کد خبر: 1340413
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۰
بررسی نقش مادران و زنان در مدیریت بحران در گفت‌وگوی «جوان» با کارشناس حوزه زنان و خانواده و مدرس حوزه و دانشگاه 
مادر‌ها باید بذر امید بکارند مادر‌ها حتی از تصور خودشان هم قدرتمندترند! قدرت و صلابت مادران و زنان را می‌توانید در دل بحران‌ها و لحظه‌های نفسگیر تاریخ به عینه مشاهده کنید.
زهرا چیذری 

جوان آنلاین: مادر‌ها حتی از تصور خودشان هم قدرتمندترند! قدرت و صلابت مادران و زنان را می‌توانید در دل بحران‌ها و لحظه‌های نفسگیر تاریخ به عینه مشاهده کنید. همچنان که زنان و مادران ایرانی با تکیه بر پیشینه ایرانی و صلابت اسلامی و تأسی به بزرگانی همچون حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) همواره در مقاطع حساس و بزنگاه‌های تاریخی کشورمان خوش درخشیده‌اند. این بار هم در فتنه‌ای تازه که در دنباله جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با کشورمان طراحی شده بود، مدیریت فضای خانه و خانواده نقش مؤثری در آرامش و واکنش‌های صحیح و منطقی اجتماعی داشت و زنان به عنوان مدیران اصلی فضای عاطفی خانواده این بار هم همچون همیشه بار هیجانی و عاطفی خانواده و جامعه را به دوش می‌کشیدند؛ مسیری سخت و گاه طاقت‌فرسا که عشق و روحیه مادر مثل همیشه برای پیمودن آن به کمک می‌آید و راه را به بهترین شکل ممکن هموار می‌کند. برای بررسی نقش مادران و زنان در مدیریت بحران برای حفظ امنیت و آرامش خانواده و ممانعت از آسیب به فرزندان سراغ مهناز تفرشی‌کهندانی، کارشناس حوزه زنان و خانواده و مدرس حوزه و دانشگاه رفتیم و با وی به گفت‌و‌گو نشستیم.

با توجه به شرایط شکل گرفته در کشور و فعالیت‌های اغتشاشگران و حتی پیام‌های هشدارآمیزی که درباره پروژه کشته‌سازی و ضرورت مراقبت از فرزندان برای خانواده‌ها ارسال می‌شود، از نگاه شما نقش زنان و مادران خانواده در مدیریت چنین بحران‌هایی و مراقبت از فرزندان و سایر اعضای خانواده چیست؟
نقش مادران و زنان در مدیریت بحران برای حفظ امنیت و آرامش خانواده و ممانعت از آسیب به فرزندان نقشی کلیدی است. هر چند وقتی جوانی ۲۳-۲۴ ساله شد، به راحتی نمی‌توان با یک امر و نهی او را هدایت کرد، بلکه باید ارتباط درستی بین مادر و فرزند شکل گرفته باشد و تا ارتباط صمیمی و دوستانه‌ای شکل نگرفته باشد، در چنین مواردی هم چالش خواهیم داشت و اگر ما بخواهیم فرزندمان را از کاری منع یا به کاری تشویق کنیم از ما تأثیر نمی‌پذیرد چراکه شکل‌گیری ارتباط عاطفی و تأثیرپذیری یک روند طولانی تربیتی است و به یک باره اتفاق نمی‌افتد، بنابراین در طول فرایند تربیت اصلاً نباید بگذاریم کار به جایی برسد که بخواهیم با امر و نهی فرزندان‌مان را کنترل کنیم. باید سؤالات‌شان پاسخ داده شده باشد و ارتباطات خانواده محکم باشد و همه اینها به مادر بستگی دارد. خانواده‌های مستحکم در چنین مواقعی کمتر دچار آسیب می‌شوند، نمی‌خواهم بگویم اصلاً اتفاقی نمی‌افتد، هر انسانی ممکن است به اشتباه و خطا دچار شود، اما در واقع مادر می‌تواند خانواده را به سمتی سوق دهد که یک جامعه اسلامی و انقلابی بسازند یا فضایی ناامید و تحقیر شده. مادر خانواده در ایجاد چنین فضایی بسیار مؤثر است و اگر خودش آگاه و بصیر باشد و این آگاهی و بصیرت را به فرزندانش هم منتقل کرده باشد، در چنین مواقعی و در شرایط بحرانی می‌تواند ثمره این تربیت درست را برداشت کند. اگر هیچ یک از فرایند‌های درست تربیتی اتفاق نیفتاده باشد یا خود مادر هم فرد آگاهی نباشد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد در شرایط بحرانی فرزندش را کنترل کند یا این هدایت و کنترل به سختی انجام خواهد شد. 

