خانواده به عنوان اولین نهاد و جزو لاینفک و پایههای تربیتی دانشآموزان شناخته شدهاست. نقش تربیتی و الگوپذیری فرزندان از پدر و مادر به ویژه مادر بیشتر است، بنابراین برای تربیت صحیح فرزندان انتظار میرود با توجه به نقش الگوپذیری فرزندان، والدین تلاش کنند محیط خانه را مملو از آرامش، صمیمیت و از همه مهمتر صداقت کنند.
به عقیده پژوهشگران تعلیم و تربیت، فرزندان در نقش دانشآموز به عنوان ویترین و دورنمای شخصیت خانواده در جامعه نمایان میشوند. خانواده از همان بدو تولد خواسته یا ناخواسته در مسائل تربیتی فرزند سهیم هستند و اولیا باید به شکل اصولی و صحیح در امر تربیت فرزند اقدام کنند که ماحصل اثر بخش آن زمانی رخ میدهد که پدر و مادر از بلوغ عاطفی که شامل روحیه صداقت و مسئولیتپذیری و احترام به حقوق دیگران است، بهرهمند باشند.
امام علی علیه السلام میفرمایند: خیر اخوانک من دعاک الی صدق المقال بصدق مقاله ولدیک الی افصل العمال بحسن اعماله؛ بهترین برادرانت (دوستانت) کسی است که با راستگوییاش تو را به راستگویی دعوت کند و با اعمال نیک خود، تو را به بهترین اعمال برانگیزد (تصنیف غرر الحکم ودرالکلم صفحه۴۱۷ ح ۹۵۳۵). هر چند صاحبنظران محیط خانواده را به عنوان نخستین نهاد اجتماعی میدانند و دانشآموز با الگوپذیری از والدین، مسیر رشد عاطفی و جسمی خود را طی میکند، با این حال نقش چشمگیر و اساسی الگوپذیری از گروه همسالان و جامعه را نباید نادیدهگرفت.
دانشآموز در محیط مدرسه و در بین همسالان خود با الگوپذیری از دوستان و معلم، علاوه بر شکوفایی استعداد همانندسازی یا برتریجویی بر گروه همسالان خود را به عنوان هدف در رفتار و کردار خود طرحریزی میکند. نکته قابلتوجه زمانی پدیدار میشود که دانشآموز در آستانه بلوغ قرار میگیرد، با ورود به این دوران، وابستگی دانشآموز به دوستان و گروه همسالان عمیقتر و تأثیرگذاری آن شدیدتر خواهدبود و آن به عنوان یک نیاز اساسی مطالبه میکند. کنکاش و رصد دانشآموز در انتخاب دوست باید به طور نامحسوس در افق دید والدین قرار گیرد و باید کارکرد آنان به صورت مشاورهای و گاهی راهبردی نمایان شود، زیرا پیدا کردن و انتخاب کردن دوست خوب مهارتی است که باید دانشآموز خود از آزمون آن سربلند بیرون بیاید.
یک دوست خوب میتواند شخصیت فرد را به بالاترین حد ممکن ارتقا بخشد. در نتیجه والدین باید به این امر واقف باشند، با تعامل دوستانه و نظارت غیرمستقیم به فرزندشان آنها را در انتخاب دوست اصلح و همخوانی با معیارها و ضابطههای مشخصشده به صورت آگاهانه و عاقلانه یاری دهند، چراکه این مورد به عنوان یک سرمایهگذاری بزرگ محسوب میشود، اگر نظارت منطقی صورت پذیرد، او در آینده به عنوان یک انسان و شهروند موفق زندگی خواهد کرد. در ارتباط با انتخاب دوست برای فرزندان، جنبه افراط و تفریط باید رعایت شود، چراکه ممکن است عواقب جبرانناپذیری به دنبال داشتهباشد. پنهان کردن روابط دانشآموز با گروه همسالان به دلیل محدودیتهای غیرمنطقی والدین مقدمهای است برای تقلب رفتاری و پنهانکاری دانشآموز، که این مخفی کاری میتواند دامنه قانونگریزی دانشآموز را گسترش دهد. بر همین اساس والدین باید این اطمینان را به فرزندشان دهند که این مشاورهها در رابطه با انتخاب دوست صرفاً از سر دلسوزی و علاقه و جزو دغدغههای پدر و مادر است. کلید بسیاری از مسائل در خانواده با گفتگو و تعامل همراه با احترام و صداقت قابلحل است که میتواند او را به عنوان یک دانشآموز مسئولیتپذیر و قانونمند پرورش دهد.
