شدت جنایات رژیم اشغالگر قدس و حمله مستمر به غیرنظامیان و مراکز درمانی و مدارس، منجر به آن شد که هیچیک از رسانههای دنیا نتوانند از انتشار و محکومیت آن چشم بپوشند. حتی شبکههایی که پیشتر مواضع ضد اسلامی آنها بر همگان عیان بود، در فضای رسانهای گسترده محکومیت جنایات، با پخش تصاویری، چون حمله به بیمارستان المعمدانی، تلاش کردند که خود را در قالب بیطرفی، صرفاً بازگوکننده وقایع نشان دهند.
اما در محتوای رسانههای فارسیزبان خارجی و حامیان شبهجنبش زن زندگی آزادی در شبکههای اجتماعی چه میگذرد؟ نگاهی به مطالب منتشر شده در شبکههای ایران اینترنشنال و منوتو و نیز لیدرهای اغتشاشات گذشته مانند مسی علینژاد، پوریا زراعتی، هادی مهرانی و هیچکس که در تمام یکسال گذشته به طور مداوم بر سلب حقوق زنان در ایران و کشورهای اسلامی تأکید میکردند و با دروغپردازی درباره خبرهای مربوط به زنان میکوشیدند مهسای دیگری از دختر تبریزی یا آرمیتا گراوند بسازند، بدون هیچگونه اشارهای به آنچه بر زنان و کودکان در غزه میگذرد، حماس را سازمان تروریستی خوانده و از رژیم صهیونیستی حمایت میکنند. این وضعیت به قدری مفتضح و عجیب است که بسیاری از کاربرانی که سال گذشته دنبالهروی هشتگهای ابداعی این افراد شدهبودند، به این وضعیت واکنش نشان دادند و این افراد را مزدور خواندند.
بد نیست به این مسئله اشاره کنیم که عملاً مسی علینژاد از دایره افراد مورد وثوق امریکا برای مبارزه با ایران کنار گذاشته شده و مرکز مالی شبکه ایران اینترنشنال نیز از عربستان به رژیم صهیونیستی تغییر کرده و از اینرو، این افراد و سایر دنبالهروهای آنها، عملاً میتوانند برای جریانی دم تکان دهند که جیب آنها را پر میکنند. برای کسانی که در خارج از ایران، توانایی کسب درآمد ندارند و بدون هیچ مهارتی و صرفاً به سبب پروپاگاندا علیه جمهوری اسلامی ایران، مواجب بگیر باقی ماندهاند، این وضعیت قابلپیشبینی بود. البته این افراد روی حافظه ضعیف تاریخ و روایت ضعیف از سرگذشت جریانهای ضد صهیونیستی حساب ویژهای باز کردهاند. در حالی پشتوانه طراحی و تأمین حماس را ایران میدانند که جریانهای ضد رژیم و سازمان جنگهای نامنظم فلسطینی پیش از پیروزی جمهوری اسلامی تأسیس شده و فعالیت داشتند، به گونهای که بسیاری از افراد مؤثر در دوران دفاع مقدس مانند دکتر چمران، در این سازمانها آموزشهای نظامی دیدهبودند.
عمده فعالیت تبلیغاتی جریان حامی زن زندگی آزادی در جریان مقاومت غزه، بر موارد زیر استوار است:
• حمایت از غیرنظامیان ساکن اراضی اشغالی و اعلام اخبار بدون منبع از کشته و زخمی شدن آنها (در حالی که عملاً فرد غیرنظامی در این اراضی وجود ندارد و همه آنها با علم به آنکه خانه و زمین فلسطینیان را اشغال کردهاند، وارد کشور جعلی اسرائیل شدهاند)
• گسترده نشان دادن حملات راکتی حماس و اعلام آنکه تجهیزات نظامی آنها مخرب و ساخت ایران است.
• حماس به پشتوانه و برنامهریزی ایران وارد جنگ با رژیم صهیونیستی شده است.
• جنایتهای اشغالگران، دفاع مشروع از خود است
• جنایتهایی مانند حمله به بیمارستان المعمدانی کار حماس است و آن را مشابه به دروغهایی میکنند که سال گذشته درباره جرائم سازمانیافته طرفداران ززآ منتشر میکردند و آنها را خودزنی نظام برای انحراف افکار عمومی مینامیدند.
• با ادامه هشتگهای یک سال گذشته سعی دارند جریان تمامشده را مانند یک بیمار مرگ مغزی، زنده نگه دارند.
نکته قابلتوجه اینجاست که در مواجهه با اعتراضات برخی از طرفداران خود که نمیتوانند آنچه در غزه رخ میدهد، نادیده بگیرند، آنها را مزدوران پول گرفته جمهوری اسلامی مینامند.
بهرغم تلاشهای رسانهای معاند که در قبال تأمین مالی جریانهای ضد جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور میشود، طوفان الاقصی توانست تفکر پشت پرده دفاع از حقوق مردم را به خوبی آشکار سازد و تناقضاتی را نشان دهد که صرفاً با بحث و استدلال قابل اثبات نبود. مانند اینکه جریان ززآ در حالی قتلعام مردم غزه را حق رژیم غاصب قدس میداند که سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران را به جهت مقابله با جرائم سازمانیافتهای، چون قتل و ترس و ارعاب عمومی، محکوم کرده یا مقابله حکومت سوریه با داعش را سرکوب مردم عادی خواندهبود. عملاً با آنچه رخ داد، تهمانده موافقان این جریان نیز تمام شدهاند و تنها کاربران و شبکهای نصفه و نیمه باقی مانده که علیالقاعده به دلیل فشار مالی موجود در حکومت نامشروع اسرائیل، به زودی کمک مالی به آنها قطع میشود و برای همیشه به زبالهدان تاریخ خواهند پیوست.