پس به نوعی مادر‌ها باید آنقدر آگاه باشند و بتوانند هیجانات خود را کنترل کنند تا بتوانند در مواقع ضروری و بحران‌ها فرزندان‌شان را هم کنترل کنند؟
دقیقاً و به جز کنترل هیجانات لازم است مادر‌ها امید بدهند. اینکه می‌بینیم امروز جوانان ما هیچ امیدی به آینده ندارند به این دلیل است که خانواده‌ها نقش خود را در تزریق امید به فرزندان‌شان به درستی ایفا نکرده‌اند. اگر مادری خودش افسرده و ناامید باشد نمی‌تواند این امید را به فرزندانش هم انتقال دهد. 

خب مادران چگونه می‌توانند این امید و شادابی را در خودشان زنده نگه دارند تا بتوانند آن را به فرزندان‌شان هم انتقال دهند؟
مهم‌ترین عاملی که امید را می‌آورد، ایمان است. هر قدر ایمان ما قوی‌تر باشد، امیدمان قوی‌تر است. ناامیدی یکی از کید‌های شیطان است و آدمی که به خدا ایمان دارد، اصلاً چرا باید به ناامیدی برسد. هر قدر ایمان قوی‌تر باشد امید و حتی اراده افراد برای انجام کار‌های تأثیرگذار بیشتر خواهد بود. ایمان فقط برای مسجد و مراسم‌های مذهبی و اوقات خاص نیست بلکه ایمان باید به سبک زندگی ما بیاید. مؤمنانه و مبتنی بر دستورات الهی زندگی کردن می‌تواند هم برای ما امید بیشتری بیاورد و هم دنیا و آخرت ما را بسازد. 

پس در واقع می‌توان گفت ایمان ما در مراحل مختلف و به خصوص بحران‌هایی که در زندگی با آنها مواجه می‌شویم به آزمایش کشیده می‌شود. 
دقیقاً. این سنت الهی است. سنت ابتلا محک ایمان ماست و ایمانی که فقط بر زبان بیاید، ایمان نیست. یکی از شرایط ایمان این است که به مرحله عمل بیاید و از عمل فردی هم عبور کند؛ ایمانی که نتیجه اجتماعی دارد. خداوند در قرآن هم گفته همین که آدم‌ها بگویند ما ایمان آورده‌ایم، آنها را رها نمی‌کنیم و ایمان آنها را با سنت ابتلا آزمایش می‌کنیم. 

همانطور که می‌دانید زنان ایرانی در مقاطع مختلف تاریخی در کشورمان خوش درخشیده‌اند. از دوران مشروطه و نقش‌آفرینی زنان در این انقلاب گرفته تا قیام توتون، تنباکو و مبارزات آنها در دوران انقلاب و نقش‌آفرینی‌شان در دوران دفاع مقدس و حتی نقش‌آفرینی‌هایی که در همین جنگ ۱۲ روزه داشتند. چه چیزی این صلابت تاریخی را به زنان ما داده است؟
ایران هیچ‌وقت از اسلام جدا نیست و همانطور که شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام تأکید می‌کند، درست است که ما تمدن ۲ هزارو ۵۰۰ ساله قبل از اسلام داریم، اما زن در قبل از اسلام و در تمدن ایرانی حتی دربار ساسانی جایگاهی را که اسلام به او داده نداشته است! در واقع یکی از خدمات اسلام برای جامعه ایرانی جایگاه رفیعی است که به زن داد و از همان ابتدا ایرانی‌ها فرهنگ اسلامی را نه با زور و اجبار بلکه با آغوش باز پذیرفته‌اند که اگر زور و اجباری در کار بود، مانند مغول‌ها، این فرهنگ مغول بود که در برابر فرهنگ ایران تسیلم شد نه فرهنگ ایران مقابل آنها، اما درباره اسلام اینگونه نیست چراکه مردم ایران اسلام را با اختیار پذیرفتند و همین موجب شد نقاط قوت این فرهنگ و دین روی فرهنگ اصیل ایرانی قرار بگیرد، بنابراین در برهه‌های مختلف زن ایرانی مسلمان جایگاه خودش را می‌شناسد و بصیر است و مثل زنان منفعل شرقی نیست و همیشه نقش خودش را به خوبی ایفا کرده است. 

