مشتریان جدید در منطقه ما نظیر خرید نفت ایران از طریق ارمنستان، ترکیه، هند و همچنین کشورهای آسیای میانه را نیز ایجاد میکند و به این ترتیب، تا ماههای زیادی، ایران میتواند تجارت نفت خود را با قیمتی بالاتر از قبل از جنگ ادامه دهد. مسئله اصلی این است که تداوم فروش انجام بگیرد و در این مسیر گزینههای متعددی پیش روی ایران است.
بنابراین وضعیت روی زمین به این شکل است که ایران مسیرهای تجارت نفت خام خود را متعدد کرده است و صادرات و همچنین واردات را نیز از مسیر ریلی و جادهای کریدوری پاکستان، کریدور ریلی افغانستان و خط شمالی از طریق کریدور میانی در حال تقویت است و به این ترتیب، امریکا با دست خودش، بزرگترین مزیت عملیاتی خود در جنگ با چین را خنثی کرده است یا در حال خنثی کردن آن است. فعال شدن این مسیرهای زمینی در دورهای که دریاها ناامن شدند، بزرگترین هدیه به چین از طرف امریکاست.
همچنین طبق آمار و ارقام رسمی، ایران هوشمندانه در حال عبور دادن نفتکشهای خود به سمت خارج از محاصره است و در این زمینه نیز کاملاً مشخص است که محاصره دریایی هرچند توانسته است تا حدودی جلوی عبور نفتکشهای ایرانی را بگیرد، اما به طور کامل نبوده است و هر پاسخ (نظیر گشودن آتش علیه نفتکش ایرانی) با پاسخ متقابل ایران در گشودن آتش به نفتکشهای امریکایی یا اسرائیلی روبهرو شده است و همچنین پاسخ به توقیف هر کشتی مرتبط با ایران نیز متقابلاً منجر به توقف کشتیای امریکایی از سمت ایران خواهد شد. بنابراین معادله پاسخ متقابل نیز به طور کامل برقرار است.