پسر جوان هشت سال قبل در مراسم عروسی به دلیل چشم در چشم شدن، یکی از بچههای محله خود را با ضربات چاقو به قتل رساند. متهم بار اول که برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت که اولیای دم به او مهلت دادند، اما بار دوم مادر مقتول او را به احترام حضرت زینب (س) پای چوبه دار زندگی دوباره بخشید. جوان آنلاین: دوشنبه ۱۵ دیماه امسال مرد جوانی که هشت سال قبل در درگیری مرتکب قتل شده بود در یکی از زندانهای استان مازندران برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت. حمید ۲۳ سال داشت که در مراسم عروسی، یکی از بچههای محلهشان را به نام مهدی به قتل رساند و پس از دستگیری در دادگاه محاکمه و به جرم قتل عمد به قصاص محکوم شد. او در طول هشت سال بارها خواب چوبه دار را دیده بود و کابوسهای شبانه او را در این مدت رها نکرده بود. متهم قبل از این هم یکبار دیگر برای اجرای حکم طناب دار به گردنش آویخته شد، اما بار اول اولیای دم به احترام ماه محرم به او مهلت زندگی دادند. سحرگاه بار دوم که برای اجرای حکم از سلولش خارج شد، دیگر امیدی به زندگی نداشت و تصور نمیکرد یکبار دیگر طلوع آفتاب را ببیند، اما روز اجرا، مصادف با روز وفات حضرت زینب (س) بود و التماسهای پای چوبه دار، تلاشهای آذر شهسواری رئیس کمیته صلح و دوستی انجمن حمایت از زندانیان کشور همراه تعدادی از مددکاران و مسئولان زندان، مادر مقتول را تحت تأثیر قرار داد و اعلام کرد به احترام حضرت زینب (س) قاتل فرزندش را میبخشد. با اقدام خداپسندانه اولیای دم، مرد جوان به سلولش بازگشت و قرار است به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه و پس از هشت سال از زندان آزاد شود و به آغوش خانوادهاش برگردد.
آغاز ماجرا
شهریورماه ۹۶، به مأموران پلیس شهرستان بهشهر استان مازندران تلفنی خبر رسید در یکی از تالارهای شهر چند پسر جوان درگیری خونینی را رقم زدهاند. مأموران وقتی به تالار رسیدند، دریافتند لحظاتی قبل بین چند پسر جوان درگیری رخ داده است که در جریان آن پسر ۲۲ سالهای به نام مهدی با ضربات جسم نوک تیزی به شدت زخمی و برای درمان به بیمارستان منتقل شده است.
مأموران در ادامه به بیمارستان رفتند که تیم پزشکی اعلام کرد مهدی به دلیل شدت خونریزی و اصابت چاقو به نقاط حساس بدن به کما رفته است، اما قبل از بیهوشی ضاربش را به نام حمید ۲۳ ساله معرفی کرد.
۳۲ روز بعد
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران عاملان درگیری و ضارب اصلی را شناسایی و بازداشت کردند. متهم در بازداشت به سر میبرد که تیم پزشکی اعلام کرد مهدی پس از ۳۲ روز کما در بیمارستان فوت کرده است.
خبر قتل پسر جوان پرونده حادثه را وارد مرحله تازهای کرد و تیمی از کارآگاهان مبارزه با قتل پلیس آگاهی شهرستان بهشهر به دستور بازپرس ویژه قتل تحقیقات خود را درباره حادثه خونین آغاز کردند.
چشم در چشم
تحقیقات میدانی و گفتههای شاهدان حادثه حاکی از آن بود مقتول و قاتل هر دو بچه یک محل هستند، اما از قبل با هم اختلافی نداشتند و در مراسم عروسی سر موضوعی پیشپا افتاده و چشم در چشم شدن با هم درگیر میشوند که در نزاع دستهجمعی مهدی به قتل میرسد. حمید هم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد و گفت: «شب عروسی من دعوت نبودم و قرار نبود در مراسم عروسی شرکت کنم، اما یکی از دوستانم به نام فرشید با من تماس گرفت و خواست در مراسم عروسی شرکت کنم.»
