بخش کشاورزی، صنعت و بخش خانگی با رعایتنکردن الگوهای مصرفی پایدارگرایانه و استمرار رفتارهای اسرافآمیز، سهم زیادی در تشدید بحران ناترازی انرژی طی دهههای گذشته داشتهاند. متأسفانه فرهنگ عمومی هنوز به اندازه کافی بر پایه پایداری و مسئولیتپذیری فردی استوار نشده است جوان آنلاین: ایران از دورریزترین کشورها در آب و انرژی و غذا است. همهچیز را یا گران میخریم (غذا) یا گران تولید و وارد میکنیم (سوخت) یا برایمان گران تمام میشود (مثل طبیعت)، اما راحت از دست میدهیم و به واقع دور میریزیم. این را اگر کنار «فرصتهای از دسترفته» اقتصاد و توسعه بگذاریم- که ایران چندی پیش در رأس کشورهایی قرار گرفت که فرصتهای رهاشده بیشتری دارند- سلطان اسراف و تبذیر هستیم. درواقع هم بخشهای زیادی از جامعه با گرانی و کمبود درگیر هستند و هم آنچه را با زحمت به دست میآوریم، چه از خوردنیها و چه سوخت و لباس و محصولات طبیعت، همه را ارزان از دست میدهیم. توصیه رهبر انقلاب به صرفهجویی و اسرافنکردن، یک توصیه راهبردی بود و باید از این منظر به آن نگریست نه یک توصیه ساده.
ناترازی انرژی (آب، برق و گاز) به وضعیت بحرانی رسیده و به یکی از چالشهای ساختاری و پیچیده کشور تبدیل شده است. این بحران، ریشه در مجموعهای از عوامل متعدد همچون شرایط اقلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد که همگی در کنار هم، باعث بروز ناترازی آب، انرژی و تبعات گسترده آن شده است، به طوری که اگر فکری عاجل برای آن نشود، ابعادش وسیعتر و عمیقتر خواهد شد. مقصر این ناترازی کیست؟ آیا مردم با عادات و الگوهای مصرفیشان مقصرند یا دولتها با سیاستهای غیرکارشناسانه و کوتاهمدت خود؟ میتوان تمام مشکلات موجود را متوجه تغییر اقلیم جهانی دانست و صورتمسئله را پاک کرد، حتی میتوان کاهش بارندگی این موهبت الهی را علت خالی شدن مخازن سدها، افت فشار و قطعی آب، کارکرد پایین نیروگاههای برقابی، کاهش تولید برق و در نتیجه خاموشی قلمداد کرد و همچنان به سمت خاموشیهای بیشتر و مشکلات روزافزون کمآبی رفت. صنعتگران، کشاورزان، بدنه دولت و مردم همگی با رعایتنکردن الگوهای مصرفی پایدارگرایانه و استمرار رفتارهای اسرافآمیز، در تشدید این بحران طی دهههای گذشته سهم داشتهاند. به نظر میرسد، فرهنگ عمومی هنوز به اندازه کافی بر پایه پایداری و مسئولیتپذیری فردی استوار نشده است. آنچه بدیهی است اینکه برای نجات کشور از این ناترازیها باید بهرهوری انرژی ارتقا یابد و هر شهروندی به سهم خود اعم از صنعتگران، کشاورزان و مردم در مصارف خانگی با رعایت الگوی مصرف یکدیگر را یاری کنند.
این روزها مصرف بالای انرژی در کشور در مقایسه با کشورهای همسایه و اروپایی بر سر زبانها افتاده، اما نکته قابل تأمل این است که پرمصرفی فقط مختص بخش خانگی نمیشود بلکه صنایع به دلیل پایین بودن بهرهوریشان و ماشینآلات قدیمی مصرف انرژیشان بالاتر از استاندارد جهانی است. بخش کشاورزی به دلیل مصرف بالای آب در مقایسه با سایر کشورها پرمصرفترین است و همچنین بخش خانگی با رعایتنکردن الگوهای مصرفی پایدارگرایانه و استمرار رفتارهای اسرافآمیز، سهم زیادی در تشدید این بحران طی دهههای گذشته داشته است. فرهنگ عمومی هنوز به اندازه کافی بر پایه پایداری و مسئولیتپذیری فردی استوار نشده است. قطعاً در شرایط بحرانی فعلی، نه دولت میتواند تمام مسئولیت را بر دوش مردم بیندازد و نه مردم میتوانند تنها دولت را مقصر بدانند.
