بازنمایی موشک خرمشهر ۴ و رونمایی از شهر جدید موشکی نیروی هوافضای سپاه در بحبوحه مذاکرات و تهدیدات امریکا، به صراحت پیامی مقتدرانه مبتنی بر آمادگی دفاعی ایران و عدم چشمپوشی از پیشرفت موشکی را به کاخ سفید مخابره کرده است. از مهمترین متغیرهایی که سبب تغییرات سریع معادلات جنگ به نفع جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه شد، قدرت موشکی ایران بود. قدرتی که در محاسبات جنگی امریکا و رژیم صهیونیستی به اشتباه ارزیابی شد و توانست با ایجاد نگرانیهای جدی و جدید در کاخ سفید، آنها را مجبور به درخواست آتشبس و توقف تخریب مراکز استراتژیک در سرزمینهای اشغالی کند. در واقع، ایران با استفاده از بخشی از توان موشکی خود در جنگ ۱۲ روزه، موازنه قوا در منطقه را به شکلی تغییر داد که تمرینات نظامی دهها ساله امریکا را به چالش اساسی کشاند. شکست توأم امریکا و رژیم صهیونیستی در این آزمون، موجب شد که تردیدهای بسیاری در عملی کردن تهدیدات علیه ایران و استفاده از ابزار نظامی به وجود بیاید که درخواست مذاکره با ایران یکی از پیامدهای آن است.
در حال حاضر، توانمندی نظامی و در رأس آن توان موشکی با الحاق به دکترین جدید آفندی ایران، مرزهای تهدید را برای منافع امریکا و بقای رژیم صهیونیستی گستردهتر کرده و با افزایش بازدارندگی، فرصت ابتکار عمل را از آنها ربوده است.
سرلشکر موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح طی هفته گذشته در بحبوحه تهدیدات امریکا، با تأکید بر آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه اقدام از سوی دشمنان به طور رسمی هشدار داد که پس از جنگ ۱۲ روزه دکترین نظامی ایران از تدافعی به تهاجمی با اتخاذ سیاست جنگ ناهمگون و پاسخ کوبنده به دشمنان تغییر پیدا کرده است. تردیدی نیست که همان طور که رهبر انقلاب بارها بر لزوم به هم ریختن و آشفتگی در محاسبات دشمن تأکید داشتند، رویکرد جدید نظامی ایران تأثیرات قابل توجهی در محاسبات دشمن ایجاد کرده است. مبنای دکترین دفاعی ایران پیش از این تدافعی و در مرتبه پاسخ گویی بود، اما دکترین تهاجمی که به طور بالقوه دارای خاصیت تهدید همیشگی است، انتظار هر گونه اقدام از سوی ایران را به طور مداوم برای دشمنان زنده نگه میدارد. در نتیجه، طرفهای مقابل به جای نقشآفرینی به عنوان آغازگر و مدیر میدان نبرد، لازم است سناریوی تدافعی را در پیشبینیها و برنامهریزیهای نظامی خود منظور کنند.
بر همین اساس، پیشبینی کاخ سفید از جنگ ۱۲ روزه به عنوان محور سقوط نظام، نتیجهای معکوس داد، چراکه این جنگ با آشکارسازی بخشی از قدرت بازدارندگی ایران، موجب تغییر جهت معادلات به ضرر امریکا و رژیم صهیونیستی شد. امتداد این تصویر مقتدرانه از ایران بیان میکند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میتواند به درگیریای گسترده در سطح منطقه منجر شود که با تهدید موجودیت رژیم صهیونیستی، تبعات امنیتی و اقتصادی سنگینی برای امریکا خواهد داشت. در حال حاضر تقاضای کاخ سفید برای مذاکره با ایران از منظر بسیاری از تحلیلگران و ناظران بینالمللی بیانگر ضعف و عقبنشینی امریکا از ادعاها و تهدیداتش است که منشأ آن را آشکار شدن توانمندیهای نظامی در جنگ ۱۲ روزه و همچنین اعلامیه دکترین تهاجمی ایران تشکیل میدهد. وال استریت ژورنال با اشاره به توان رزمی ایران به رغم حملات رژیم صهیونیستی و امریکا در جنگ ۱۲ روزه نوشته است: «ایران با بخش عمدهای از زرادخانه هزاران موشک بالستیک خود توانایی وارد کردن خسارات واقعی به امریکا و متحدانش در غرب آسیا را دارد.» مارک روبیو، وزیر امور خارجه امریکا نیز گفته است که ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز امریکایی در ۸ یا ۹ پایگاه در منطقه مستقر هستند که در تیررس موشکهای ایران قرار دارند. روبیو به قانونگذاران امریکایی گفته: «همه در تیررس هزاران پهپاد و موشکهای بالستیک کوتاهبرد ایرانی هستند که حضور نیروهای ما را تهدید میکنند.»
قدرت موشکی ایران با گذر از لایههای پیچیده پدافندی رژیم صهیونیستی و امریکا و ایجاد ویرانیهای گسترده و غیر قابل باور در تلآویو و سرزمینهای اشغالی، به باور همگان رسید. تازه این توانمندیها به مثابه نوک کوه یخ، بخش کوچکی از آن نمایان شده و اگر دشمن ضرب شست موشک بالستیک خرمشهر را دیده، در برابر موشکهای قیامت و نصر، همچنان در ابهام استراتژیک به سر میبرد و نمیداند در روز حادثه از نادیدنیهای توان موشکی ایران، چه خواهد خورد.
فارغ از بهت مقامات امریکایی و صهیونی، به گواه خبرنگاران خارجی مستقر در تل آویو، تخریب ساختمانها و میزان خرابیها، ویرانیهای عمیق غزه را یادآوری میکرد. به عنوان نمونه در این عملیاتها، موشکهای پیشرفته هایپرسونیک فتاح با هزینهای بهمراتب کمتر از یک موشک تاد، توانستند از پیشرفتهترین سامانههای پدافندی جهان عبور کنند. آنها با دقتی بالا به اهداف استراتژیک در سرزمینهای اشغالی اصابت کردند و نقاط از پیش تعیینشده را مورد هدف قرار دادند. در نتیجه، فناوری پیشرفته موشکی ایران، بهویژه در حوزه هایپرسونیک، علیرغم تلاشهای گسترده برای رهگیری توسط پدافندهای ادعایی دشمنان، شکافهای جدی در سامانههای دفاعی آنها ایجاد و بازدارندگی منطقهای را بهطور محسوسی تقویت کرده است. یکی دیگر از عوامل مهمی که در ارزیابی قدرت نظامی ایران وجود دارد، حضور و نقشآفرینی ایران در رزمایشهای بینالمللی است. ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، با حضور در رزمایش مشترک بریکس در آبهای آفریقای جنوبی نشان داد که به عنوان عضوی فعال و تعیین کننده در تقویت امنیت دریایی، حفاظت از مسیرهای کشتیرانی و افزایش همکاریهای منطقهای میان نیروهای دریایی کشورهایی، چون روسیه، چین، آفریقای جنوبی، اتیوپی و اندونزی نقشآفرینی میکند.