جوان آنلاین: بازیها با پاداشهای پیشبینیناپذیر، ما را در حالت شکار دائمی نگه میدارند تا ضربههای کوچک دوپامین را دریافت کنیم.
بازیهای اینترنتی با طراحی هوشمند خود، مدام ماده شیمیایی در مغز فرد به نام دوپامین ترشح میکنند تا احساس انتظار و پیشرفت ایجاد کنند. همین احساس، ما را وادار میکند تا برای دریافت حس رضایت بیشتر، بیوقفه بازی کنیم و در دام چرخه معیوب اعتیاد بیفتیم. حالا ببینیم دوپامین چیست و چه ارتباطی با بازیهای اینترنتی دارد؟ دوپامین برخلاف تصور عمومی هورمون نیست بلکه در خود مغز، ازسوی نورونها (سلولهای عصبی) ساخته و ترشح میشود و پیام را از یک نورون به نورون دیگر منتقل میکند؛ به همین خاطر به دوپامین «پیامرسان شیمیایی مغز» میگویند.
مهمترین محرک ترشح دوپامین در بازیهای موبایل، پاداش غیرمنتظره یا نشانهای از یک پاداش آینده است. وقتی شما در بازی یک آیتم نادر پیدا میکنید، یک جایزه غافلگیرکننده دریافت میکنید یا ناگهان یک مرحله سخت را با امتیاز عالی رد میکنید، مغز شما این رویداد را به عنوان یک پاداش بزرگ بالقوه تفسیر میکند. همین تفسیر، مدار پاداش مغز را فعال کرده و موجی از دوپامین آزاد میشود که حس شادی، هیجان و میل شدید برای ادامه بازی و تکرار آن تجربه را ایجاد میکند.
در مرحله دوم مدار پاداش فعال میشود، باعث فعال شدن گروهی از نورونها در عمق مغز میشود. این نورونها که دوپامین تولید و ذخیره کردهاند، با دریافت سیگنال، دوپامین را به سمت مرکز پردازش پاداش و قشر پیشپیشانی (مرکز تصمیمگیری) آزاد میکنند.
در مرحله سوم انتقال پیام صورت میگیرد. دوپامین از فضای بین نورونها (سیناپس) عبور میکند و به گیرندههای نورون بعدی میچسبد و پیام را منتقل میکند.
این پیام به مغز میگوید: «به این پیروزی توجه کن! این اتفاق مهمی است! دوباره تکرارش کن!». این فرایند، احساس اشتیاق، هیجان و انگیزه قوی برای ادامه دادن بازی، تلاش برای مرحله بعدی یا خرج کردن منابع برای شانس برد بهتر را ایجاد میکند. این احساس دقیقاً آرامش نیست، بلکه بیشتر یک هوس و میل وسواسگونه برای پیشرفت و به دست آوردن پاداش بعدی است.
وقتی شما در یک بازی اینترنتی، مراحل را پشت سر میگذارید یا در حال کشف بخشهای جدید بازی هستید، مغز شما در حالت شکار پاداش قرار میگیرد. با هر کلیک، هر بار امتحان کردن یک مرحله و هر بازکردن صندوق جایزه، انتظار یک موفقیت یا یک آیتم ارزشمند را دارید. همین انتظار و پیشبینی است که دوپامین را ترشح میکند و شما را بیوقفه در چرخه بازی نگه میدارد.
مشکل اینجاست که بازیهای موبایل بر اساس پاداش متناوب و غیرقابل پیشبینی طراحی شدهاند. بنابراین، فرد برای دریافت همان ضربههای دوپامینی کوچک ولی مکرر، زمان بیشتری را صرف بازی کردن و تلاش برای مراحل یا چالشهای جدید میکند. این تکرار رفتار به امید یافتن پاداش، همان اعتیاد است که در پاسخ به طراحی تحریککننده دوپامین ایجاد میشود.
وقتی دوپامین علیه شما کار میکند
با استفاده افراطی و تبدیلشدن به اعتیاد، سیستم دوپامین دچار اختلال میشود. اینجاست که فرد انگار در یک چرخه باطل افتاده است.
بازی میکند، اما مثل قبل لذت نمیبرد؛ پس بیشتر و سختتر بازی میکند تا شاید آن لذت اولیه را پیدا کند. در این میان، حساسیت مغزش باز هم کمتر میشود و فعالیتهای عادی زندگی بیمعنیتر به نظر میرسند. بنابراین برای فرار از این احساس پوچی و بیحوصلگی، دوباره و با شدت بیشتری به بازی پناه میبرد.
این مرحله، خط قرمز است. نقطهای است که هنوز میتوان با آگاهی و تلاش، چرخه را شکست و به مغز فرصت داد تا به حساسیت طبیعی خود بازگردد.
در مرحله آخر، تغییرات دوپامین آنقدر عمیق میشود که فرد نه برای لذت، بلکه برای فرار از احساس پوچی و بیحوصلگی بازی میکند. فعالیتهای طبیعی زندگی مثل معاشرت یا ورزش که دوپامین ملایمتری تولید میکنند، برای مغز بیارزش و خستهکننده به نظر میرسند. فرد در حالت عادی احساس کسلی و افسردگی خفیف دارد و تنها راه فرار موقت، بازگشت به بازی است.
همچنین مسیرهای عصبی مرتبط با انتظار و میل به پاداش (که وابسته به دوپامین هستند) بیش از حد تقویت میشوند. بنابراین فقط فکرکردن به بازی اینترنتی، دیدن گوشی یا احساس بیحوصلگی، میتواند به طور خودکار یک موج دوپامین (مربوط به هوس) آزاد کند و میل غیرقابل کنترلی برای این بازی ایجاد نماید. در نهایت هنگام دوری از این بازیها، سطح دوپامین پایینتر از حد معمول است و فرد احساس اضطراب، بیقراری و کسلی میکند.