راهحل در برنامهریزی بلندمدت و همکاری مسئولانه و آگاهانه هر دو طرف است. دولت با اصلاح سیاستها، قیمتگذاری واقعبینانه، تشویق و تهییج ورود بخش خصوصی و مردم در قالب تعاونیها، سرمایهگذاری هوشمند، نوسازی شبکههای توزیع و ترویج کشاورزی نوین و پایدار و مردم با پذیرش فرهنگ مصرف بهینه، کاهش اسراف و مشارکت فعال، میتوانند به رفع این ناترازی کمک کنند. اخیراً رهبر معظم انقلاب در گفتوگوی تلویزیونی با مردم، پرهیز از اسراف در همه موارد از جمله نان، گاز، بنزین و اقلام خوراکی را خواستار شدند. ایشان اسراف را از مهمترین خطرها و ضررها برای خانوادهها و کشور خواندند و فرمودند: اگر این همه اسراف نباشد بدون شک اوضاع کشور خیلی بهتر خواهد بود. رئیسجمهور نیز بر ارتقای بهرهوری و مدیریت مصرف سوخت در صنایع در نشست کارگروه مدیریت بهینه مصرف انرژی تأکید کرد و از وزیر صمت خواست علاوه بر مراقبت برای به حداقل رسیدن قطع گاز و برق واحدهای تولیدی و صنعتی، این روند بر اساس اهمیت کالاهای تولید، صرفه اقتصادی و موارد مشابه، هوشمند و مدیریتشده اعمال شود و در ضمن با تشکلهای مرتبط و نیز مدیران واحدها برای اعمال مدیریت صحیح و سختگیرانهتر مصرف مذاکره صورت گیرد.
مصرف برق ایرانیان ۶ برابر میانگین جهانی
آمارهای رسمی، میزان مصرف برق خانگی ایرانیان را بالاتر از سایر کشورها یا بیشتر از میزان مصرف برق بخش خانگی قاره اروپا میدانند. در حال حاضر مصرف برق در ایران شش برابر میانگین جهانی، یعنی حدود هفت برابر ترکیه، ۳/۵ برابر آلمان با آن صنایع عظیم، ۹/ ۱ برابر ژاپن و حتی ۵ /۱ برابر کشور کوچک عمان است.
آمار رسمی نشان میدهد سرانه مصرف نهایی انرژی ایران در بخشهای «کشاورزی»، «خانگی، تجاری و عمومی»، «حمل و نقل» و «صنعت» به ترتیب ۴/ ۳، ۲، ۶ /۱ و ۴ /۱ برابر متوسط جهانی است.
آژانس بینالمللی انرژی میگوید سهم «بخش خانگی» (شامل روشنایی، سرمایش، گرمایش و غیره) از کل تقاضای انرژی، در جهان ۲۲درصد و در ایران ۲۹درصد است. آمارهای داخلی نیز عدد اعلامی آژانس بینالمللی انرژی را تأیید میکنند.
به طور میانگین سرانه مصرف انرژی در بخش خانگی، در جهان حدود دو بشکه معادل نفت خام است، این عدد در ایران ۹۸ /۴ یعنی حدود ۵ /۲ برابر متوسط جهان برآورد میشود که تقریباً شامل تبدیل مصارف گاز (۷۸درصد)، برق (۱۲درصد) و فرآوردههای نفتی (۱۰درصد) به بشکه معادل نفت خام است. تجربه موفق کشورهایی مانند چین نشان میدهد با عزم ملی، برنامهریزی دقیق و تلاش مستمر میتوان از کشوری توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی در سطح جهانی تبدیل شد، اگر ما در مسیر اصلاحات اقتصادی و بهرهوری گام برنداریم، دیگر کشورها با تلاش چند برابری از ما پیشی خواهند گرفت. برآوردها نشان میدهد سالانه حدود ۱۵۰میلیارد دلار از منابع نفت و گاز کشور به دلیل فناوریهای فرسوده، مدیریت ناکارآمد و بهرهوری پایین از بین میرود.
