کد خبر: 1343463
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۰
«کوچ» قصه کودکی نسل تاریخ‌ساز «کوچ» یک مثال ارزشمند از فیلم زندگینامه‌ای است. در فیلم‌های زندگینامه‌ای معمولاً به سختی می‌توان یک خط داستانی مشخص تعریف کرد
مهران زارعیان

جوان آنلاین: «کوچ» یک مثال ارزشمند از فیلم زندگینامه‌ای است. در فیلم‌های زندگینامه‌ای معمولاً به سختی می‌توان یک خط داستانی مشخص تعریف کرد و کل فیلم را حول آن قرار داد، بنابراین استراتژی نویسندگان برای جذابیت بخشیدن به این فیلم‌ها، ایجاد خرده‌داستان‌های درگیرکننده و تماشایی است که شناسنامه‌ای را از شخصیت اصلی ارائه دهند. محمد اسفندیاری در فیلم «کوچ» دقیقاً همین فرمول را پیاده کرده و از طریق نزدیک شدن به تجربه زیسته مردمان خونگرم روستایی و جوانانی که برای کار از روستا به شهر می‌رفتند، روایتی زنده و گیرا ارائه می‌دهد. احتمالاً در نگاه اول، مقطع کودکی و نوجوانی شهید حاج‌قاسم سلیمانی، کمتر از دیگر برگ‌های زندگی پربار ایشان کنجکاوی‌برانگیز به نظر برسد ولی معجزه محمد اسفندیاری این بوده که حتی با انتخاب همین مقطع زمانی، او توانسته است قصه مرغوبی از تجربه مشترک بسیاری از انسان‌های تاریخ‌ساز از نسل سلیمانی را بازگو کند.

نکته مهم درباره فیلم «کوچ» این است که شهید سلیمانی در آن یک شخصیت ویژه و ابرانسان نیست. چه بسا آنچه فیلم از کودکی و نوجوانی او نشان می‌دهد، برای بسیاری از پدران و مادران ما آشناست و کودکی آنها را نیز شامل می‌شود. فیلم در این رویکرد به قدری پخته عمل می‌کند که حتی تا دقایق طولانی از فیلم ممکن است مخاطب حتی حدس نزند کودکی که می‌بیند، حاج‌قاسم است و فیلم خیلی صبورانه و با خودداری کد‌های معنایی و داستانی خود را در طول مسیر روایت می‌گنجاند و از هرگونه شعارزدگی و اغراق و رویکرد افسانه‌گونه اجتناب می‌کند.

فیلم به طور کلی به دو بخش تقسیم می‌شود. بخش اول روایت روز‌های کودکی حاج‌قاسم در روستای قنات‌ملک است و بخش دوم مربوط به زمانی که او به کرمان برای کار رفت و با مبارزات انقلابی آشنا شد. فیلم «کوچ» به زیبایی نشان می‌دهد این فرمایش حضرت امام خمینی (ره) «سربازان من در گهواره مادران‌شان هستند» در سال۱۳۴۲ چقدر دقیق بوده و چه مختصاتی داشته است.

بخش اول فیلم، با مهارت تمام، سبک زندگی روستایی و جزئیات مردم‌شناسانه زیست مردم روستا‌های کرمان پیش از انقلاب را نشان می‌دهد. به دلیل کودک بودن سوژه اصلی، روایت فیلم در این مقطع، لطافت بالایی دارد و به نقطه‌نظر کودکی حاج‌قاسم نزدیک می‌شود. چیز‌هایی مثل وضعیت مدارس، تبعات اصلاحات ارضی، جایگاه سادات، اهمیت مذهب و ایام سوگواری محرم، فقر روستاییان، ترس‌ها، امید‌ها و تفریحات آنها، همگی به درستی در فیلم تعبیه شده و همچون لالایی مادربزرگ، گوارا و باصفاست.

بخش دوم فیلم اوضاع شهر‌های کوچک قبل از انقلاب را نشان می‌دهد. این دفعه سوژه نوجوان و جوان است، پس رویکرد فیلم به سینمای تین‌ایجری و نوجوانانه گوشه چشمی دارد و از جهاتی به فیلم «بچه مردم» در جشنواره پارسال شباهت پیدا می‌کند. اوضاع بازار، مناسبات اجتماعی زندگی کرمانی‌ها، نگاه جامعه به حکومت وقت، چگونگی کسب درآمد و تلخی‌ها و شیرینی‌های جوانی در آن ایام در فیلم برجسته می‌شود.

فیلم در نشان دادن اوضاع سیاسی آن دوران هیچ اغراقی نمی‌کند و قصد پررنگ کردن مسائل سیاسی در ابتدای زندگی سردار سلیمانی را نیز ندارد. حاج‌قاسم در این فیلم، چیزی بیش از معصومیت روستایی دیگر مردم در همان ایام ندارد و مسیر فیلم نیز دقیقاً همین راستی و یکرنگی بی‌ادعا و بی‌اغراق را نشان می‌دهد. فیلم حتی نشان می‌دهد حاج‌قاسم آنقدر غیرسیاسی است که جایی از فیلم از بدگویی و ناسزا گفتن به محمدرضا شاه بدش می‌آید و دعوا می‌کند! زمانی که جوانان به روستا بازمی‌گردند تا مردم را از وقوع انقلاب مطمئن کنند نیز حاج‌قاسم ساده‌ترین جملات را برای تبیین این واقعیت بیان می‌کند. همه چیز کاملاً معمولی و واقعی است؛ یک جوان درستکار، مذهبی، زحمتکش، اهل خانواده، خوش‌سیما، خوش‌پوش، خوشنام، بی‌ادعا و از همه نظر عادی و معمولی که صفا و صداقتی را از روستا با خود آورده که همان نیز عاقبت بخیرش می‌کند. نقش نان حلال پدر و دغدغه‌های انسانی آقای معلم روستا، در شکل‌گیری شخصیت حاج‌قاسم بسیار مورد تأکید است و فیلم روی پرهیز او از خشونت انقلابی نیز مکث می‌کند؛ جوانی که همان قدر که غیرت دارد، اهل افراط و خشم بی‌مبنا هم نیست.

انقلاب و جنبه‌های سیاسی در فیلم بسیار خفیف و نامحسوس است. همانطور که احتمالاً در واقعیت نیز برای روستایی‌ها چنین بوده؛ آنها محرومیت خود را می‌دیدند و به حکومت بدبین بودند، اما فقط در همین حد. در شهر، اما نقش مسجد برجسته است که فیلم اشاره کوچکی به فعالیت‌های شهید باهنر در آنجا می‌کند. ممنوعه بودن نام و یاد حضرت امام نیز در فیلم مورد اشاره قرار می‌گیرد و همچنین افراطی بودن مبارزات چریک‌های مسلح.

فیلم اشاره جالبی به مفهوم مرگ و نسبت آن با حاج‌قاسم نیز دارد. مردن ساده و ناگهانی همچون ترسی است که گویی این آدم‌ها از آن پرهیز دارند و در جایی از فیلم نیز مادربزرگ بیان می‌کند که کسی که نامش به نیکی بماند، هرگز نمی‌میرد؛ چیزی که درباره سردار سلیمانی به خوبی صدق می‌کند.

برچسب ها: فیلم ، سینما ، نویسنده
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار