ماجرای دو سال اخیر فلسطین و اتفاقات هولناک غزه دل هر انسانی را به درد میآورد جوان آنلاین: ماجرای دو سال اخیر فلسطین و اتفاقات هولناک غزه دل هر انسانی را به درد میآورد. سینما به عنوان مدیومی که باید ابزار بیان احساسات سوژهها باشد پیشتر و بیشتر از این نسبت به این موضوع تولید اثر میکرد. نیک میدانیم عدم تولید اثر بسیار بهتر از تولید اثر سفارشی بدون دغدغه است؛ موضوعی که در فیلم سرزمین فرشتهها موج میزند، دغدغه ارزشمند بابک خواجهپاشا است. بدون دغدغه شخصی حس اینگونه فیلمها منتقل نمیشود. غزه، بمباران و خانوادهای که نیستند. گام اول سازنده برای ورود به موضوع غزه، انتخاب پنجره نمایش است. برگزیدن زاویه ورود و دید مناسب به مسئله غزه نیمی از راه کارگردان برای پرداخت مناسب نسبت به این ماجراست. کودک؛ عاطفهبرانگیزترین سوژه فلسطین که میتوان به واسطه آن حرفهای انسانی زیادی گفت. شروع فیلم با معرفی قهرمان به شکل دراماتیکی آغاز شد. سازنده الزامات سوژه را میفهمد و به این خاطر در سکانسهای ابتدایی غمِ نبودن اعضای خانواده قهرمانش را روی میز غذا به تصویر میکشد.
فیلمنامه با دقت جمع شدن تیم بچهها را همراه با معرفی خصوصیات منحصربهفردشان صورتبندی میکند. موقعیتها به شیوهای کنار یکدیگر قرارگرفتهاند که هم ریتم حفظ شود و هم پاساژ مناسبی میان موقعیتهای غمبار و موقعیتهای کمدی رخدهد. مسئله مهمی که کارگردان در پرداخت به این فیلم توجه ویژهای به آن داشته، نگهنداشتن مخاطب در لایه غمبار اتفاقات غزه است. همه میدانیم که چه فجایع انسانی در غزه اتفاق افتاده و نمیتوان با پرداختی سانتیمانتالیسم از آن گذشت و به نمایش نکشاند.
کارگردان به درستی، حوادث را در خدمت روایت خود قرارداده است و تا جایی که به کمک سوژهها بیایند از آنها استفاده کرده است، برخلاف سینمای اجتماعی روشنفکری که حوادث و اتفاقات موقعیت سوبژکتیو پیدا میکنند و شخصیتها تابع و اُبژه حوادث میشوند، به این خاطر است که این نوع سینما در ایران از ابتدای فیلم کار خود را با حوادث آغاز میکنند نه با معرفی کاراکتر و شخصیت و میپندارند که هر قدر حوادث را عریانتر به نمایش بکشند، درام جذابتری خواهند داشت. کارگردان اینجا با اینکه توانایی استفاده حداکثری از حوادث فاجعه بار غزه را داشت، اما حوادث را در خدمت روایت کاراکترها قرارداد و قهرمانان کوچکی را ساخت که با خصوصیات ویژه خود داستان غزه را برای ما بازخوانی کردند.
حین روایت، کارگردان از اشارات زیبایی که به موقعیتها و آثار سینمایی و هنری ارجاع داده میشد استفاده کرد که زیبایی این اثر را دوچندان میکرد. محمد، پسر سرطانی که مادرش به دلیل وضع حمل اورا به دوستش (قهرمان داستان) برای مراقبت سپرد؛ جایی در تاریکی مطلق و در حالی که نوری از بالای سرش روی او تابیده و مشغول عبادت بود، موسیقی متن فیلم محمد رسولالله (ص) اثر مصطفی عقاد روی این پلان قرار گرفت. اشاره کارگردان به نقاشی شام آخر اثر لئوناردو داوینچی در سکانسی که قهرمان و شش کودک هیچ غذایی نداشتند، بسیار هنرمندانه رقم خورد.
از زیباترین لحظات فیلم لحظه فینال فیلم و ورود کودکان به بهشت خود، شهربازی، بازیای بود که با حالتی سوررئال همراه بود که از ابتدا و ادامه فیلمنامه نیز با کاشتهای مناسبی همراه شد. حفظ راکورد روایت و نیفتادن در دام «مرگینگی» غزه و زنده نگهداشتن امید به زندگی از خصوصیات باارزش «سرزمین فرشتهها» است.