در برخی مخازن گازی، تنها ۴۳ تا ۴۷درصد استحصال انجام میشود و نیمی از گاز در مخازن باقی میماند. میدان گازی پارسجنوبی که ۷۰درصد گاز کشور را تأمین میکند، با کوچکترین اختلال میتواند کشور را با بحران مواجه کند، در حالیکه کشور همسایه قطر با بهرهگیری از فناوریهای نوین و تبدیل گاز به LNG، درآمدی بالغ بر ۱۷۰میلیارد دلار از صادرات گاز کسب میکند، کل صادرات نفتی و غیرنفتی ایران حدود ۱۰۰میلیارد دلار است. این آمار حاکی است مصرف انرژی در ایران حداقل سه برابر میانگین جهانی است. کشورهایی مانند هلند با جمعیت و مساحت کمتر، با بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی، نهتنها نیاز داخلی خود را تأمین میکنند، بلکه به دولت نیز برق میفروشند. متأسفانه ایران با مصرف بیرویه در ادارات و ساختمانها مواجه است.
ارتقای بهرهوری انرژی در کنار اصلاح الگوی مصرف
با وجود توجه اخیر به توسعه نیروگاههای خورشیدی و انرژیهای تجدیدپذیر، غفلت از بهرهوری انرژی و مدیریت سمت تقاضا همچنان امنیت تأمین انرژی کشور را تهدید میکند. تجربه اتحادیه اروپا نشان میدهد اولویت دادن به بهرهوری انرژی، نه تنها ارزانترین و پاکترین راهکار است، بلکه میتواند بهعنوان منبعی مستقل در کنار تجدیدپذیرها، زیرساخت پایدار انرژی ایران را تقویت کند.
به دنبال ناترازیهای اخیر انرژی در سالیان اخیر و کمبود گاز طبیعی، خوشبختانه اخیراً حاکمیت توجه ویژهای به توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و به ویژه نیروگاههای خورشیدی فتوولتائیک نشان داده، ولی متأسفانه موضوع بهینهسازی مصرف انرژی چه در سمت تقاضا و چه در عرضه در سالیان اخیر چندان مورد توجه نبوده است، بنابراین کشور به رغم رشد پایین اقتصادی و کاهش نرخ رشد ساختوساز همچنان با رشد تقاضای انرژی بالایی مواجه بوده به گونهای که حتی در فصول غیرگرم سال هم تقاضا برای انرژی زیاد بوده و امنیت تأمین انرژی در کشور را به مخاطره انداخته است. حال یک سؤال راهبردی کلیدی مطرح میشود که آیا کشور باید صرفاً بر استقرار انرژیهای تجدیدپذیر تمرکز یا به کاهش تقاضا و بهرهوری انرژی هم توجه کند؟
درست است که انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند به ما کمک کنند از برخی محدودیتهای زیستمحیطی سوختهای فسیلی فراتر رویم، به این دلیل که آنها مستقیماً در تغییرات اقلیمی نقش ندارند، اما محدودیتها و تأثیرات دیگری نیز وجود دارد. منابع تجدیدپذیر ما به طور نامحدود بزرگ نیستند و تأثیرات زیستمحیطی مرتبط با بهرهبرداری از آنها همچنان وجود دارد. علاوه بر این، در حال حاضر، راههای دیگری برای کاهش سهم در تغییرات اقلیمی وجود دارد که بدیهیترین آنها سرمایهگذاری در استفاده از سوختهای فسیلی با بهرهوری انرژی بیشتر است، همچنین معمولاً استدلال میشود که این در واقع سادهترین، ارزانترین و سریعترین گزینه است.
چالشهای مدیریت سمت تقاضا و بهرهوری انرژی
صاحبنظران معتقدند اقدامات مربوط به بهرهوری انرژی گاهی اوقات برای عملکرد موفقیتآمیز، نیازمند تغییرات رفتاری از سوی مصرفکنندگان بوده که ممکن است همیشه مورد استقبال یا رعایت قرار نگیرد. بدون شک بهرهوری انرژی در زنجیره عرضه انرژی به همراه صرفهجویی انرژی به عنوان یک منبع انرژی جدید در کنار توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه پایدار زیرساخت انرژی کشور را تقویت خواهد کرد. تجربیات کشورهای پیشرو همانند کشورهای اتحادیه اروپا که بهرهوری انرژی را به عنوان منبع تأمین انرژی با اولویت نخست خود پذیرفتهاند، عملاً این موضوع را ثابت کرده است. کشورهای توسعهیافته دیگر و حتی کشورهای همسایه نفتخیز نیز راهبردهای مشابهی در سیاستهای انرژی خود اتخاذ و بر این اساس اقدامات خود را طراحی کرده و بموقع به اجرا گذاشتهاند.