آواز خونین
متهم ادامه داد: «آن شب فرشید با من تماس گرفت و گفت به مراسم عروسی بروم و در جشن عروسی دوستش شرکت کنم. به او گفتم من دعوت نشدهام و دوست ندارم در مراسم حضور داشته باشم، اما دوستم که خواننده است به من گفت میخواهد در عروسی آواز بخواند و من برای تشویق او به عروسی بروم. فرشید تازه خواننده شده بود و در بعضی از مراسمهای جشن میخواند و من هم برای دلگرمی او به جشن عروسی رفتم. دوستم همراه گروه ارکستر خواند و من و دوستان دیگرم او را تشویق کردیم. مراسم آوازخوانی تمام شد و من همراه دوستانم دور یک میز نشسته بودیم و شوخی میکردیم و قرار بود شام بخوریم. میز کناری ما مهدی همراه دوستانش نشسته بود که چشم در چشم شدیم و همین موضوع باعث کلکل و درگیری دستهجمعی ما شد.»
وی در پایان گفت: «من قصد قتل نداشتم، اما در درگیری چاقویی که همراه داشتم از جیبم بیرون آوردم و ضرباتی به مهدی زدم. فکر نمیکردم او با ضربات من فوت کند و الان هم خیلی پشیمان هستم و امیدوارم پدر و مادرش مرا ببخشند.»
حکم قصاص
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل راهی زندان و مدتی بعد در دادگاه کیفری استان محاکمه شد. در جلسه دادگاه حمید دوباره اظهار پشیمانی کرد و از اولیای دم خواست او را ببخشند، اما پدر و مادر مقتول برای قاتل فرزندشان درخواست قصاص کردند. قضات دادگاه متهم را به قصاص محکوم و رأی را برای تأیید به دیوان عالی کشور ارسال کردند. حکم قصاص پس از تأیید برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرا فرستاده شد و متهم سال قبل پای چوبه دار رفت.
ببخشش
طناب دار به گردن متهم آویخته شده بود که اولیای دم اعلام کردند به حرمت ماه محرم و عزاداری امام حسین (ع) در فرصت بعدی حکم قصاص را اجرا میکنند و بدین ترتیب قاتل به سلولش بازگشت. پس از این تصمیم، واحد صلح و سازش با برگزاری جلساتی تلاش کردند رضایت اولیای دم را جلب کنند، اما موفق نشدند و قاتل چند روز قبل همزمان با سالروز وفات حضرت زینب (س) برای دومین بار پای چوبه دار رفت. اینبار مادر مقتول در اقدامی انساندوستانه طناب دار را از گردن قاتل برداشت و گفت متهم را به احترام حضرت زینب (س) بخشیده است. متهم بخشیده شده قرار است پس از محاکمه از جنبه عمومی جرم به زودی از زندان آزاد و به آغوش خانوادهاش بازگردد.
گفتوگو با خواهر مقتول
خواهر مقتول درباره بخشش قاتل به «جوان» گفت: «برادرم آن شب در مراسم عروسی دوستش شرکت کرده بود که آخر شب دوستانش به ما خبر دادند در درگیری زخمی و به بیمارستان منتقل شده است. وقتی پدر و مادرم به بیمارستان رفتند، مهدی هنوز بیهوش نشده بود و به مادرم قاتلش را معرفی کرد. پس از این مهدی به کما رفت و مدت ۳۲ روز در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود تا اینکه فوت کرد.»
تنها پسر
خواهر مقتول ادامه داد: «قاتل بازداشت بود و پدر و مادرم هم در دادسرا درخواست قصاص دادند تا اینکه در دادگاه هم به قصاص محکوم شد. وقتی قاتل برادرم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت، افراد زیادی برای میانجیگری به خانه ما آمدند، اما مهدی تنها پسر خانواده بود و داغ او برای پدر و مادرم خیلی سنگین بود و آنها تصمیم به قصاص داشتند. اولین بار که قاتل پای چوبه دار رفت، محرم بود و از آنجایی که خانواده ما هیئتی هستند به احترام عزاداری امام حسین (ع) حکم قصاص را اجرا نکردند و تصمیم گرفتند پس از محرم آن را اجرا کنند.»
دیه صرف امور خیریه
خواهر مقتول گفت: «دومین بار همین چند روز قبل بود که قاتل قرار بود حکمش اجرا شود. روز اجرا مصادف شد با ارتحال حضرت زینب (س) و مادرم از آنجایی که خودش از دوستداران حضرت زینب (س) است، قاتل را بخشید. مادرم برای قاتل شرط گذاشت که پس از آزادی زندگی درستی در پیش بگیرد و در کارهای خیریه شرکت کند. برادرم هیئتی بود و همیشه در عزاداری امام حسین (ع) فعالیت داشت، به همین دلیل هم پدر و مادرم تصمیم گرفتند دیه برادرم را در هیئت امام حسین (ع) صرف امور خیریه و عزاداری سالار شهیدان کنند.»