احیای ارزشهای اصیل و بازگشت به اصول فراموششده اسلامی شرط لازم برای حاکمیتبخشیدن به شریعت مقدس اسلام در جامعه اسلامی ماست. موضوع «پوشش زن» یکی از همین ارزشهاست. حجاب جزو مسائل روز و ریشهای جوامع اسلامی به ویژه ایران است. انسان غافل از وحی و نبوت و رهگمکرده عصر حاضر، در تفسیر و توضیح «عدالت میان زن و مرد» به طور عمدی یا سهوی دچار خطا شده و عدالت میان زن و مرد را در یکسانی و تشابه حقوق آن دو جستوجو میکند، غافل از اینکه احکام و حقوق مربوط به زن و مرد بسته به شرایط روحی و جسمی و توان و استعداد آنها باهم متفاوت است.
امروزه استکبار جهانی با بهرهگیری از دستگاهها و پوشش گسترده تبلیغاتی به نام آزادی و احقاق حقوق زن، او را به لحاظ جسمی و روحی به بردگی گرفته است تا آنجا که از طرق نوین بردهداری در عصر حاضر، زن را تا حد یک کالا تنزل داده و با شعار عدالتمآبانه تساوی حقوق زن و مرد از هر جهت، بزرگترین ظلم ممکن را نسبت به زن روا داشته است.
پدیده برهنگی، بیماری عصر ماست. با تهاجم فرهنگی در دو قرن اخیر بر جوامع اسلامی، موضوع «پوشش و حجاب» جزو جنجالبرانگیزترین مسائل مطرحشده قرار گرفته که نتیجه آن دستکم ایجاد تردید در ضرورت آن بوده است. مسئله حجاب از مهمترین مسائلی است که بعد از انقلاب اسلامی تاکنون مسئولان نظام جمهوری اسلامی را به خود مشغول داشته است. در ابتدای انقلاب، جمهوری اسلامی درصدد ایجاد جامعهای با احکام و شرعیات اسلامی بود و در این میان مسئله حجاب و پوشش جامعه یکی از موارد بیشماری است که نظام جمهوری اسلامی خواستار تغییر در آن و ایجاد شرایط آرمانی در این زمینه بوده است.
در بحث حجاب، امروزه جوامع اسلامی نیازمند نوعی گذار هستند؛ گذار از تقلید و عادت و تعبد از سر اکراه به مرحله آگاهی و معرفت. محصول این گذار که خود استلزامات فراوانی دارد، گذار آگاهانه از اجبار به سوی پذیرش رضایتمندانه است. رضایت خود عنصر مقوم قواعد عرفی و لازمه مقبولیت تصمیمات و ضامن پیروی از آنها بیتوسل به قوه قاهره و اجبار است. شبکههای ماهوارهای که با پخش فیلم، سریال، نمایش مدهای روز دنیا، فیلمهای پورن، مسابقات و سرگرمی و ... که در بستر فرهنگی خاص خود تولید شدهاند، به تضعیف سنت و ارزشهای سنتی به طور عام و هنجار پوشیدگی عفاف و رعایت حجاب به طور خاص کمک کردهاند. سینما از بازنمایی هژمونیکساز پوشش زنان (چادر به مثابه ایدئولوژی رسمی) به تدریج به سمت بازنمایی ضدهژمونیک پوشش (ارائه تصویر منفی از چادر) تغییر موضع داده است. در دو قرن گذشته الگوی پوشش از منظر جامعهشناسی نشانه موقعیت اجتماعی بوده است، اما در قرن حاضر آنچه پوشیده میشود، به معنای نوعی ایده بدنمحوری و کسب هویت است.
مد به مثابه یکی از روندهای تغییر در جامعه، باعث شده است در شیوه زندگی و طرز تلقی گروههای مختلف سنی به ویژه جوانان، تغییر ایجاد شود. جوانان علاوه بر تابعیت از بازار تودهای در زمینه مصرف کالا، در ترکیب و ابداع سبکهای نو در بازار مصرفی بیشترین تغییرات و تأثیرات را بر جا میگذارند. آنها قادرند نمادهای رایج و قالبی را شکسته و ایدههای نمادین خود را بر اساس معنای متفاوت (همگرایی یا واگرایی با فرهنگ جامعه) به کار گیرند. این معانی با توجه به نوع طبقه اجتماعی و اقتصادی که جوانان در آن قرار دارند، میتواند به دو شیوه نمایشی (دیدنی) و کالامحور شکل گیرد. در بعد نمایشی، جوانان هم علایق شخصی خود را در الگوی پوشش به کار میبرند و هم با پیوستن به گروههای همسال به پردازش و بازتولید نمادها و الگوها میپردازند، اما در حالتی که کالا محوریت دارد، نوع مارک و میزان هزینههایی که پرداخت میشود، اهمیت دارد. در بعد نمایشی، کنشی که مدنظر آنهاست، ارسال پیام ویژهای به ساختار کلی جامعه است. این پیام میتواند با توجه به ساختار سیاسی، اجتماعی و مذهبی هر جامعه، تعبیرهای گوناگونی داشته باشد. با توجه به افتوخیزهای تدوین قوانین در ایران این امر بهتر دیده میشود.
پژوهشگر حوزه زنان و خانواده