عملیات طوفانالاقصی و واکنش جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و حامیان غربیاش به آن، واجد دلالتهای راهبردی مهمی است که توجه به آن برای درک درست حوادث کنونی و آتی، ضروری است:
رژیم صهیونیستی یک ماهیت جعلی و اشغالگر است که تلاش کرده در ابعاد داخلی و خارجی برای خود یک تاریخ و هویت بسازد و البته هرچقدر در واقع امر در این تلاش ناکام بوده در صحنه رسانه و ذهن برای خود موفقیتهایی کسب کرده بود. این رژیم و اقتدار پوشالینش در واقع یک برساخت موهوم بود که امروز با یک تلنگر واقعی، عیار آن روشن شده است. عملیات طوفان الاقصی نشان داد که اسطورههای این رژیم دچار زوال شده و این رژیم از حیث نظامی، اطلاعاتی، سیاسی و روانی فاصله چندانی با فروپاشی ندارد. شاید بزرگترین اسطوره جهانی که این رژیم ساخته بود اسطوره شکستناپذیری ارتش آن بود که امروز به وضوح نشان داده شد که نه تنها این گونه نیست بلکه به راحتی به دست یک گروه مقاومت کوچک، تحقیر شده و جرئت ورود به یک درگیری رو در روی زمینی در برابر آن را ندارد. حتی اوضاع به قدری وخیم است که گفته میشود ۲ هزار نظامی امریکایی، مدیریت صحنه را بر عهده گرفته و برخی از منابع رسانهای از استقرار یک ژنرال امریکایی به نام «جیمز گلین» برای مدیریت صحنه درگیری این رژیم و مقاومت فلسطین سخن میگویند و این یعنی عملاً پنتاگون مدیریت این رژیم را به عنوان پادگان نظامی بزرگ خود در غرب آسیا بر عهده گرفته است. با این اوصاف میتوان گفت که رژیم صهیونیستی عملاً به پایان خط رسیده و کسی که صحنهگردان تحولات است دولت امریکا است که نمیتواند از این فرزند نامشروع خود دست بکشد. طوفانالاقصی نشان داد که رژیم صهیونیستی چنان دچار زوالی شده که توان و اعتماد به نفس لازم برای مدیریت «جنایت و کشتار» را که در آن به عنوان متخصص و متبحر شهره است نیز ندارد و این ارتش وحشی امریکا است که مدیریت جنایات علیه مردم مظلوم غزه را بر عهده گرفته و ماشین کشتار رژیم صهیونیستی را مدیریت میکند. همچنین اسطوره «بهشت موعود» و «سرزمین وعده داده شده» صهیونیستها نیز بعد از گذشت قریب به هشت دهه از بین رفته و دیگر از جذابیت لازم برای جذب یهودیان برخوردار نیست.
از مهمترین دلالت راهبردی عملیات طوفان الاقصی، روشن شدن قدرت روزافزون ایران است. رهبر معظم انقلاب اسلامی چند روز پیش از آغاز عملیات طوفان الاقصی به صراحت کشورهای برساخته اطراف را از افتادن به دام این رژیم برحذر داشته و به آنان نسبت به «شرطبندی بر روی اسب بازنده» هشدار داد. همچنین جمهوری اسلامی ایران بعد از آغاز این عملیات، در عین تأکید بر اینکه عملیات طوفان الاقصی یک ابتکار عمل فلسطینی است، به صراحت بازیگران حامی این رژیم را از کمک به این رژیم برحذر داشته و از اراده خود برای تغییر معادلات در صورت عبور از خطوط قرمز سخن گفت. این مواضع و این سطح از مدیریت تحولات به دست ایران، نشان دهنده ارتقای سطح کنشگری جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت مسلط منطقهای و قرار گرفتن در آستانه یک قدرت جهانی است.
