جلسات شورای امنیت سازمان ملل با توجه به رویکردی که غربیها و در رأس آن دولت امریکا در جانبداری از رژیمصهیونیستی اتخاذ کردهاند، یکی پس از دیگری بینتیجه به پایان میرسد، با این شرایط امید چندانی در رسیدن به یک آتشبس همهجانبه یا مقطعی عملاً وجود ندارد.
دامنه جنگ هم هر روز گستردهتر و حجم تلفات فاجعهبارتر میشود. در حالی که تصور میشد بعد از کشتار غیرانسانی صهیونیستها در هدف قرار دادن «بیمارستان المعمدانی» سازمانهای بینالمللی اقدام عملی و سازندهای در متوقف کردن ماشین کشتار صهیونیستها انجام دهند، اما در روزهای گذشته فاجعه «اردوگاه جبالیا» نیز در سکوت و بیعملی نهادهای بینالمللی رقم خورد و صدها کودک و زن با شش تن بمب به شهادت رسیدند.
نهایت اقدامی که نهادهای بینالمللی و حقوق بشری در این رابطه انجام دادند، انتشار بیانیههای نهچندان صریح و محکم بود، مانند بیانیهای که آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد صادر کرد. وی در آن گفته بود: «من از گزارشهایی که نشان میدهد دوسوم کشتهشدگان غزه زن و کودک هستند، وحشت دارم»، البته این گونه اقدامات مسبوق به سابقه است و بیش از این انتظاری نباید از نهادهای بینالمللی داشت، این در حالی است که برخی اشخاص و گروههای سیاسی، دنیای امروز را نه دنیای موشکها که دنیای گفتمانها دانسته یا میدانند، هر چند همین افراد امروز در برابر حجم انبوه بمبارانهای نوار غزه یا سکوت کردهاند یا با هزاران ترفند در تلاش برای توجیه گفتار خود هستند، البته در مواردی نهادهای بینالمللی و حقوق بشری کارکردهایی را از خود به جا گذاشتهاند. شرط کارکرد این نهادها آنجاست که موجودیت استکبار یا به خطر افتاده یا اینکه طرف مقابل با استکبار، توان بازدارنده از خود نشان دهد. نمونه این امر را پیشتر در جنگ ۳۳روزه رژیمصهیونیستی با حزبالله لبنان میتوان اشاره کرد؛ مادامی که جنگندههای دشمن صهیونیستی مردم بیگناه را بمباران و قتلعام میکردند، هیچ اقدام سازندهای از سوی سازمان ملل صورت نگرفت، اما به محض آنکه ورق جنگ به سمت حزبالله چرخید، شورای امنیت سازمان ملل در سی ویکمین روز جنگ تحمیلی ۳۳روزه به منظور حیات رژیمصهیونیستی و حفظ آبروی نظامیان آنها قطعنامه۱۷۰۱ را صادر کرد و توقف فوری آتش این جنگ را خواستار شد. بر این اساس اوضاع جنگ پیش رو هم به همین منوال خواهد بود و انتظار هیچ افق روشنی از سازمانهای بینالمللی نمیتوان داشت. بر این اساس تنها راه عملی و ممکن برای مقابله با قتلعام مردم غزه از سوی رژیمصهیونیستی گزینه مقاومت است. در تحقق این آرمان چند اقدام مهم و اساسی باید انجام دهند. اولین گام این است که نیروهای حماس ابتکار عمل این جنگ را در دست بگیرند و اقدامات تهاجمی و دفاعی خود را از طریق همه ابزارهایی که دارند، شدت بخشند. از سوی دیگر کرانه باختری و سایر بخشهای سرزمینهای اشغالی تجهیز و علیه صهیونیستها وارد جنگ شوند. دومین گام این است که کشورهای اسلامی متحد شوند که در این رابطه مقام معظم رهبری با تأکید بر لزوم بسیج دنیای اسلام، پافشاری دولتهای اسلامی بر قطع فوری جنایات و بمبارانها در غزه را ضروری خواندند و از این دولتها خواستند راه صدور نفت و ارزاق به رژیمصهیونیستی را مسدود کنند و با آن رژیم همکاری اقتصادی نکنند و در همه مجامع جهانی، صریح، بدون لکنت و دوپهلوگویی و با صدای بلند جنایات و فجایع رژیم غاصب را محکوم کنند. سومین گام این است که محورهای مقاومت همچنان که دولتهای غربی از لحاظ لجستیکی، نظامی و اطلاعاتی با صهیونیستها همکاری میکنند، آنها هم با گشودن جبهههای تازهای علیه رژیم اشغالی وارد عمل شوند، آنچنان که نیروهای یمنی در بیانیهای با عملیات نظامی خود در حمایت و پیروزی از مظلومیت مردم فلسطین علیه رژیمصهیونیستی وارد جنگ شدند. گام چهارم این است که یک جهاد تبیین در کل جهان شکل بگیرد تا دنیا واقعیتهای جنگ را بدون سانسور ملاحظه کند و دولتها سفرا و اتباع خود را از سرزمینهای اشغالی فرابخوانند.
در مجموع موافق این متن هستم