مهدی محمدی در کانال تلگرامی خود نوشت: از این به بعد آنچه تعیینکننده است ژئوپلتیک جنگ است. ماتریس پیچیدهای از محاسبات بازیگران ایجاد شده که اجزای آن سخت به هم گره خورده است. در مدتی کوتاه حجم پیچیدگی محاسبات و تعاملات ژئوپلتیکی از انتظارات اولیه بسیار فراتر رفته است.
امریکا نگران تبدیل شدن طوفان الاقصی به یک نبرد منطقهای است و میداند که اگر اسرائیل پای خود را به درون غزه بگذارد، ماشه کشیده خواهد شد. بایدن در ظاهر برای کمک، اما در واقع برای هشدار به تلآویو رفته بود. از این مهمتر، امریکا از ۱۵ مهر به اینسو، سخت نگران فروپاشی امنیتی- سیاسی رژیم است. امریکاییها دیدند که پایههای رژیم چقدر سست، چشمان امنیتی آن کم سو، انسجام سیاسیاش نزدیک به صفر و چسبندگی مردم به سیستم در آن بسی ناپایدار است.
منابعی میگویند هدف اصلی امریکا از تجمیع نیرو در منطقه نگرانی از این است که تلآویو در یک درگیری چند جبههای، به سرعت هم زمین از دست بدهد و هم جمعیت و ناگهان فروبپاشد. یکی از رازهایی که امریکا پنهان نگه میدارد این است که در آن لحظه خاص، ناچار باید در تلآویو نیرو پیاده کند.
امریکا حاضر نیست نه به نیابت از اسرائیل و نه در کنار آن بجنگد. ترس از غافلگیری جهانی از سوی روسیه و چین، نگرانی شدید از تبدیل شدن امریکا به هدف نظامی مقاومت در منطقه و تنفر از نتانیاهو، عوامل اصلی است که به راهبرد امریکا شکل میدهد.
با این حال امریکا خود کارگردان اصلی تبدیل اسرائیل به ماشین کشتار در غزه، فشار به فلسطینیان برای کوچ اجباری، وادارسازی دولتها به سکوت و طراحی عملیات ویژه اطلاعاتی برای ترور رهبران مقاومت است. امریکاییها کارفرما هستند و این فراتر از شراکت است.
دیگر بازیگران، بهویژه اعراب متوجه شدهاند اسرائیل اگر جان به در ببرد در ابعاد وسیعی دست به جنایت و ترور خواهد زد. مصر، اردن و سعودی به دنبال یک اسرائیل ضعیف هستند ولی امریکا در پی آن است که تیم نتانیاهو را تسویه کند و در بلندمدت دوستان خود مانند گانتز را بر سر کار بیاورد.
اروپاییها از همه هراسان ترند. سؤال اصلی برای آنها این است که اگر دیوانههای اسرائیلی پای امریکا را به یک جنگ منطقهای باز کنند، روسیه با اوکراین و اروپا چه خواهد کرد؟! از دید اروپاییها این نزاع منطقهای میتواند ظرف چند روز جهانی شود.
مقاومت برخلاف برخی تحلیلهای احساساتی، بسیار سنجیده و قوی عمل کرده است. ایجاد یک تهدید معتبر نظامی شعار همیشگی نتانیاهو بوده، اما مقاومت آن را محقق کرده است. جبهههای دیگر عملاً گشوده شده، اما شدت درگیری مدیریت میشود. مقاومت اجازه نخواهد داد اسرائیل برای آن راهبرد تعیین کند.
حمله به بیمارستان المعمدانی پایان کار نتانیاهو از حیث سیاسی و پایان کار گالانت از لحاظ نظامی بود. ارتش اسرائیل نشان داد به بنبست رسیده و این را همه فهمیدند. هدف اسرائیل بیش از ۱۰ روز است که بگوید هیچ جای امنی در غزه نیست و فلسطینیان باید بروند. هیچکس، اما نرفته!
حالا اسرائیل باید به دنبال یک راه خروج بگردد. برای مقاومت بهترین سناریو تکمیل ضربه ۱۵ مهر با ضربهای بسیار بزرگتر پس از ورود اسرائیل به غزه است. صهیونیستها، اما ظاهراً هیچ سناریوی خوبی ندارند.
در نبردی چنین پیچیده باید صبور بود. خون دل خوردن بخشی از این جنگ مهیب است، اما خاطرهامان آسوده خواهد بود اگر توجه کنیم آنها که در این جنگ تصمیم میگیرند، از همه ما شجاعتر و به نابودی اسرائیل مشتاقترند.