سال ۷۴ بود که پرواز شماره ۷۰۷ کیش ایر فرودگاه مهرآباد تهران به دلیل هواپیماربایی در خاک اسرائیل فرود آمد. این پرواز با ۱۶۱ مسافر و ۱۴ خدمه درست در لحظهای که قرار بود در خاک کیش به زمین بنشیند توسط «رضا جباری» از مهمانداران هواپیما ربوده شد و سر از خاک اسرائیل در آورد. مسافران این هواپیما دو شب و دو روز در خاک اسرائیل گروگان گرفته شدند، در این مدت نیروهای اسرائیلی مدام تلاش داشتند که مسافران را مجاب به پناهنده شدن بکنند و حتی وعده میکردند پولهای کلان بابت پناهندهشدن میپردازند، اما هیچکدام از مسافران قبول نکردند و همه خواهان بازگشت به خاک وطن بودند.
این هواپیماربایی، اما در نهایت موفق نبود و مسافران ایرانی به آغوش وطن بازگشتند، اما شاید یکی از مهمترین دلایلی که موجب شد صهیونیستها به روشنی متوجه شوند نمیتوانند مسافران ایرانی این پرواز را در کشورشان نگه دارند، برپایی نماز جماعت از سوی مسافران این هواپیما در سرزمینهای اشغالی بود.
«نوروز علی آقائی» افسر مهندس پرواز نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران درباره این حادثه اینگونه توضیح میدهد: «خبرنگاران و عکاسان بسیاری در محل بودند، چند ساعت پس از فرود آمدن هواپیما وقت نماز ظهر بود که باید نماز را اقامه میکردیم، همین که برای نماز قامت بستم دیدم عدهای از مسافران پشت سر من به نماز ایستاده و با شکوه تمام نماز را اقامه کردند که رسانههای خبری جهان این نماز خواندن را بازتاب دادند و تیتر زدند: «ایرانیان به جای اضطراب و ناراحتی با قلبی مطمئن نمازشان را در پایگاه اسرائیل به جای آوردند».»
در واقع این برپایی نماز جماعت از سوی مسافران هواپیمای ربوده شده پیامهای مهمی را به سران و مدیران سرزمین اشغالی مخابره کرد و به آنها فهماند تا زمانی که این مردم باورهای دینی و وحدت ملیشان را دارند، تسخیر ناپذیرند.
این پیام، اما به سال ۷۴ و ماجرای ربایش هواپیمای ایرانی محدود نشد و همه ساله بارها و بارها با حضور نمادین و میلیونها تن از مردم کشورمان در مراسمها و جشنهای ملی و مذهبی تکرار میشود.
همچنان که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه میان اسرائیل و کشورمان این فقط قدرت دفاعی و توان موشکی ایران نبود که موجب شد تا دشمن عقب نشینی کند. بلکه فراتر از آن وحدت ملی و انسجام اجتماعی و صلابت دستهای گره خورده این مردم در کنار همدیگر بود که به صهیونیستها و امریکاییها فهماند ایران با دیگر کشورها و جوامعی که میشناسند زمین تا آسمان فرق دارد؛ و شاید همین تفاوت است که موجبشده تا دشمنان این مرز و بوم هر از چندگاه سناریوهای تازهای را برای بلعیدن ایران اسلامی چپاول منابع و ثروتهای گرانبهای این کشور طراحی و اجرا کنند.
سناریوهایی که هر بار میکوشد قویتر از قبل عمل کند، اما هر بار در برابر وحدت ملی و صلابت ایمان و باورهای مردم کشورمان سختتر از دفعه قبل شکست خورده و پاسخ کوبندهتر دریافت میکند.
به همین خاطر است که هر سال جشن انقلاب و راهپیمایی ۲۲ بهمن باشکوهتر از سال قبل برپا میشود و افراد بیشتری در این راهپیمایی شرکت میکنند. مردم ایران به خوبی میدانند اتحاد و انسجام شان بالاترین قدرت بازدارندگی را در برابر تهاجم و تهدیدهای خارجی دارد. علاوه بر اینکه تاریخ این مرز و بوم به آنها ثابت کردهاست، هر گاه که پای بیگانگان به این کشور باز شده، جز ویرانی فقر و بدبختی چیز دیگری را برایشان به ارمغان نیاوردهاست.
همانگونه که در جنگ جهانی اول و دوم با وجود اعلام بیطرفی از سوی ایران اشغال کشورمان است، وی دولتهای درگیر در این جنگ به قحطی بزرگی در کشورمان منتهی شد که به گواه تاریخ چیزی حدود ۱۰ میلیون ایرانی یعنی چیزی نزدیک به ۵۰ تا ۵۰ درصد جمعیت کشور در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ بر اثر فقر، گرسنگی و بیماری قربانی آن شدند. حافظه تاریخی این مردم با آنهاست اثبات کرده «علاج در وطن است». همچنان که مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی برای مردم ایران بصیرت و آگاهی بودهاست؛ بصیرتی که موجبشده آنها همیشه در بزنگاههای تاریخی حضور پرصلابتشان را به رخ تمام جهانیان بکشند و به تمامی دشمنان دولتهای خارجی نشان بدهند این مردم همدیگر را دارند و به هیچ بیگانهای اجازه دخالت در امور داخلی کشورشان را نمیدهند.