از مهمترین بنیادهای قوام زندگی زناشویی، تأکید بر اعتماد متقابل و پرهیز از هرگونه دورویی، دروغ و خیانت هر یک از زوجین نسبت به یکدیگر است که این مهم میتواند تأثیر عمیقی روی بیاعتمادی و سپس ناسازگاری در زندگی زناشویی داشته باشد. صاحبنظران متعددی در حوزه روانشناسی خانواده و جامعهشناسی به صورت متمرکز روی زمینهها و عوامل درونی و بیرونی ازهمپاشیدن زندگی زوجین تحقیقات متعددی انجام دادهاند و به صورت همنظر از عوامل مهم و تأثیرگذار روی شکلگیری ناسازگاری در مرحله اول، طلاق عاطفی در مرحله دوم و در نهایت جدایی همیشگی زوجین از یکدیگر را دروغ و کتمانکاری در باب مسائل مختلفی اعم از سطح درآمد، علایق و احساسات، شرکای جنسی و عاطفی خارج از چارچوب خانواده، مخفی نگه داشتن اعتیاد یا سوءمصرف مواد مخدر، دیدار مخفیانه با دوستان و خانواده، عدماستقلال فکری و تصمیمگیری هر یک از زوجین و همچنین مسائل حقوقی را برشمردهاند.
فریبکاری و گول زدن همسر، به بیاعتمادی دامن میزند. زمانی که اعتماد از بین میرود، دوباره به دست آوردن آن به ویژه برای افرادی که به همسر یا نامزد خود خیانت کردهاند، بسیار دشوار است.
بررسیها نشان داده است سطح تأثیر دروغ و کتمانکاری روی طلاق عاطفی، بسته به نوع شدت کتمانکاری یا دروغ، زمان ایجاد آن در مراحل مختلف زندگی زوجین، نوع دروغ و سوابق زوج یا زوجه در کتمانکاری متفاوت است، به طوری که در سنین ابتدای زندگی مشترک، محرزشدن دروغ و کتمانکاری دارای اثرات شدیدتری نسبت به دوره زندگی مشترک بیش از ۱۰سال است. بررسیها نشان داده است نوع دروغ به خصوص در زمینه خیانت دارای اثرات شدیدتری در زمینه ناسازگاری زوجین از هم است.
در زندگی امروزه که شاهد بروز برخی آسیبهای اجتماعی به خصوص در رابطه با روابط بین فردی و آزادیهای بیحد اجتماعی در برخی خانوادهها هستیم، شکلگیری کتمانکاری به عنوان عامل مهم در ناسازگاری زوجین بر اساس آمار معاونت اجتماعی نهاد ریاست جمهوری در امور خانواده (گزارش سال۱۴۰۲) و سازمان بهزیستی (گزارش سال۱۴۰۲) نسبت به دهه گذشته افزایش داشته است، بنابراین توجه به آشنایی زوجین نسبت به عواقب آن میتواند بسیار حائز اهمیت باشد.
* منابع در دفتر روزنامه موجود است
روزنامهنگار