 همان الگوی سومی که حضرت آقا درباره زن ایرانی به عنوان الگوی سوم مطرح کرده‌اند؟
دقیقاً، در الگوی سوم، زن ایرانی با ایجاد تعادل بین خانواده و حتی شخصیت خودش و اجتماع به همه جنبه‌های وجودی‌اش توجه دارد و اینگونه نیست که بخواهد برای خانواده از خواسته‌ها و شخصیت خودش بکاهد چراکه برای جهت دادن و رشد دادن به خانواده باید شخصیت فردی زن هم رشد و تعالی پیدا کند و باز هم زن مسلمان ایرانی و الگوی سوم زن نباید خودش را حتی به خانواده و رشد فردی محدود کند بلکه نقش‌آفرینی اجتماعی هم دارد و روح حاکم بر اجتماع همان کار‌هایی است که در دل خانواده هم انجام می‌شود و اصلاً بحث حجاب هم برای همین حضور اجتماعی زن مطرح است. 

در فتنه اخیر شاهد آن بودیم که برخلاف فتنه «زن، زندگی، آزادی» محور جریان‌سازی‌ها حول زنان شکل نگرفت. از نگاه شما این ماجرا دلیل خاصی داشت و برای آنکه در ادامه هم بانوان ما از این بحران و بحران‌های مشابه آن آسیب نبینند و همچنان در طرف درست تاریخ قرار بگیرند، باید چه کنند؟
شاید یکی از دلایلی که این بار کمتر از زنان سوء‌استفاده شد این بود که زنان ما این بار با آگاهی بیشتری با ماجرا مواجه شدند، هر چند در ابتدای اعتصاب بازاری‌ها ما شاهد نقش‌آفرینی برخی از خانم‌ها هم بودیم، با وجود این همین کمرنگ‌شدن سوءاستفاده از زنان در چنین حرکت‌هایی نشان از بالا رفتن بصیرت آنان دارد، البته به طور کلی بعد از فتنه ۱۴۰۱ ما شاهد بالا رفتن سطح آگاهی جامعه هستیم و در فتنه‌های جدید همراهی کمتری را از سوی مردم شاهدیم که نشان می‌دهد مردم آگاه‌تر شده‌اند. نه اینکه مردم مشکلات اقتصادی نداشته باشند، مردم به شرایط اقتصادی معترضند و دولتمردان هم متأسفانه عملکرد مناسبی ندارند ولی همین که مردم از این اغتشاشات استقبال نکردند، نشان می‌دهد بصیرت‌شان بالاتر رفته است، به خصوص زن‌ها و همانطور که در فتنه‌های قبلی توانستیم از بوته آزمایش سربلند بیرون بیاییم، این بار هم همین اتفاق خواهد افتاد، اما خانواده و به خصوص مادران باید سعی کنند فرزندان و اعضای خانواده خود را امیدوار نگه دارند و این امیدواری از خانواده به جامعه هم تزریق خواهد شد و ما می‌توانیم از هر بحرانی سربلند بیرون بیاییم. زن خانواده باید این امید را در خانواده ایجاد کند که این سختی‌ها گذراست و به سمت روز‌های بهتر حرکت خواهیم کرد و بنا به تعبیر حضرت آقا نزدیک قله هستیم و طبیعتاً در این مسیر سختی‌هایی وجود دارد. مادران ایرانی همیشه مدیریت اقتصادی خانواده را هم به عهده داشته‌اند و می‌دانند باید چگونه شرایط را مدیریت کنند. ما زمان جنگ هشت ساله و تحریم‌های سنگین دهه ۶۰ را تجربه کرده‌ایم، الان از آن دوران سخت‌تر نیست و امیدواریم به زودی شاهد روز‌های زیباتری باشیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار