مستند «کوروش» ساخته سپیده سپهی، روایتی است پر آب چشم درباره پیوند عضو در کودکان، فیلمی تکاندهنده که پس از پایان، تماشاگرش را رها نمیکند. جوان آنلاین: مستند «کوروش» ساخته سپیده سپهی، روایتی است پر آب چشم درباره پیوند عضو در کودکان، فیلمی تکاندهنده که پس از پایان، تماشاگرش را رها نمیکند.
سالها پیش رخشان بنی اعتماد در مستند «آی آدمها» به موضوع درمان کودکان، زنجیره امید و پزشکان فرانسوی و گروههای خیریه همراه با ایرانیان پرداخته بود. کیوان مزدا، شخصیت اصلی آن فیلم، پزشکی بود که به مداوای کودکان میپرداخت، آن هم اغلب کودکان نیازمند با مشکلات جدی در ستون فقرات. مستند «کوروش»، ساخته سپیده سپهی یادآور آن فیلم است. مثل همان فیلم کارگردان به دنبال نمایش رگههای نور و روشنی در تاریکی است. مثل آن فیلم، فیلمساز از تلخیها عبور میکند تا قهرمانان فیلمش را به تصویر بکشد و به آنها ادای احترام کند. در این مستند شخصیت اصلی کوروش، پسری روستایی از خرمآباد است که سالهاست با مشکل قلبی زندگی کرده و در آستانه پیوند قلب است. فیلم گزارشی ۵۰ دقیقهای از ترس و هراس این نوجوان ۱۵ ساله و بچههایی است که در بخش مراقبتهای ویژه در آستانه پیوند قرار دارند. «کوروش»، یک پزشک نخبه ایرانی را هم معرفی میکند که میکوشد یک نفره بر مشکلات موجود غلبه کند. یک جراح زبده، خوشاخلاق و امیدوار که میکوشد یأس و خستگی چشمهایش را پنهان کند و برای نجات جان کودکان گام بردارد.
«کوروش»، فیلم تلخی است و به سختی میتوان بر احساسات خود موقع دیدن این فیلم غلبه کرد، سرنوشت روشن و فردای کوروش نمیتواند غم فقدان کودکان دیگری را که در بخش بودند و به قول دکتر به «آسمان» رفتند، کمرنگ کند. فیلم بدون سیاهنمایی یا تمرکز بر کمبودها، به مشکلات و تحریمهای دارویی اشاره دارد. همچنین مصائب تأمین دارو برای خانوادههای درگیر پیوند را به تصویر میکشد. «کوروش» نه صرفاً پرتره کوروش، نوجوان دریافتکننده قلب، نه پرتره دکتر و نه حتی گزارشی از توانایی تیمهای پزشکی در ایران که فیلمی است درباره زندگی امروز در ایران. نمایشی از آنچه هست، آنچه نیست، روحیه و تلاش ایرانی. امیدی که در قلب ایرانیان در جریان است و تلخکامیهایی که میتواند دشواریها را پررنگتر کند. فیلمی که بیش از ما، مدیران باید آن را تماشا کنند و آنهایی که اهمیت پیوند عضو را دستکم میگیرند و نمیدانند چگونه میتوان از خلال پیوند اعضا، زندگی را نجات داد.