زنی که در جریان قتل مرد موادفروش بازداشت شده، مدعی است عاملان قتل را نمیشناسد جوان آنلاین: زنی که در جریان قتل مرد موادفروش بازداشت شده، مدعی است عاملان قتل را نمیشناسد.
به گزارش «جوان»، ساعت ۳ بامداد جمعه پنجم آبانماه، رهگذرانی در حال عبور از پایانه اتوبوسرانی در نزدیکی بزرگراه بسیج متوجه درگیری خونین سه مرد جوان شدند و موضوع را به پلیس خبر دادند.
با اعلام این خبر به سرعت تیمی از مأموران پلیس راهی محل شدند و دریافتند در این درگیری مرد جوانی با چاقو به شدت زخمی و به بیمارستان منتقل شده است و ضاربان هم که دو مرد جوان بودند پس از حادثه با موتورسیکلت از محل گریختهاند.
مأموران در ادامه برای تحقیق بیشتر به بیمارستان رفتند و متوجه شدند تلاش تیم پزشکی برای نجات جان مرد جوان که پرویز نام داشت، نتیجهای نداده و او بر اثر شدت خونریزی فوت کرده است.
بدین ترتیب پس از اعلام خبر قتل مرد جوان، قاضی موسی رضازاده، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به محل رفتند و تحقیقات خود را درباره این حادثه آغاز کردند.
مرد خلافکار
مأموران پلیس در بررسیهای میدانی خود دریافتند مقتول فرد خلافکاری است که چند سابقه کیفری در پروندهاش دارد. همچنین مشخص شد او از مدتی قبل در پاتوق خلافکاران به خردهفروشی موادمخدر مشغول بوده تا اینکه شب حادثه به قتل میرسد. بررسیها و گفتههای شاهدان عینی نشان داد مقتول لحظه حادثه همراه دختر جوانی بوده که پس از حادثه از محل گریخته است. همچنین مأموران با بررسی تلفن همراه مقتول با پیامکهایی روبهرو شدند که افرادی به او پیامک داده بودند چرا دختر جوان همراه اوست.
اعتیاد آوارهام کرد
همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، مأموران دختر جوان به نام شهلا را شناسایی و بازداشت کردند. وی در بازجوییها مدعی شد مقتول بهخاطر معامله موتورسیکلت با دو مرد درگیر شده و به قتل رسیده است.
صبح دیروز شهلا برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در ادعایی گفت: «چند سال قبل با پسر جوانی آشنا شدم. او به بهانه ازدواج مرا فریب داد و از آن روز به بعد ما با هم ارتباط داشتیم و مدتی بعد هم وقتی به خودم آمدم، دیدم معتاد به موادمخدر شدهام. خانوادهام خیلی تلاش کردند که ترک کنم، اما فایدهای نداشت و من هم برای تأمین هزینه موادمخدرم از خانهمان سرقت میکردم تا اینکه خانوادهام از خانه بیرونم کردند و من آواره کوچه و خیابان شدم. پس از این به پاتوق خلافکاران پناه بردم و با پرویز که موادفروش بود آشنا شدم. از آن روز دیگر من متعلق به پرویز بودم.»
سوءظن
وی ادامه داد: «ما همیشه با هم بودیم و او به من مواد میداد تا اینکه چند باری از مرد خلافکار دیگری به نام ستار مواد خریدم. پس از آن پرویز به من سوءظن پیدا کرد و میگفت با او ارتباط دارم. هر چقدر قسم و آیه میخوردم او قبول نمیکرد و همیشه مرا کتک میزد تا اینکه شب حادثه مرا سوار موتورسیکلتش کرد و گفت با دو نفر قرار دارد. وقتی سر قرار رسیدیم، دو مرد جوان با موتورسیکلت پیش ما آمدند و با پرویز درگیر شدند. آنها به من گفتند میخواهند معامله موتورسیکلت انجام دهند و خواستند که از محل دور شوم و ثانیههایی بعد هم با چاقو پرویز را زدند، من هم از ترس فرار کردم.»
درحالیکه دختر جوان ادعا میکند درگیری مرگبار مرد مورد علاقهاش به خاطر معامله موتورسیکلت بوده است، تحقیقات مأموران حکایت از آن دارد که این درگیری به خاطر رقابت عشقی رقم خورده و این فرضیه برای مأموران قوت گرفته که به احتمال زیاد ستار، دو مرد جوان را برای انتقام از رقیب عشقیاش اجیر کرده است. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و مأموران هم در تلاشند با شناسایی عاملان قتل، راز این حادثه را برملا کنند.