ما دیگر در آستانه تغییر نظم جهانی نیستیم، بلکه در بطن این تغییر هستیم. نظم جهانی تغییر پیدا کرده است. این را دیگر ما فقط نمیگوییم. طوفانالاقصی دیگر برای اندک تردیدکنندگان، این واقعیت را به عیان نشان داد. در واقع این عملیات فریاد زد که پادشاه لخت است و رژیم صهیونیستی به عنوان مهمترین پادگان نظامی غرب و عامل تسلط و هژمونی بر تمدن اسلامی به پایان خط رسیده است. ادامه این ماجرا و اصرار رژیم صهیونیستی و امریکا بر تداوم جنایات، نشان خواهد داد که امریکاییها نیز دیگر دارای آن قدرت سابق و جایگاه نیستند که نفس حضورشان معادلات سیاسی- امنیتی را تعیین کند و بزرگترین ترس امریکاییها هم از همین موضوع است. درگیری امریکاییها با محور مقاومت و روشن شدن آسیبپذیری و سطح قدرت این کشور و از دست دادن چهره و جایگاه جهانیاش، در زمانی که روسیه در اوکراین، غرب را تحقیر کرده و اروپا را تحت فشار قرار داده و چین مترصد ضعف و مشغولسازی امریکا و حل مسئله تایوان و ارتقای نقش راهبردی خود در جهان است، یک فاجعه بزرگ خواهد بود. امریکاییها چه مداخله را توسعه دهند و چه کاهش دهند در پس این تحولات، بزرگترین بازنده خواهند بود.
یکی از تحولات راهبردی که با عملیات طوفان الاقصی خود را نشان داد، تغییر فاز رژیم صهیونیستی از موضع تهاجمی به تدافعی است. با گذشت قریب به هشت دهه از عمر نکبتبار این رژیم غاصب و جعلی به استثنای جنگهای اولیه با برخی دولتهای عربی، همواره در موضع تهاجم قرار داشته و این برای اولین بار است که پس از چند دهه مورد تهاجم قرار گرفته و این گونه خوار شده است و این حقیقتی بسیار مهم است و نشان از تحولی عمیق در صورت مسئله موضوع فلسطین به شمار میرود.
جامعه اسرائیل یک جامعه برساخته و جعلی بر مدار نظامیگری است که دچار تضادهای درونی و گسلهای اجتماعی است و بسیاری حتی خود صهیونیستها نسبت به فروپاشی درونی آن هشدار دادهاند. حتی چندی پیش اسحاق هرتزوگ، رئیسرژیم صهیونیستی با هشدار نسبت به اینکه شاید تل آویو ۸۰ سالگی خود را نبیند، اعتراف کرده که جامعه صهیونیستی با خطر فروپاشی از درون روبهروست و وضعیت مانند بشکهای از مواد منفجره در حال انفجار است. عملیات طوفان الاقصی و واکنش ارتش و نیروهای امنیتی این رژیم در قبال آن، نشان داد که یک جامعه جعلی با اسطورههای غیرواقعی و تاریخسازی دروغین، همبسته نشده و دارای هویت و انسجام لازم نخواهد شد.
ما فرصت یافتهایم تا در یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ حضور داشته باشیم. در روزگاری نه چندان دور، خبر حرکت کشتی کشورهای سلطهگر سبب تغییرات در سیاستهای کشورها میشد و مردم تقریباً نقش چندانی در تحولات نداشتند. قدرتهای بزرگ با استفاده از توان نظامی و اقتصادی خود، مهمترین کنشگری را در سرنوشت سیاسی ملتها بر عهده داشتند. ولی امروز در منطقه غرب آسیا، مردمانی زیست میکنند که از هیچ قدرتی نمیترسند و در برابر ظالمان و مستکبران سینه سپر میکنند و این از برکات انقلاب اسلامی و احیای اسلام و تجدید حیات آن در میان جوامع اسلامی است. عملیات طوفانالاقصی طلیعه تحولاتی است که در آن خیزش ملتها بساط استکبار را در هم خواهد شکست. تحولات امروز فلسطین، نشانه و کلید تغییر نظم جهانی، آشکارساز تضعیف هژمونی امریکا و عامل قدرتیابی و اعتلای تمدن اسلامی حول محور مقاومت خواهد بود.