وقتی دانشآموز موفقیتها و دستاوردهای والدین خود را به عنوان شاخص تعیین میکند، اثرپذیری رفتار والدین میتواند در طول زمان همراه دانشآموز باشد. زمانی که پدر یا مادر در جامعه قانونگریزی و هنجارشکنی انجام میدهد و آن را به عنوان برگ برنده در خانواده و با اشتیاق و حرارت مطرح میکند، به عنوان مثال مخدوش کردن پلاک خودرو و عبور از طرح ترافیک، پایمال کردن حقالناس، رعایتنکردن سرعت مجاز و عبور از چراغ قرمز و این قانونگریزی که ضد ارزش و ناهنجاری است، به عنوان ارزش و هنجار در ذهن دانشآموز حک میشود و در صدد بر میآید که همانند پدر یا مادر به پیروزیهای کاذب و گاهی مخرب دست زند که طبیعتاً اثر مخرب به صورت مستقیم در رفتار و منش دانشآموز دارد.
بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران عرصه تعلیم و تربیت عنوان میکنند زمانی که دانشآموزی مکرراً از تقلب در آزمونها استفاده میکند، بعد از آسیبشناسی و ریشهیابی متوجه میشوند این دانشآموزان در بستر خانواده بارها و بارها شاهد بودهاند که والدین ایشان مقید به قانون در جامعه نبوده و هنجارشکنی را به عنوان توانمندی و خلاقیت و احساس پیروزی حبابی برای خود در جمع خانواده مطرح کردهاند. نتیجه کلام اینکه دانشآموزان متقلب باز نمای رفتار و کردار محیط خانواده خود است.
اگر بخواهیم فرزند قانونمند و مسئولیتپذیری تربیت کنیم باید خودمان به عنوان یک شهروند قانونمند و مسئولیتپذیر شناخته شدهباشیم. به یاد داشته باشید فرزندان هرگز با شعارهای کلیشهای تربیت نشدند و هر چه بوده، قوه تصویر آنها و عمل والدین بودهاست، زیرا هر چه بکاری همان درو خواهی کرد. هیچ پدر و مادری از اینکه فرزند متقلب داشتهباشد، احساس رضایت نمیکنند، چراکه تقلب یک قانونشکنی محرز است و باید به قبح این حرکت زشت بارها در خانواده اشاره کرد.
افرادی که قوانین ساده خانواده را رعایت میکنند، قاعدتاً در مدرسه و جامعه بزرگتر به قوانین احترام میگذارند و فردی مسئولیتپذیر خواهدبود. مسئولیتپذیری در تربیت فرزندان باعث تقویت حس احترام به حقوق دیگران میشود. رسیدن به این سطح استانداردهای مشخص و سادهای دارد که تأثیر چشمگیری در رفتار دانشآموز میگذارد. ابتدا والدین باید به فرزندان اطمینان قلبی دهند که نمره فقط یک عدد است و احساس ترس از کمشدن نمره را از فرزندشان با تعاملات مکرر دور کنند. تا دچار عواقب بدتر و جبرانناپذیرتر نشوند. زمانی که دانشآموزی در منزل از تقلب و نمره غیرواقعی خود با احساس فخر و پیروزی صحبت میکند، والدین به جای تشویق و احساس رضایت بهتر است به صورت کاملاً دوستانه به عواقب ناشی از قانونشکنی اشاره کنند و ایشان را از این حرکت ناپسند و پایمال کردن حقالناس برحذر کنند. قابل ذکر است که مسئله تقلب در بین خانوادهای که صرفاً کسب نمره بالا مدنظرش است، به مراتب بیشتر است. والدین در بحث تربیت باید به روحیه مسئولیتپذیری در دانشآموزان به صورت جدی اهمیت دهند، چراکه عواقب آن در آینده نهچندان دور در شکل، عدم افزایش اعتماد به نفس، ضعف درسی دانشآموز و سرخوردگی دانشآموز گریبانگیر خانواده خواهد شد.
پژوهشگران حوزه آموزشی معتقدند در سالهای اخیر با تشکیل کلاسهای برخط و مجازی تقلب کردن به شکل گستردهای رایجشده هر چند آموزگاران راهکارهای مختلفی را انجام دادند، همچنان مسئله تقلب در دانشآموزان رو به افزایش است و اگر خانواده به عنوان اصلیترین نهاد تربیتی به شکل اصولی این هنجارشکنی را حرکت ناپسند برنشمارد، همچنان شاهد این قانونشکنی ازسوی دانشآموزان خواهیم بود، زیرا خصوصاً در شرایط آموزش برخط، ناظر اصلی رفتار دانشآموز والدین آنهاست.
کارشناس امور آموزشی