۱- سبک زندگی دینی: «عالم محضر خداست» یعنی در این عالم معصیت و منکر مرتکب نشوید. سبک زندگی غربی: «این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است» یعنی صرفاً در این مکان مرتکب معصیت و منکر نشوید!
۲- امروزه با افزایش قدرت اقتصادی و رسانهای تمدن غرب و سیطره آن بر گستره جهان خاکی، تفوق ارزشی و فرهنگی آن نیز بر دیگر فرهنگها چشمگیر بوده و به همین دلیل سبک زندگی غربی به عنوان سبکی مدرن و ارزشمند در میان سایر سبکها در جوامع سنتی مطرح شدهاست. بسیاری از فرهنگهای کشورهای جهان سومی به طور کامل در فرهنگ و سبک زندگی غرب هضم شده و اصالت خود را از دست دادهاند و در جوامعی هم که مقداری مقاومت به چشم میخورد، استحاله عناصر فرهنگی و سنتی آن جوامع را به روشنی میتوان مشاهده کرد. در جامعه امروز ما نیز که از دسته دوم است، میتوان این واقعیت را تصدیق کرد. نوع زیستن و رفتار خانوادهها و افراد جامعه ما تا حد زیادی به استانداردها و شیوههای زیستن و سبک زندگی در غرب شباهت پیدا کرده و آن دسته از تفاوتهایی هم که هنوز از صحنه فرهنگ و زندگی ما به طور کامل حذف نشدهاند، یا بیارزش و نمادی از تحجر تلقی شده یا سهمی در مناسبات زندگی ما ندارند. به عبارت دیگر، سنتی هم اگر در لابه لای زندگی مدرن ما به چشم بخورد تنها در روی تاقچهها و ویترینها و حاشیه منازل است و نه در متن زندگی.
۳- یکی از مهمترین تفاوتهایی که میان سبک زندگی سنتی و دینی و سبک زندگی مدرن و غربی وجود دارد، در نحوه بازداری افراد از ارتکاب منکر است که متأسفانه به دلایل فوق الذکر، کم کم از عرصه فرهنگ زندگی ما در حال حذفشدن است. در جامعه سنتی و دینی ما این تلقی از دنیا و عالم وجود داشت که عالم محضر خداست و در محضر خدا نباید معصیت کرد و این تلقی از دنیا، انسان دینی را نسبت به زیست جهان خود متذکر میکند و این تذکر همواره با او همراه بوده و تا حد زیادی نیز تضمین کننده رفتار معروف او و نهی کننده رفتارهای منکر او است. اساساً این نوع نگاه انسان دینی به زندگی است که تذکر به هم نوع و اطرافیان را نیز به دنبال دارد، زیرا در جامعه سنتی و دینی هویت جمعی افراد آنها را به هم مرتبط و گره زده است و انسجام اجتماعی در حد بالای خود وجود دارد، بنابراین انسان دینی متذکر نسبت به عالم اطراف خود سعی دارد سایرین را نیز در این تذکر مقدس شریک کند.
۴- در دنیای مدرن عالم ناسوت از عالم لاهوت جدا شده و هیچ امر ماورایی و فراتر از انسان در این تمدن مورد پذیرش و فهم نیست، بنابراین عالم نه تنها محضر خدا نبودهاست، بلکه اساساً خدای زنده و فعالی نیز در صحنه مدیریت جهان وجود ندارد و هر چه هست و نیست از سوی انسان رقم میخورد. از سوی دیگر در سبک زندگی غربی هیچ اثری از آن هویت جمعی موجود در فضای سنتی به چشم نمیخورد و هویت فردی تکتک افراد است که اصالت را به خود اختصاص دادهاست و چه بسا افرادی در همسایگی یکدیگر حتی نام و نشانی از یکدیگر نمیدانند، بنابراین نه کسی نسبت به زیستجهان خود متذکر خدا و محضریت او میگردد و نه تذکری به سایر افراد جامعه از سوی انسان مدرن صورت میگیرد. حال در این فضا چگونه باید از رخ دادن منکر جلوگیری کرد؟ در جامعهای که تذکر فقط باید از مجرای قانون و مجری آن صورت گیرد و تذکر افراد به یکدیگر مصداق نقض حقوق شهروندی تلقی میگردد، چه باید کرد؟ همه جا و در هر زمان که مجری قانون ناظر بر رفتار افراد نیست، بنابراین تنها راه پیش رو، این است که نظارت قانون بر رفتار افراد در همه حال صورت گیرد که این امر نیز فقط با کنترل نامحسوس دوربینهای مداربسته قابل اجرا است، بنابراین ضامن اجرایی نهی از منکر در تمدن غرب دوربین است.
جامعه شناس و پژوهشگر